یک بنده خدایی ماه رمضان رفت کنار اقیانوس آرام، اونجا روزه بگیره. شنیده بود اونجا بهتر قبول میشه. کنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب دعایی را هم زمزمه میکرد.
نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت: خدایا! میشه تنها آرزوى مرا بر آورده کنى؟ ادامه »»
از قرار معلوم حسنک در عصر مدرنیته حسابی استحاله شده. کبری و پتروس و دهقان فداکار هم یه جورایی از راه به در شدن. پس آموزش و پروش این عزیزان دل را با نهایت احترام از کتاب های درسی حذف کرد تا هر وقت خودشان را اصلاح کردن یه کاری براشون بکنن! ادامه »»
باز هم خواب ریاضی دیدهام، خواب خط های موازی دیدهام/ گاه خطها را موازی میکنم، با توانها نقطه بازی می کنم/ کاروان جذر ها کوچیده است، استخوان کسر ها پوسیده است/ مردم از این ایکس وایگرگ داد داد، روزهای بیریاضی یاد باد ادامه »»
...جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد.
...جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست.
...چترباز: پس چترم کو؟
...دربان: مگه از روی نعش من رد بشی.
...قهرمان: کمک نمیخوام، همهاش سه نفرند. ادامه »»
یکی گفت: بهتره کمار این چاه یه آمبولانس بذاریم که... یه مهندس دیگه بلند شد و گفت: آخه اینم شد راه حل. بهتره کنار چاه یه بیمارستان بسازیم. مهندس سومی از این همه خنگی عصبانی شد و راه حل اساسی خود را ارائه کرد! ادامه »»
البته طبیعی است که مادر موضوع مهمی است و بهشت نیز زیر آن قرار دارد، اما ممکن است در هر کشوری در دنیا کسانی پیدا شوند که بخواهند به رئیس جمهور کشورشان بگویند: « مادرت رو...» طبعا در هر کشوری اتفاقی خاص می افتد که در کشورهای دیگر نمی افتد. ادامه »»
دو سه بار کشیش همینو پرسید و پسر هم جواب نمیداد. کشیش که در طول کار حرفهایاش چنین بچهی سرتقی ندیده بود شاکی شد و داد زد: بهت میگم خدا کجاست؟!
پسره زد زیر گریه و شروع کرد به فرار. ادامه »»
تشنگی و گرمای هوا امان بچه ها را بریده بود. من هم که کمی عصبانی شده بودم و متوجه نبودم بی سیم رو برداشتم و با عصبانیت گفتم مگه شما متوجه نیستیدبرادرا؟ میگم 256 بفرستید... ادامه »»
زنان عیب های بسیاری دارند ولی در مرد ها فقط دو عیب وجود دارد :1 آنچه بر زبان می آورند و2 آنچه انجام می دهند !/ زن خطرناک وجود ندارد ، مرد ها خودشان آسیب پذیرند !!/ زن ، خودش را خوشگل می کند ، چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از مغز اوست ! ادامه »»
مرد اینترنتی: همیشه به سختی در دسترس است/ مرد سروری: همیشه زمانی که شما به او نیاز دارید مشغول است./ مرد ویندوزی: همه می دونند که قادر نیست هیچ کاری رو به درستی انجام بده اما هیچ کس قادر نیست بدون او زندگی کند. ادامه »»
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند. ادامه »»
خدایا پس چرا من زن ندارم؟، زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟/ دوتا زن دارد این همسایه ما، همان یک دانه را هم من ندارم/ آژانس ملکی امشب گفت به من: مجرد بهر تو مسکن ندارم ادامه »»
*عروس نمیتونه برقصه میگه تقصیر شوهرهای قبلیمه!
*دود از كله ما بلند میشه نه از كنده!
*گر صبر كنی بهت كوفت هم نمیدن!
*حق مثل رای است!..نه دادنیست نه گرفتی! ادامه »»
راستی جومی جون، چرا «سوسانو» را با خود به ایران نیاوردی؟ اگر میدانستی که 80% علاقهمندان به تو، در واقع علاقهمند سوسانو هستند حتماً او را نیز با خورد میآوردی و میدیدی چه استقبال گرمی از تو و همسرت به عمل خواهد آمد! ادامه »»
فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه میكنی؟
هیزمشکن گفت: اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با «جنیفر لوپز» برگشت و پرسید: زنت اینه؟
هیزم شكن فریاد زد: آره! ادامه »»
ملانصرالدین تصمیم گرفت چارهای بیاندیشد تا در ماه رمضانی که از فردا شروع میشد، حساب روزها را به طور دقیق داشته باشد.
با خودش گفت: هر روز که افطار میکنم، یک هسته خرما توی قندان میاندازم. هر وقت خواستم بدانم چندم ماه است، هستههای خرما را می شمارم. دخترش که چنین دید، چنان کرد! ادامه »»
دنبال اتوبوسی که میخواد از استگاه حرکت کنه بدوید تا فکر کنه میخواین سوار شین و وایسه ! بعد که رسیدین بهش از کنارش رد شین./
روزی ۳بار از بقالی محلتون بپرسین کپن اعلام نشده !؟/
توی مهمونی مدام از بغل دستیتون بخواین یه چیزی بهتون بده ! نمک ، فلفل ، سالاد ، یخ ، سس ، آبلیمو و ….! ادامه »»
چرا چشمک می زنی؟ چرا آبرو هاتو واسه من بالا و پایین می کنی؟ خجالت بکش ، شرم کن. نکنه در موردم فکر و خیال کنی من زن دارم و زنم رو هم دوست دارم و قصد ازدواج مجدد هم ندارم. ادامه »»
*دانشجوی فیزیک هسته ای :
زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست !
*دانشجوی زبان انگلیسی :
It is always silent
*دانشجوی علوم ارتباطات :
تا او هست ، هیچکس تنها نیست ادامه »»
کریستف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر رو بهش یاد بدن. ما (مردها) هم همینطور/ اگر مردها از زنها بپرسن چی شده، زنها اول ناز میکنن و میگن "هیچی"
مردها هم طوری رفتار میکنن که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. اونها میدونن که زنها الکی گفتن و ناز کردن. اما اعتقاد دارن ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره. ادامه »»
در این مقالهی وزین با روش ساخت «شو» در صدا و سیمای ایران، شبکه های لوس آنجلسی، شبکههای دوبی، شبکه های ماهواره ای غیر لوس آنجلسی، زیرزمینی، هندی و عربی آشنا میشوید. ادامه »»
گرچه من هم در زمان دختری، روز و شب بودم به فکر شوهری/ لیک جز آن که تو را باشد پدر، دل نمی دادم به هرکس اینقدر/ خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی، واقعا که پوز مادر را زدی ادامه »»
کودک خیابانی: کودکی که در خیابان زندگی می کند، برخی از آنها کفش واکس می زنند و برخی آدامس می فروشند، نوع پیشرفته اش با حمایت یکی از سازمانها اقدام به فروش روزنامه در پشت چراغ قرمزها می کند. ادامه »»
چقدر دلبر و نمكین میشوی، جواهرَكَم!، بزک كه میکنی و تیپ شیک میزنی/ همیشه فكر و خیالت قشنگ و رویاییست، اگرچه حرفهای رمانتیک میزنی/ هنوز هم كه هنوز است پشت کنکوری، مهندسی كجا؟ پلی تکنیک میزنی! ادامه »»
چهار تا دوست که 30 سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن. بعد از یه مدت یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزندانشون. ادامه »»
گله میکرد ز مجنون لیلی، که شده رابطه مان ایمیلی/ حیف از آن رابطهی انسانی، که چنین شد که خودت میدانی/ بهرت ایمیل زدم پیشترک، جای سابجکت نوشتم: به درک ادامه »»
ایران باخارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می دانم. در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها. ولی اینجا مردم کلی کلاس زبان می روند و آخرش هم بلدنیستند. ادامه »»
گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟، گفتا: که میسرایم شعر سپید باری/ گفتم: کجاست لیلی؛ مشغول دلربایی؟، گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی/ گفتم: بگو ز خالش؛ آن خال آتشافروز؟، گفتا: عمل نموده دیروز یا پریروز ادامه »»
دانشجوی تازه وارد: هالوی خوش شانس/ دانشجویان ساکن خوابگاه: جنگجویان کوهستان/ دانشجویان پرسر و صدا: گروه لیانشانپو/ دانشجوی پزشکی: به خاطر یک مشت دلار ادامه »»
خانم وارد داروخانه شد و به دکتر داروساز گفت: به سیانور احتیاج دارم!
داروساز: برا ی چه کاری سیانور میخواهید؟
خانم توضیح داد که لازم است شوهرم را مسموم کنم. ادامه »»
خانم ها مثل رادیو هستند: هر چی می خواهند می گویند ولی هر چه بگویی نمی شنوند./ خانم ها مثل شبکه اینترنت هستند: از هر موضوعی یک فایل اطلاعاتی دارند./ خانم ها مثل موبایل هستند: هر وقت کاری مهم پیش می آید در دسترس نیستند. ادامه »»
با خودم عهد بستم که تا آخر عمر همچون ابوعلی سینا مجرد بمانم. بیخود نیست که از قدیم هم گفته اند: آنچه شیران را کند روبه مزاج، ازدواج است، ازدواج است، ازدواج! ادامه »»
طوری کار کنید که به خودتان ضرر بزنید؛ اگر کارگر فنی هستید، توصیههای ایمنی را شوخی بگیرید و از ول کردن جرثقیل یا بازی با سیم برق دریغ نکنید؛ دستکم میتوانید دیگران را زودتر بازنشسته کنید. اگر هم کارمند اداره هستید، بهترین راه برای زودتر بازنشسته شدن آن است که با تمام همکارانتان روزی یک بار کتککاری کنید ادامه »»
قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد./ قانون تعمیر:
بعد از این که دست تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد./ قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. ادامه »»
- قربان سگ شما مرد.
- سگ بیچاره! پس او مرد. چه چیز باعث مرگ او شد؟
- پرخوری قربان.
- پرخوری؟ چه غذایی به او دادید که تا این اندازه دوست داشت؟
- گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد.
- این همه گوشت اسب از کجا آوردید؟
- همه اسب های پدرتان مردند قربان. ادامه »»
باز کلاغه سفارش نوشیدنی داد. باز یه کمیشو خورد. باقی اون رو پاشید به مهموندار.
مهموندار اوقاتش تلخ شد و گفت: چرا این کارو کردی؟
کلاغه سینهاش رو سپر کرد و گفت: دلم خواست. پررو بازیه دیگه پررو بازی! ادامه »»
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن . ادامه »»
دود از کله ما بلند میشه نه از کنده/ حق مثل رای است! نه دادنیست نه گرفتی/ چوب رو که برداری سریع استخدامت میکنن/ تو مو می بینی و من موارد منکراتیاش را ادامه »»
محمد خاتمی: به خاطر بانو سوسانو هم که شده باید تحریم جولبون شکسته شود.
هاشمی رفسنجانی: مصلحت نیست. جومونگ را به ایران راه ندهید.
ابطحی: حاضرم در سفرهای دریایی بانو سوسانو را همراهی کنم. ادامه »»
ظنین: در متون تاریخی به صورت زنین آمده است. جمع مکسر زن، زنها/ زنجان: سرور، همان زن است به شیوهی صمیمانه. عنوانی که همهی مردها مجبورند بگویند. ادامه »»
نویره جومونگ که نقش آن را خود جومونگ بازی میکند از ارث پدری خود که از پدر بزرگ پدرش به او رسیده یک کوه نمک را در کره خریداری میکند و در آن مشغول به کشف و استخراج نمک میشود ادامه »»
اگر قصد انتخاب هواپیما به عنوان وسیله نقلیه را دارید، باید به نام شرکت سازنده هواپیما دقت کرده و در صورتی که قسمت پایانی عنوان آن با چیزهایی مانند «...اوف»، «...اوفسکی» یا «...ویچ» تمام شود، حتما موارد زیر را رعایت کنید ادامه »»
در بعضی مواقع صورت کلی کلمه و حروف دگرگون میشود. مثال:
جوجه: چوری/ کلاغ:غِلاغ/ مغازه: دوکون/ د+فعل+د. مثال: دِ بیا دِ/ دِ برو دِ
دِ جَل باش دِ ادامه »»
نتیجه گیری اخلاقی: بعضی وقتها لاتبازی لازمه.
نتیجه گیری تاریخی: لات هم لاتهای قدیم.
نتیجه گیری اجتماعی: لاتبازی کار هر کسی نیست.
نتیجه گیری اقتصادی: لاتبازی پشت کامپیوتر خرج داره (اکانت اینترنت میخواد!) ادامه »»
آشنایی با آشخور، پایه بوق، کجبان، درجه چسب زخم، جمفنگ و دیگر اصطلاحات دورهی سربازی.
خواندن این مطلب به هیچ درد دخترها نمیخورد مگر برای مسخره کردن پسرها. ادامه »»
اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!/ اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن!... ادامه »»
دبیرستان:
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل میشوند به یک جور «من دیگه بزرگ شدهام مکرّر. ترکیبی از عکس، پوستر، کامپیوتر، دکهی روزنامهفروشی، و «یه کمی هم درس بخون». پرسشهای مهمی که با آن مواجه میشوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا کردی؟!»، «تو چرا تازگیها این قدر جلوی آیینهای؟!»، «گوشی تلفن کو؟!» ادامه »»
خواهر:
کسی که باعث ارتعاش رگ آدم می شود. تعقیب او و ریختن پته اش روی آب لذت بخش ترین تفریح بشری است. معمولا با لوس کردن خود پیش پدر و مادر سعی می کند امتیازهای دولا پهنا بگیرد.
اما خوب وقتی پای تقسیم ارث و اینها می رسد چنان ضایع می شود چنان ضایع می شود که نایژک های آدم هم حال می آید ادامه »»
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel. ادامه »»
کیسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما می پرسید: Are You Sure?!/ هر بار که جنرال موتورز مدل جدیدی را به بازار عرضه می کرد خریداران ماشین باید رانندگی را از اول یاد می گرفتند. چون هیچ یک از عملکرد ها و کنترل های ماشین مانند مدل قبلی نبود! ادامه »»
محمد فکری:
ساعت 8 تا 9
سلام، صبح بخیر، و از همین حرفهای خوب!
ساعت 9 تا 9:30
مشاورهی پزشکی با موضوع چگونه بچه را لاستیکی کنیم تا باسن نازنین و لطیفش نسوزد
ساعت 9:30 تا 10
مشاورهی پزشکی با موضوع زنان، زایمان، پوست لطیف یا ریزش موی همسر ادامه »»
بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرن میشینن، فکر میکنن. وقتی فکرشون تموم شد، کتابو ورق میزنن. یه کم براندازش میکنن، وزنش میکنن، استخاره می کنن! ادامه »»
سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن، حرف هم
نمی زنن ، داد می زنن، با راکت تنیس هم گیتار می زنن./
سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند
می خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن ادامه »»