آی طنز > فکاهیات > حیوانات > خواجه پیشی

خواجه پیشی

حیوانات | ۲۱ آبان ۱۳۸۸

پیرو طرح عقیم‌سازی گربه‌های تهرانی

بلا دور از جنابت خواجه پیشی!
شنیدم بعد از این بابا نمی‌شی!

گرفتند و شما را اخته کردند
دکان عاشقی را تخته کردند

چه پیش آمد تو را یکباره پیشی!؟
چه می گویم چه پیشی و چه پیشی؟!

تو بودی فتحعلی شاه و به ناچار
شدی آغامحمّدخان قاجار!

بمیرم از برای آن سبیلت
برای جسم و جان زخم و زیلت

نشو غمگین فدای اخم و تخمت
اگر اخته نمودندت به... هر حال!

لبت زین اختگی پرخنده باشد
که خود "پیش" آمدی فرخنده باشد

چرا نفرین و اینسان گریه زاری
دعایی کن به جان شهرداری

همان بهتر در این عصر گرانی
مجرد باشی و تنها بمانی

چو شد از سر غم اهل و عیالت
شوی فارغ ز غصّه، خوش به حالت

زمانی که شدی عاری ز مردی
ز بند مشکلات آزاد گردی

غم نان و معاش خانواده
توقّع‌های یار پرافاده

ز عشق دلبری ناز و سه ساله(1)
اضافه کار در سطل زباله

"فدایت گردم" و آی لاو یو"ها
سر دیوار، انواع میوها!

برای حفظ او با صد فلاکت
جدل با گربه‌های بی‌نزاکت

برای شام فرزندان بیمار
بسی سگ‌دو زدن در کوی و بازار

اگر پایش بیفتد گاه دزدی
نه رسمی همچو ماها؛ روزمزدی!

میان بچه های تخس و پر رو
به دام افتادن و خوردن ز هرسو!

فرود سنگ روی پا و کله
کتک خوردن ز قصاب محله

مگر یابی ز جایی استخوانی
سر سفره گذاری تکّه نانی...

*
از آنسو در غم مردی نزن زار
که دنیا گشته از این جنس بیزار

ز مردان بر نمی خیزد بخاری
که افکندند مردی را به خواری

زمانه پر ز نامردی است پیشی!
که از مردی سبیلی ماند و ریشی

رها از آنچه می دانیم و دانی
برو لذت ببر از زندگانی!

سعید سلیمانپور

--------------------------------------------------
(1). در ادبیات گربه‌ها، معادل معشوق 14ساله‌ی ماست!
منبع: وبلاگ شاعر «بوالفضول الشعرا»

برچسب ها: گرانی ، گربه ، اخته ، سگ ، غمگین
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین
نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.