آی طنز > فکاهیات > ادبیات > دائره‌المعارف کلمات خز و خیل

دائره‌المعارف کلمات خز و خیل

ادبیات | ۶ آبان ۱۳۸۸

الف
آخرشه: نهایتشه
آشغال کله: احمق
آشغالانس: ماشین آشالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند
آمار دادن: توجهکی نشان دادن/ مترادف‌ها: نخ دادن، راه دادن
آش و لاش: آسمون جل
آویزون: کسی که مرتب کنه می‌شود و بدون دعوت همه‌جا میرود
اخ کردن: پول رو سریع دادن
اند: نهایت
اسکل: کسی که از همه دنیا بی خبر است/ مترادفها: اوشگول- اوسکل - شاسگول
اق زدن: حال بهم خوردن
...ن خشکه: آدم خشک مزاج
اوس چون تاب دادن: کسی که قاطی کرده

ب
باحال: خوشایند
بار کردن: تیکه انداختن - فحش دادن
ببند گاله رو: خفه شو
ببو: انسان ساده لوح
بخواب(بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو
بروبچ: بچه ها-رفقا
بیریف: درست - ردیف
بینیم با: برو بابا
بیشین با (بیشین بینیم با): خفه شو بابا
باقالیا: اگر منظور شخص باشه به آدم ساده گفته میشه. اگه مراد از باقالیا مکان باشه به جای پرت گفته می شود

پ
پارازیت: حرف بد موقع
پا دادن: قبول کردن پیشنهاد - آمار دادن
پایه‌ای؟: حاضری؟
پیچ: دودره

ت
تابلو: واضح و مبرهن
تابل: تابلو
ترکمون: آدم ضایع
تریپ: (تیریپ) مدل- برنامه- قیافه
تگری زدن: بالا آوردن
تو باغ نبودن: در جریان نبودن- حواس پرت بودن
تو پیت نمی‌...: دارم حرف می‌زنم
تو نخ چیزی بودن: تو فکر چیزی بودن
تو کف چیزی بودن: تعجب کردن از چیزی
تو کف کسی بودن: وقتی یه نفر از یکی دیگه خیلی خوشش میاد میگن تو کفشه
ته: نهایت
تیکه اندختن: متلک انداختن
ته‌دیگی: مراد از نوعی تریپ جوادی

ج
جواد: (جوات) بی‌کلاس
جک جواد: اسم جمع و اسم فعال جواد
جیگر: تیکه

چ
چاقال : کسی که قابل دعوا نیست
چـ... ناشتا: خالی بستن
چـ... ناشتا تفت دادن: حرف مفت زدن

ح
حاجی‌ت : اشاره به شخصی که از این کلمه استفاده میکند. اشاره به خود!
حاجیکس: تشدید و تاکید هویت شخصی

خ
خز: جواد
خز و خیل: خیلی جواد(اشاره به یکی از محله های قرچک ورامین)
خزاب: باب فعال خز برای تاکید خز بودن شخص
خفن: به معنی بزرگ- زیاد- مهیب

د
داف: دختر زیبا
دافی: دوست از جنسی دیگر!
داغ کردن: عصبانی شدن
در و داف: دخترها
دمبه: کسی که خیلی تنبل است
دمت قیژ: دمت گرم
دمت: دستت درد نکنکه
دم کسی را دیدن: حق حساب را دادن
دو دره: به معنای دک کردن (معنی این کلمه در متن مشخص میشود)
دهن کسی کف کرد: از حرف زدن خسته شد

ر
ره ده ده: تموم شدن - به آخر رسیدن

ز
ضاغات: ضایع- سه
زارت: (زرت) ١. زرشک ٢.به سرعت(زارتی زد تو گوشم)
زارت غمسوز شدن: ازبین رفتن- حالگیری شدن
زپرشک: زرشک
زرید: زر زد- حرف مفت زد
زید: دوست از جنسی دیگر

س
سریش: کنه
سنم: آشنایی
سوتی: اشتباه
سولاخ : سوراخ
سه: ضایع
سه سوت: سریع
سیکتیر : از کلمات آذری وارد فارسی شده به معنی «خفه شو» می‌باشد
سیکیم خیاری: از کلمات آذری وارد فارسی شده به معنی «بی ثمر و هرزه» می‌باشد

شین
شاخ شدن: خود را دخیل کردن یا بدون دعوت جایی رفتن
شصت تیر: با سرعت
شکلات: کسی که فقط حرف دعوا را میزند ولی جیگر دعوا را ندارد
شیلنگ : دراز
شلغم: آدم بیخود و بدرد نخور

ضاد
ضایع: خراب
ضد حال زدن: حال گیری کردن - به کسی که همه برنامه را خراب می‌کند، گفته می‌شود

عین
عمرن(عمرا): به هیچ وجه
عمرنات پتاسیم: عمراً عمراً

ف
فاب: (فابریک) دوست به درد بخور و صمیمی - دوست اختصاصی
فر خوردن: ترسیدن
فک زدن: حرف زیاد زدن

ک
کف کردن : تعجب کردن
کل کل : معنی ادعای سر بودن در یک مورد خاص بین دو نفر- وقتی دو نفر شروع به تیکه انداختن به هم دیگه می‌شوند تا یکی کم بیاره
کلفت بار کردن : فحش‌های گنده بار کردن
کم آوردن: جا زدن
کنه : کسی که مدام شاخ می شود

گ
گوشت: جیگر
گلابی: ١.کسی که تنبل است ٢. چاقال
گلوش گیر کرد : وقتی کسی از کسی خوشش بیاد
گنده گو...ی کردن: ادعای زیادی کردن
گوجه زدن : تگری زدن - شاکی بودن
گل لکد نمیکنم : حرف دارم میزنم، گوش کن (بادمجان واکس نمیزنم- تو پیت نمی‌...)

ل
لاوترکوندن: عاشق هم بودن
لجن: هم به نوعی تریپ گفته میشود هم به شخصی که چرک باشه

م
مخ زدن: مخ خوردن - اغفال کردن!
میخ شدن: خیره شدن - گیر دادن

ن
نافرم: بدجور
نیم رخ گـ...ز فیثاغورث: استعاره از زشتی
نادخ: نافرم - ناجور


هندونه: اسکل- شاسکول

ی
یول (یول ممد): اسکل

برچسب ها: فرهنگ ، معنی ، اصطلاحات ، جوات ، خیل ، خز
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین
#1 | S.m
وااااااااااااااااای من مردم :)))))))))))
#2 | افی
وااااااااااااای من زنم :)))))))))))
#3 | hogo
دمت غيژ كلي حال دادي جون داش
#4 | marshal
در مورد شاسکول باید بگویم که این کلمه تلفظ بازاری شاه اسکول (شاسکول)
است .اسکولی(شخصی) که اسکول به او بگوید اسکول شاه اسکول است
نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.