آی طنز > فکاهیات > September 2009

سوالهای احمقانه‌ی کامپیوتری

وسایل ارتباطی | ۷ مهر ۱۳۸۸

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ازمشاوران آنها پرسیده‌اند را منتشر کرد. برخی از این سوالات آنقدر خنده‌دار است که حتی آنها که سوال کرده بودند نیز پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده‌اند. ادامه »»

نبرد رستم و سهراب به روایت گردآفرید!

افسانه و حکایت | ۶ مهر ۱۳۸۸

سعید سلیمان‌پور- تهمتن سوی آینه شد روان
پس آنگه بپوشید ببر بیان
دو دوری بچرخید و خود را بدید
«چه خوشگل شدم» گفت و از جا پرید
در آن آینه عکس خود بوس کرد
خودش را برای خودش لوس کرد
سبیل خودش را بسی شانه زد
به زیر بغل نیز افشانه زد! ادامه »»

چگونه مربی تیم ملی انتخاب کنیم؟

ورزش | ۶ مهر ۱۳۸۸

* مربی خارجی 3 ماه با تیم شما کار خواهد کرد و شما قطعا تیمی آماده خواهید داشت، درست در همین شرایط است که باید یادتان بیفتد که توجه به مربیان ملی تا چه حد ضروری است.
* به مدت دو ماه با هر نوع وابستگی، خصوصا وابستگی ورزشی مخالفت کنید و با شعار «مرگ بر فلانی» مربی خارجی را از کشور بیرون کنید. ادامه »»

تست هوش اوبامایی - چاوزی!

آزمون | ۶ مهر ۱۳۸۸

اوباما به هیلاری گفت: یه سوال ازت می‌پرسم، 30 ثانیه زمان داری که جواب بدی. «اون کیه که زاده‌ی پدر و مادرته، اما برادر و خواهرت نیست؟» چاوز خودش هم هنگ کرد و توی جواب موند که یهو هیلاری گفت: خوب معلومه، خودمم دیگه! چاوز کف کرد و سریع راه افتاد و رفت ونزوئلا و زنگ زد به «نیکولاس مادورو» وزیر خارجه و گفت: آب دستته بذار زمین بیا اینجا کارت دارم! ادامه »»

حمایت سه شپش!

افسانه‌های امروزی | ۵ مهر ۱۳۸۸

ابوالفضل زرویی نصرآباد
...شپش اول گفت: «من می‌روم سر وقت ملک التجار چون نسل اندر نسل خاندان ما با بزرگان نشست و برخاست داشته‌اند.» شپش دوم گفت: «من هم می‌روم به خانه‌ی مش حسن بیل زن. اصولا خون آدم ثروتمند به مزاج من سازگار نیست.» شپش سوم گفت: «من هم می‌روم به ولایت غربت پیش فک و فامیل‌های خودم.» باری سه شپش جوانمردانه بر سر و روی هم بوسه زدند و خداحافظی کردند و از هم جدا شدند. ادامه »»

عاقبت شخصیت‌های کارتونی

زندگی | ۵ مهر ۱۳۸۸

برای آنها که دائم خبر ازدواج و طلاق، مرگ و میر، جار و جنجال و ریزه‌کاری‌های زندگی این و اون رو در میارن، این اخبار خیلی به کار میاد. مثلا حتما دوست دارید بدونید بالاخره چوبین چه خاکی به سرش ریخت، یا خانواده‌ی دکتر ارنست چکار کرد. دختراش ازدواج کردن؟ کی طلاق گرفته. خلاصه پیاز داغش زیاده! ادامه »»

نخبگان از بیخ عرب!

وب | ۵ مهر ۱۳۸۸

مرکز: روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن. مشتری: سمت چپ شما یا سمت چپ من؟

مشتری: سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم. نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه: «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم. اما کامپیوتر هنوز میگه نمی‌تونه پیداش کنه! ادامه »»

جک، تلفن همراه و لوبیای سحرآمیز

وسایل ارتباطی | ۴ مهر ۱۳۸۸

جک داستان را برای مادر بزرگ خویش بازگو کرد و مادر بزرگ چون این دستان را شنید با ته قابلمه بر سر جک کوباند و لوبیا و گوشی را از پنجره به بیرون انداخت . جک به سرعت به طرف گوشی رفت و آن را یافت ولی هرچه به دنبال لوبیا گشت چیزی نیافت . در آخر به اتاق خود بازگشت و شب را در تخت خواب با ایرانسلش در اینترنت سپری کرد. ادامه »»

برچسب ها: لوبیا ، موبایل ، مادر ، کارت ، آمیز ، بزرگ ، جک ، دیو ، سحر ، شارژ ، غول
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

وقتی مردها لارج بشن...

زنان و مردان | ۴ مهر ۱۳۸۸

زن: من الان توی فروشگاهم یک کت چرمی خیلی شیک دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟ مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر.
زن: می دونی از کنار نمایشگاه ماشین هم که رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی که خیلی دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلی دلم میخواد یکی از اون ها رو داشته باشم. ادامه »»

برچسب ها: ماشین ، مرد ، مطمئن ، همراه ، باشگاه ، تلفن ، زن
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

ماموریت ویژه

آموزش | ۲ مهر ۱۳۸۸

ماموران سیا داشتن واسه ماموریت خیلی خفن آماده می‌شدن. از بین 1500 نفر بهترین مأمورا، سه نفر رو انتخاب می‌کنن واسه تمرینات ویژه. این سه نفر رو یک سال تموم آموزش میدن و آخر سال بهشون میگن: فردا روز آخر آموزشتونه، برای اتمام این مرحله باید خانوماتون رو هم بیارین سر تمرین. ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

خاتمی، خاتمی، فرصت دیگرش ده!

آزمون | ۳۱ شهریور ۱۳۸۸

خاتمی پیش خودش گفت خوب یه سوالی ازش بپرسم که نه سخت باشه که نتونه جواب بده، نه زیاد راحت که تابلو باشه. گفت: خوب عزیزم، شما بگو ببینم هشت هشت تا می‌شود چند تا؟ یارو یه کم فکر کرد و گفت: 156 تا! جمعیت یهو شروع کرد به شعار دادن که: خاتمی، خاتمی، فرصت دیگرش ده! خاتمی خاتمی، فرصت دیگرش ده! ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

قورجنگله و مرد تمبک‌زن‌!

افسانه‌های امروزی | ۳۰ شهریور ۱۳۸۸

ابوالفضل زرویی نصرآباد
یک مرد تمبک زن�% ادامه »»

اصطلاحات جورواجور

آموزش | ۳۰ شهریور ۱۳۸۸

ازدواج: توافقنامه‌ای که در آن مرد درجه لیسانس‌اش را از دست میدهد و خانم درجه‌ی استادی را کسب می کند./ مصالحه: هنر تقسیم یک کیک به روشی که هر کسی فکر کنه بزرگترین تکه رو دریافت کرده است./ رئیس: شخصی که اول است وقتی تو تاخیر داری و تاخیر دارد وقتی که تو اول هستی./ بمب اتمی: یک اختراعی برای ختم غائلهء تمام اختراعات./ فیلسوف: نادانی که در طول زندگی خود را عذاب می دهد تا بعد از مرگش بر سر زبانها باشد. ادامه »»

بازاریابی در دانشگاه استنفود

ازدواج | ۳۰ شهریور ۱۳۸۸

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن ، به این میگن بازاریابی مستقیم/ شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن ، به این می گن تبلیغات ادامه »»

آزمون استخدامی

آزمون | ۲۸ شهریور ۱۳۸۸

این یک آزمون آزمایشی برای کسانی است که بخواهند بر فرض محال در جایی استخدام شوند. مجموعه‌ای است حرفه‌ای از تست‌های فرهنگی هنری، ورزشی، علمی، تفریحی و... ادامه »»

مردها چه جوری هستند؟!

زنان و مردان | ۲۸ شهریور ۱۳۸۸

مردها مثل «مخلوط کن» هستند: در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد./ مثل «طالع بینی مجلات» هستند: همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می‌گویند./ مردها مثل «سیمان» هستند: وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی. ادامه »»

کی به کیه؟

شغل | ۲۸ شهریور ۱۳۸۸

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد/ ریاضیدان : مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست/ فیلسوف : کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند/ روانشناس : کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد ادامه »»

ضرب‌المثل‌های ازدواجی

ادبیات | ۲۶ شهریور ۱۳۸۸

فرانسوی: مردی که به خاطر پول زن می گیرد، به نوکری می رود./ ایتالیایی : دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر./ آذربایجانی: در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن. ادامه »»

تست هوش آدم ضایع‌کن!

آزمون | ۲۵ شهریور ۱۳۸۸

1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟ آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد. 2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟ آن ازدانش‌آموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست ... ادامه »»

فارسی نویسی در اینترنت

ادبیات | ۲۴ شهریور ۱۳۸۸

فرهنگستان زبان فارسی در یک اقدام انساندوستانه از خیر کلمه‌ی «اینترنت» گذشت و اعلام کرد: به اینترنت همان اینترنت بگوییم. ما ضمن تشکر برای جبران یکسری پیشنهاد در راستای همین اینترنت و اینجور چیزهای بی‌ادبی ارائه می‌کنیم که هم ادبی بشود، هم کار عزیزان راه بیفتد. ادامه »»

حكايت چهار درويش

افسانه‌های امروزی | ۲۴ شهریور ۱۳۸۸

ابوالفضل زرویی نصرآباد: یک شب که با لباس درویشی رفته بودند به سرکشی، همین طور رفت و رفت تا رسید به یک کلبه خرابه‌ای. از پشت شیشه سرک کشید و دید سه تا درویش دور آتش نشسته‌اند و دارند درد دل می‌کنند. پادشاه که خودش را دروغکی شکل درویش‌ها کرده بود، آمد دم در و گفت: یا هو! سه درویش که توی کلبه نشسته بودند، گفتند: و علیک یا هو! بفرما درویش. ادامه »»

آدم شوت، نتیجه‌ی شوت!

سفر | ۲۴ شهریور ۱۳۸۸

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟ ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

یخچال را بی‌خیال شوید!

پزشک و بیمار | ۲۳ شهریور ۱۳۸۸

وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که می‌دوید و در همان حال داشت لباس می‌پوشید. من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله. ادامه »»

برچسب ها: ماشین ، یخچال ، کله ، کمر ، پرتاب ، دوید ، درد ، سر ، شوکه ، شکسته ، عجله
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

سیگار و کشیش و دعا

آموزش | ۲۲ شهریور ۱۳۸۸

در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد: «فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟» ماکس جواب می دهد: «چرا از کشیش نمی پرسی؟» جک نزد کشیش می رود و می پرسد: «جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم.» ادامه »»

برچسب ها: کلیسا ، کشیش ، تعجب ، دعا ، سوال ، سیگار
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

مریض‌های خیلی مریض

زنان و مردان | ۲۱ شهریور ۱۳۸۸

یه مرد را دیدم كه میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید. من یخچال را كه روی بالكن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون! دلیل كمر دردم هم همین بلند كردن یخچاله. ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

آقایون چکار می‌کنن، خانوما چکار؟

زنان و مردان | ۱۹ شهریور ۱۳۸۸

* تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند * در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند، ولی در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند. * در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو به حساب نمی آرن. ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

ماهی فروش زرنگ

اقتصاد | ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

تا مرا دید به طرفم دوید و گفت آقای دکتر دستم به دامنت، ماهی را پس بده. من باید این ماهی را به فلان دکتر بدهم. اشتباهی به شما دادم. چرا شما به من نگفتی که آن دکتر نیستی و برادرزاده مرا نمی شناسی؟ من که در سالن و جلوی سایر بیماران یکه خورده بودم با دستپاچگی گفتم: ماهی‌ات الآن در فریزر خانه ماست. ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

شرط قلنبه

اقتصاد | ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

پیرزن: حاضرم شرط ببندم که شما شکم دارید! مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی‌اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید: مثلاً سر چه مقدار پول؟ زن پاسخ داد 20 هزار دلار! ادامه »»

برچسب ها: مدیر ، وکیل ، پول ، پیر ، بانک ، دلار ، زن ، شکم ، شرط ، عامل
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

مادر زن

عشق | ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

علی‌اصغر نجفی: بنازم جنس مرغوب و تک و اعلای مادر زن، براوو، آفرین، مرسی به این کالای مادر زن/ نمی گویم که جنس بنجلش انداخت بر مخلص، که ممنونم بسی از همت والای مادر زن ادامه »»

برچسب ها: مادر ، مرغوب ، آبرو ، بنجل ، جنس ، زن ، زشت
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

خواستنی‌ترین ماشین دنیا

عشق | ۱۷ شهریور ۱۳۸۸

شیشه دوودی سبز رنگ به همراه قاب مخصوص برای نصب آگهی ترحیم دووستان و آشنایان، زنجیرکوبی دور پلاک‌ها، جلوبندی تمام چوب، آویزان کردن سی‌دی به آینه ادامه »»

چگونه حرص پدر و مادرتان را در بياوريد؟!

آموزش | ۱۶ شهریور ۱۳۸۸

احمد شریفی زمیدانی: اما نمي دانم چرا اين قدر اذيت كردن پدر و مادر كيف دارد! شايد به اين دليل است كه آن ها تنها كساني هستند كه هرقدر شما اذيتشان كنيد، باز هم شما را دوست خواهند داشت. بنابراين پيشنهادت پايين را در مورد درآوردن حرص والدينتان به كار ببنديد و مطمئن باشيد كه آن ها هميشه شما را بيش از هر كس ديگر دوست خواهند داشت. ادامه »»

پول بحتر است یا سروت؟!

مدرسه و دانش‌آموز | ۱۶ شهریور ۱۳۸۸

وحید میرزایی: دیشب مادرم با پدرم دعوایش شد، من گوش نمی‌دادم به حرف‌هایشان. ولی مادرم می‌گفت: مرده شورت را ببرند که اینقدر بی‌پول و آس و پاسی.حیف من برای تو. من1000 تا خواسگار پولدار داشتم. اگه به حرف بابام گوش می‌کردم، شوهر تو نمی‌شدم! ادامه »»

برچسب ها: مادر ، پول ، پاس ، پدر ، آس ، بیل ، خواستگاری ، خاک ، دیشب ، دعوا ، زن ، سر ، شوهر
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

عشق با چاشنی...

عشق | ۱۶ شهریور ۱۳۸۸

امین تنهادوست: عارفان و حکیمان بسیاری عشق را به چیزهای مختلفی تشبیه کرده‌اند. با حکمتی دیگر شما با طعم عشق آشنا می شوید. معمولا عشق یا کشکی است، یا زرشکی، یا فلفلی, یا زعفرانی, یا آویشنی. آدم دوست داره بخورش! ادامه »»

چگونه خرگوش گرگ را می‌خورد؟!

دانشگاهی | ۱۵ شهریور ۱۳۸۸

خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود. در همین حین، یک روباه او را دید. روباه: خرگوش داری چیکار می‌کنی؟ خرگوش: دارم پایان نامه می‌نویسم. روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامت چی هست؟ خرگوش: من در مورد اینکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب می‌نویسم. ادامه »»

هفته‌ی پر کار یک آدم مجرد!

زندگی | ۱۴ شهریور ۱۳۸۸

از صبح مشغول وارسی کمد لباسها و پیدا کردن جورابم هستم! تلویزیون اصلاً مرا سرگرم نمی کند، تا شب شبکه ها راوارسی می کنم! در طول روز د ه ها بار یخچال را باز و بسته می کنم بااینکه میدانم چیزی در آن یافت نمی شود! ادامه »»

برچسب ها: وارسی ، یافت ، کتاب ، خرید ، شنبه ، صبح
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

اقتصاد گاوی

اقتصاد | ۱۴ شهریور ۱۳۸۸

اقتصاد روسی: دو تا گاو ماده دارین. اونها رو می‌شمرین و متوجه میشین که ۵ تا گاو دارین. اونها رو دوباره می‌شمرین و می‌فهمین که ۴۲ تا گاو دارین. اونها رو دوباره می‌شمرین و متوجه میشین که ۱۷ تا گاو دارین. یه بطری ودکای دیگه باز می کنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین! ادامه »»

کارگران مشغول فرهنگ سازی‌اند!

ادبیات | ۱۴ شهریور ۱۳۸۸

آيدين سیارسریع - واژه ناملموس و خارجی آندرانیک تیموریان به «برادر ارمنی لژیونر» تغییر خواهد یافت./ کاربرد در فردوسی‌پور: چه می‌کنه این برادر ارمنی لژیونر/ ایراد وارده: خود لژیونر یک واژه بیگانه است! پس به جای لژیونر می‌توانیم از «خارج بازی‌کن میهن‌دوست» بهره ببریم./ اصلاحیه - آندرانیک تیموریان: برادر ارمنی خارج بازی کن میهن‌دوست. ادامه »»

مکتب‌های پولکی

اقتصاد | ۱۲ شهریور ۱۳۸۸

لطفا دستتون رو بکنید توی جیبتون. خوب؟ چیزی دستتون رو گرفت؟ با توجه به وضعیت جیبی و پولی معلوم کنید شما در کدوم مکتب پولکی جا می‌گیرید؟ مرفه بی دردیسم، مرفه بادردیسم، نیومرفهیسم، حقوق سرماهیسم، بی‌پولیسم، چیزیسم، دولتیسم یا مکتب دست به قلمیسم! ادامه »»

برچسب ها: قلم ، مکتب ، ماه ، محتاج ، مرفه ، مرغ ، چیز ، پول ، پولکی ، انبار ، جیب ، حقوق ، دست
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

چند داستانک خیلی خیلی اخلاقی!

اخلاق | ۱۲ شهریور ۱۳۸۸

بوقلمونی، گاوی بدید و بگفت: در آرزوی پروازم اما چگونه؟ ندانم‎. گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوری قدرت بر بالهایت فتد و پرواز کنی‎. بوقلمون خورد و بر شاخی نشست‎. تیراندازی ماهر، بوقلمون بر درخت بدید‎. تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاکش نمود ادامه »»

بر خاک کنید این ملعون را…

حکایات | ۱۲ شهریور ۱۳۸۸

گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. ادامه »»

برچسب ها: ملا ، مرده ، معطل ، کوچه ، کتاب ، تاجر ، ثروتمند ، حیات
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

ضرب‌المثل‌های زنانه!

کشورها | ۱۱ شهریور ۱۳۸۸

1- فرانسوی‌ها: مردی از چوب به زنی از طلا می ارزد (ناپلئون)/ انتخاب زن و هندوانه مشکل است ۲-نروژی‌ها: شیطان زن را بلعید ولی از هضمش عاجز ماند/ نه ماهی بدون استخوان است نه زن بدون جنون/ زن مثل نعناع است هر چه بیشتر آن را بکوبی بویش بهتر است ادامه »»

چگونه روشنفکر شویم؟

آموزش | ۱۱ شهریور ۱۳۸۸

این روش خیلی روش خوبیه به این دلیل که تقریباً همه دخترا خیلی از پسرای تیریپ روشنفکر خوششون میاد! روشنفکر شدنم خیلی کارسخـتی نیست، کافیه چند تا اسم نویسنده و کارگردانی رو که تا حالا کسی اسمشونو نشنیده حفظ کنین و تو هر جمله ای که میگین، یه دو سه تاشو بندازین. ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

نحوه دوشیدن شیر ۲ گاو

آموزش | ۱۱ شهریور ۱۳۸۸

ایده آلیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. همسر شما آنها را می‌دوشد./ رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. اما هنوز هم خودتان آنها را می‌دوشید./ متحجریسم: دو گاو دارید. زشت است شیر گاو ماده را بدوشید./ فمینیسم: دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید. ادامه »»

آسیب‌شناسی فک و فامیلی

زندگی | ۱۰ شهریور ۱۳۸۸

ما یه عمه و عمو و خاله و دایی شنیدیم. اما نمی‌دونیم چقدر روابط فامیلی پیچیده است که! مثلا شما تا حالا چند تا کتاب درباره عمه‌تان خوانده اید؟ ارتباط با هر یک از این عزیزان پیچیدگی های خاص خودش را دارد که از ارتباط با آمریکا هم سخت تر است. با این آسیب‌شناسی پی به ریزه‌کاری و نکات پنهان روابط فامیلی می‌شوید. بخصوص راجع به بنداز بنداز‌های فامیلی! ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین