آی طنز > فکاهیات > ازدواج > عشق > نامزد بازی

نامزد بازی

عشق | ۴ آبان ۱۳۸۸

دخترجوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد.
پس از دو ماه، نامه‌ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می‌کند به این مضمون:

لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی‌توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده‌ام!
ومی‌دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم.
من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست
باعشق: روبرت

دختر جوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد، از همه‌ی همکاران و دوستانش می‌خواهدکه عکسی از نامزد، برادر، پسرعمو، پسر دایی و سایر مذکرات اطرافشان به او قرض بدهند. بعد همه آن عکس‌ها را باعکس روبرت، نامزد بی‌وفایش، دریک پاکت گذاشت و همراه با یادداشتی برایش پست می‌کند، به این مضمون:

روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه‌ی تو را به یاد نیاوردم.
لطفاً عکس خودت را از میان عکس‌های توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان!


نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.