آی طنز > فکاهیات > آموزش > ادبیات > دستور زبان اصفهانی

دستور زبان اصفهانی

ادبیات | ۱۸ مرداد ۱۳۸۸

1- مضاف و موصوف همیشه «ی » می‌گردد. مثال:
درِ باغ: دری باغ
گل قشنگ: گلی قشنگ
آدم خوب: آدمی خُب

2- «د» ما قبل ساکن تبدیل به «ت» می‌شود. مثال:
پراید: پرایت
آرد: آرت

3- «و» ساکن آخر کلمه به «ب» قلب می‌شود. مثال:
گاو : گاب

4- اصولآ در هر کجا که کسره قشنگ باشد، فتحه بکار می‌رود و در هر کجا که فتحه کلمه را زیبا می‌کند، کسره بکار می رود. مثال:

برای فتحه
اَز: اِز
قفَس: قفِس
اَزَش: اِزِش
بِزَن: بِزِن

برای کسره
اِمروز: اَمروز
حِیفِ: حَیفِس

5- صداء «ا» جایگاهی نداشته وبه «او» تبدیل می‌شود. مثال:
شما: شوما
کجا: کوجا
خوبه: خوبِس
چادر: چادور - چادِر

6- حرف «و» در قالب حرف ربطی به «آ» تبدیل می شود. مثال:
من و تو و حسن: منا تو آ حسن

اصولآ خود «آ» به عنوان یک حرف ربط به کار می‌رود. مثال:
من هسَم, آ بابامم هسَن.

در ضمن حرف «آ» به عنوان «به علاوه (+)»هم به کار می‌رود. مثال:
3+4+5: 3+4 آ 5

7- حرف «ه» در لهجه‌ی اصفهانی به نوعی نابود می‌شود. مثال:
بچه‌ها: بِچا
گربه‌ها: گُربا
می‌جهد: می‌جِد

«ه» در آخر کلمات فعل به «د» ساکن بدل می‌شود.
بِره: بِردِ
بشه: بِشِد

«ه» به «ی» تبدیل می‌شود. مثال:
بهتر: بیتَرِس
گربه: گربیه

«ه» به «و» بدل می‌شود. مثال:
می‌آئیم: ما وَم می‌ییم

«ه» به «ش» تبدیل می‌شود. مثال:
بهش میگم: بِشِش میگم

نکته: به غیر از اول شخص مفرد؛ حروف «خوا» به «خ» تبدیل می‌شود. مثال:
می‌خوای: می‌خَی

8- در برخی از افعال حرف «ی» به «اوی» تبدیل می‌شود. مثال:
می‌گی: می‌گوی

9- حرف اول کلمه «ب» یا «ن» باشد و حرف سوم «ی» باشد یک «ی» بعد از «ب» یا «ن» اضافه می‌شود. مثال:
بگیر: بیگیر
بشین: بیشین
بریز: بیریز
ببین: بیبین

10- حرف «س» در آخر لغات. مثال:
چه خبر؟: چه خبِرِس؟
بسه: بسِس

11- نکته جالب دیگر در مورد کلمه «پس» است که اغلب «س» آن حذف می‌شود. مثال:
کجایین پس؟: کو جاین پَ؟
پس تو کجایی؟: پَ تو کوجای؟

«و» ما قبل «ی» به «ف» تبدیل می‌شود. مثال:
دیوار: دیفال

تبصره: در لهجه‌های Super Esf اصولآ «د» به «ز» تبدیل می‌شود. مثال:
گنبد: گنبِز

12- «ی» در آخر کلمات حذف می‌شود. مثال:
چیزهای زیادی هست: چیزا زیادی هست
بچه‌های اون محله: بِچا اون محله
آدمای این دوره زمونه: آدِما این دوره زِمونه

13- د+فعل+د. مثال:
دِ بیا دِ
دِ برو دِ
دِ جَل باش دِ


چند اصطلاح اصفهانی
1- آیا عالم به معنای معلوم نیست: آیا عالم بیاد یعنی معلوم نیست بیاد
2- «آیدی داره» به معنای معنای جالب: آیدی دارده ایشون دارن به ما اینا را میگن
3- جَخ به معنای «تازه»: من جَخ رسیدم... که در بعضی موارد با هم بکار می‌رود: من جَخ تازه رسیدم.
4- کلمه سیزده که سینزَ تلفظ می‌شود و نوزده که نونزَ و دوازده که دوازَ خوانده می‌شود.
5- فعل زیبای اِسِدم که می‌شود گفت کلمه «گرفتم» را داغون کرده و صرف آن به شرح زیر است:
اِسِدم - اِسِدی - اِسِد -اِسِدیم - اِسِدید - اِسِدند
6- فعل بِگم از جمله فعل‌هایی است که کسره حرف اول آن به «و» بدل شده و از استثنائی است. مثال:
بِگو: بوگو
بِگم: بوگَم
7- «جل باش» به معنای «عجله کن» که «ع» و «ه» اول و آخر کلمه از بین رفته است.
8- در اکثر موارد «ژ» به «ج» تبدیل می‌شود.
مثال:
ماساژ: ماساج
پاساژ: پاساج
9- در بعضی مواقع صورت کلی کلمه و حروف دگرگون می‌شود. مثال:
جوجه: چوری
کلاغ: غِلاغ
مغازه: دوکون
10- اصطلاح «در ار پیش کن» به جای «در را ببند»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.