به گفته حبیب نخستین کنسرت وی شانزدهم و هفدهم ماه آینده در سالن همایشهای وزارت کشور برگزار خواهد شد که در آن امیر محبیان و سعید حدادیان وی را به عنوان همخوان همراهی خواهند کرد و گروهی به سرپرستی عبدالرضا هلالی حرکات موزون را انجام خواهند داد.
امروز دنیا شاهد درخشش شاگردان شما در سایه رهبری داهیانه و حقطلبانه حضرتعالی در مقابل امپریالیسم جهان خوار و دنیای غرب سرمایهداری بود که یک بار دیگر نشان دادید آنچه که بیش از هر چیز در یک حرکت مردمی اهمیت دارد حرکت خودجوش و فارغ از ارزشهای منحط سرمایهداری نظیر استراتژی و تاکتیک است.
در پاسخ به نامه دکتر سروش به روحانیون بلندپایه قم، یکی از ایشان طی نامهای به نامه وی که در آن از مراجع و علمای ناراضی قم خواسته بود اگر ناراضی هستند از قم به نجف عزیمت کنند، پاسخ گفت. متن نامه این عالم سرشناس قم به آن نامه به شرح زیر است:
آقای احمدينژاد در جمع مردم اروميه با بيان اينكه دولت پيشبيني كرده از اول سال 89 هر فرزندي كه در ايران بدنيا ميآيد براي او حسابي افتتاح كند كه يك ميليون موجودي دارد، گفته است: هدفمان از افتتاح اين حساب از ابتداي سال 89 تامين آينده فرزندانمان است.
آن خانمی که وسط نشسته و خیلی شبیه همان هدیه خانم تهرانی است که وام بلاعوض 80 میلیونی از دولت برای برپایی نمایشگاه عکس گرفت را میبینید؟ خب ایشان همان هدیه تهرانی است. نفر سمت چپ ایشان که شبیه اسلامشناس بزرگ جناب رحیم مشائی است که علاقه فراوانی به سلبریتیها دارد هم که خود آن جناب است. میماندنفر سمت راست ...
با خودم فکر کردم حیف است شما خوانندگان این سایت، حاضران در وبلاگستان و همچنین ربات فیلترینگ و دوستانی را که صبح تا شب در جستجوی "داستان سکسی باحال" میگردند را از لذت خواندن این نوشته محروم کنم. این شما و این سکسیترین نوشته مطبوعاتی در نسبتا مطلقترین کشور آزاد جهان با باحالترین روزنامه نگاران تاریخ.
1- با توجه به حذف يارانهها از قيمت برق، خاموشيها كمك شاياني به اقتصاد خانوادهها ميكنند. به اين صورت كه هر خانواده ميتواند همان مبلغ سابق را به عنوان بهاي برق مصرفي خانوار خود پرداخت كند البته در ازاي چند ساعت وصل برق در هر روز! 2- عدم تماشاي برنامههاي مفرح تلويزيون بهطور مستقيم و شنيدن صداي آنها از طريق تلويزيون همسايههاي ساكن در آپارتمانهاي بغلي و بالايي و پائيني نعمت بسيار بزرگي است كه ...
اینکه اعضای سفارت و حتی خود عالیجناب سفیر یک کشوری در خیابان با عده ای دیگری درگیر شوند و کتککاری کنند و حتی تا مرز ضرب و شتم و دستگیری توسط پلیس پیش بروند نه فقط مایه خجالت و آبروریزی نیست بلکه نشانه فروتنی و مردمی بودن و شایسته مباهات هم هست. خصوصا اگر سفارت مذکور سفارت کشور تمدنپرور ایران در کشوری نظیر فرانسه باشد که نور علی نور است. من به سهم خودم از آقای مهدی میر ابوطالبی عزیز...
شرکتکننده محترم، به آزمون خودشناسی «من کیام، اینجا کجاست؟» خوش آمدید. لطفا طی مدت 25 دقیقه به سوالات زیر پاسخ دهید و در پایان وقت مقرر پاسخنامه را 24 بار جویده و سپس قورت دهید.
متاسفانه کار اینجانب به عنوان یک فیزیکدان ایرانی متوفی که زحمات زیادی برای پایهگذاری درس فیزیک در دانشگاه تهران کشیدم این شده است که دائما به مطبوعات درباره این قبیل دروغهای شیرین جوابیه بنویسم. یک روز مینویسند انیشتین دست مرا بوسیده است و گفته است من شاگرد شما هستم! یک روز خبر میرسد که او پس از دیدن هفتسین ایرانی من غش میکند که ما کجا و شما کجا!...
قلم را در دست میگیریم و همچون دانشآموزی ساعی و کوشا برای معلم خوبمان که از ما خواسته است در دوازده سطر برنامه توسعه بنویسم، برنامه توسعه مینویسم. واضح و مبرهن است که برنامه توسعه برنامه بسیار خوب و مفیدی میباشد که هر چقدر کوتاهتر و خلاصهتر باشد بهتر است و...
بزرگترین ضربه ای که می شد به فیمینیستهای ایرانی زد به کف با کفایت دکتر احمدینژاد و با وزیر کردن دکتر مرضیه وحید دستجردی زده شد... خانم وزیر بهداشت اعلام کرده است "در نشست مشترکی که سه هفته پیش بین این وزارتخانه و وزارت اطلاعات برگزار شده مضر بودن پارازیتهای ماهوارهای به اثبات نرسیده است و زیانبار بودن این پارازیتها نیازمند اثبات است".
1- کسی که به میرحسین رای داده باشد عادت ندارد از طرف دیگران حرف بزند. اگر این شخص به موسوی رای داده بود روی مقوایش مینوشت: «موسوی .... خوردم که بهت رای دادم» نه اینکه صیغه جمع ببندد. صحبت کردن از طرف دیگران عادت دیگران است نه رای دهندگان به میرحسین. 2- کسی که میخواهد اعلام کند رای دادن به موسوی اشتباه بوده لزومی ندارد برود بین جمعیتی که از اول هم با او مخالف بودهاند بلکه باید برود ...
یکی نیست به این مهندسان عزیز بگوید: مهندس! شما که صبح تا شب اینقدر توی خاک و خلها میپلکی و با عمله و بنا و جوشکار و لولهکش سر وکله میزنی... دستت درد میگرفت نوک قلمت را میچرخاندی و لااقل اسم هاشمی و علیآبادی را توی برگهی رایت مینوشتی؟ همین علیآبادی کم آدمی است؟ دو سال نشده بود که رفته بود سازمان تربیت بدنی یک کارهایی کرد که لقب "پدر ورزش ایران" را گرفت...
فقط یک نمونه از کارهای ایشان طول کشیدن جنگ در بدترین شرایط و تشدید تحریمها بود و من هنوز به خودم حق می دهم که از شما می خواستم ایشان را نبخشید. اما حالا میخواهم که ببخشید. دلیلش احساساتی شدن نیست. هر چند که به شما حق می دهم با دیدن وبلاگستان فارسی و سایت بالاترین و احساسات غنیشدهای که در آنجا موج میزند فکر کنید همه ما همینقدر رمانتیک و احساساتی هستیم و عنقریب است که آن شیخ درگذشته را دو پله بالاتر از شما بنشانیم.
گفتم: ماشالله... به قول این یارو گزارشگره، زن و شوهر چه میکردن!... حالا الان بابات چیکار میکنه؟
گفت: کنار ننهم خوابیده.
طرف دیگه خودش داشت می رفت سر اصل مطلب. می دونستم که حدس هام رد خور ندارن.
به خنده و اشاره چشم و ابرو گفتم: ناقلا از کجا اینقدر مطمئنی؟
گفت: از این که دو تا...
گفتم: ئه... خدا ل لعنتش کنه... عجب بیش شرفایی پیدا میشن... بخدا... چیز... فرمودید کجای عراقی برم؟ تنها امیدم این بود که لااقل اونجا نره ولی گفت: اون آخرش یه ساختمون بزرگی هست که دمش سرباز وایساده... برو دم در بزرگش، وایسا تا من کارتم رو نشون بدم بعد باهم بریم تو! دیگه فایده نداشت. با بغض گفتم: ممن... چیزه... حالم خخوش نیست... ممادرم مرمریضه. تو رو خدا...
آیطنز: در پی انتشار عکس مجید توکلی، فعال دانشجویی با چادر و مقنعه در سایت معتبر و مردمی فارس نیوز تنها یک روز پس از سخنرانی توکلی در مراسم 16 آذر دانشگاه امیرکبیر؛ به سراغ پرچمدار اصلاحات ایران رئیس جمهور بیست میلیونی، سید محمد خاتمی، رفته و نظر وی را در این زمینه جویا شدیم.
از مجموعه داستانهای راننده تاکسی چند داستان به اجبار ارشاد حذف شد. بد ندیدم اینجا منتشر کنم که هم اسراف نشده باشد (آن هم در سال اصلاح الگوی مصرف!) و هم به مصداق هندوانه به شرط چاقو، نمونهای باشد از داستانهای این کتاب برای کسانی که میخواهند آن را بخرند. با این توضیح که شخصیت اصلی و ثابت این قصهها راننده تاکسی جوانی است با خلقیات معمول ما ایرانیها و همه ماجراها هم در تاکسی او رخ میدهد.
زاکانی: نمونه ديگر يك خانم رزميكار بود كه ميگفت به من تعرض شده است، ما نيز براي وي موارد تعرض را مطرح كرديم اما او همه مواردي را كه ما به آن اشاره كرده بوديم رد كرد. آیطنز: حالا حتما باید به تمام موارد تعرض اشاره میکردید؟! باور کنید این حسین رضازاده هم اگر شش تا مرد گنده برایش موارد تعرض را شرح بدهند غش میکند چه برسد به یک خانم؛ گیریم که رزمیکار هم باشد!
صفحه را نگاه می کنی وسطش فوتبال است، گوشه بالا اینطرف آرم شبکه است، آنطرفش بیرق مواج روزشمار انتخابات (؟!) بعدیست، پایین اینطرف آرم برنامه است، آنطرف یک انیمشین ورجه وورجه میکند که مثلا توی آن ایمیل روابط عمومی سازمان نوشته شده است و سمت راست از بالا تا پایین نقشی زیباست مخلوط از کوبیسم و تذهیب که از قرمز به بنفش میرود و برمیگردد. آن وسط پایین که دیگر نگو...
حکایت ما و دکتر کردان مصداق همان ضرب المثل شده است که «من پوستین را رها میکنم پوستین مرا راها نمیکند».
چند وقت پیش خبر رسید که ایشان به خاطر معالجه بیماری سختی که به آن مبتلا شده است به لندن رفته است و پیشنهاد شد حالا که ایشان اوضاع جسمانی مناسبی ندارد ما هم دست از سر ایشان برداریم. ما هم دست از سر ایشان برداشتیم. اما ایشان گویا دست بردار نیست...
يك زماني اصلاحطلب بودن مورد اقبال قرار گرفت، بلافاصله اين جنس در قالب تشكلهاي ريز و درشت اصلاحطلب و در انواع طيفها از سوي اين نخبهها كه مظنه بازار دستشان بود در تيراژ انبوه به بازار عرضه شد كه هر چند كيفيت لازم را نداشت اما بهخاطر ارزان بودن آن، به راحتي توسط همگان قابل دسترس بود. به همين ترتيب چند وقت بعد كه اصولگرايي سكه رايج بازار شد...
شوراي عالي انقلاب فرهنگي اخيرا پنج مناسبت ديگر را به تقويمها اضافه كرد تا خداي ناكرده از اين حيث هيچ كمبودي نداشته باشيم. خوشبختانه اين شورا همچنان به كار خود كه گويا يكي از مهمترين وظايفش يافتن مناسبتها و سالگردها براي ثبت در تقويمهاست، ادامه ميدهد و آنقدر در اين وظيفه دقيق شدهاست كه به زودي 365 روزي كه تقويمهاي شمسي دارند كم خواهد آمد و مجبور خواهيم شد...
آقا... آقای محترم... برادر... خسته نباشید... به خدا من گدا نیستم آقا... این که بغلمه استاد کوچیکمه... صد تا هم استاد و مدرس بیچاره تو دانشگاه الان چشم انتظارن... چند ماهه بیکارم... اینا موندن همینجور بی سر و سامون... یه آقایی کن توی جیبت دست کن یه سیصد میلیارد به این برادر کوچیکت قرض بده...
منظور از «پارازیت» همان پارازیتهایی است که برای اختلال در دریافت شبکههای ماهوارهای فرستاده میشوند و احتمالا منظور از «انسان» هم ما هستیم! همین خودش میتواند خبر خوبی تلقی شود چون نشان میدهد سایر چیزهایی که اثرات بسیار نامطلوبی بر روی سلامتی انسان میگذارند چندیست که فروکش کردهاند. با یکی از آنتنهای ارسال این امواج گفتگوی صریح و سریعی انجام شده که میخوانید.
حالا که قرار است بر روی صادرات غیرنفتی متمرکز شویم بعضی از اکازیونهای انسانی کشورمان را که قطعا در دنیا بینظیر هستند با قیمت مناسبی حراج کنیم. در زیر بعضی از اجناس مورد نظر با شرح مختصری از خصوصیات و قیمت پایه ارائه شدهاند که البته برای جلوگیری از لو رفتن اطلاعات محرمانه اقتصادی، به جای نام کالاهای مذکور حروف لاتین گذاشته شده است
نظر به اینکه پس از سالها سرانجام تصویر سازهای موسیقی در تلویزیون ایران نمایش داده شدند مجلس جشن و سروری در میان سازها برپا شد. سازها به دعوت آقای تار دور هم جمع شدند تا از بانیان این امر خیر تشکر کنند اما ...
در هنگام سخنرانی، به جای آنکه گمان کنید برای مشتی گوسفند دارید سخنرانی میکنید به این فکر کنید که ممکن است حاضران انسان باشند و از فهم و شعور متوسط انسانی برخوردار باشند... وقتی سخنرانی تان تمام شد، صرفا به کف زدن و بهبه گفتن هیاتی که از کشورتان به همراه خودتان آورده اید توجه نکنید، به انبوه صندلیهای خالی و معدود جماعتی که دارند می خندند و تفریح میکنند هم توجه کنید...
از آنجایی که در سایهی ارتقای فرهنگی و علمی دانشگاهها در چند دههی اخیر معانی برخی از اصطلاحات قدیمی تغییر کرده و همچنین اصطلاحات جدیدی هم در حوزهی دانشگاه (با حوزه و دانشگاه اشتباه نشود که اشتباه بزرگیست!) به وجود آمده؛ فرهنگ اصطلاحات دانشگاهی نوینی نوشتهام که امید است به درد دانشجویان و به ویژه دانشجویان تازه وارد بخورد.
مردي که تمام عمر خود را در پي دانشاندوزي بود در بستر مرگ افتاده بود. يکي از دوستانش به ديدن او رفت. دوست آن مرد از آن ملاقات چنين روايت ميکند که: وقتي به بالين آن دانشمند محتضر رفتم او که از شدت ضعف و بيماري ريغش چيغ شده بود* چشمانش را اندکي گشود. سپس تبسمي نمود و گفت: «آه...
«اينترنت» نام مخفف يكي از مخوفترين سرويسهاي جاسوسي، ضدجاسوسي، خرابكاري و ضد خرابكاري دنياست كه بهمنظور خرابكاري و ايجاد دردسر و اخلال در امنيت ملي ما اختراع يا كشف شده است. اين نام مخفف نام كامل اين ارگان مخوف تحت عنوان «ارگان يا نهاد تفنگداران رودار و نامرد ترانكسشوال» (ا.ی.ن.ت.ر.ن.ت.) است كه زيانبارترين سرويس اطلاعاتي و نظامي دنياست. از ماموريت...
ذبیحخان، آرتیست اول فیلم «مرد نیرودار» که خبردار شده جبار سینک طی یک دسیسه با افرادش آب پشت سدها را دزدیده و تامین آب و برق آبی آن منطقه را با مشکل مواجه کرده، در حالی که مسلسلی هفتاد منی در دست دارد با جیپش به بالای سد میرسد. سکوت مرگباری منطقه را فراگرفته و باد مرموزی میوزد.
از اینکه دوباره به خانهی بخت رفتهای خوشحال شدم. به محض اینکه فهمیدم آقای بهبهانی پدر راه ایران شده به خودم لازم دیدم این نامه را بنویسم. هر چه نباشد من و شما خواهریم و هر چند که وقتی جواد آقای خیابانی توی تلویزیون اعلام کرد که آقای علیآبادی پدر ورزش ایران شده است به رویت خودت نیاوردی و یک تلفن هم برای تبریک نزدی ولی من از آن خواهرهای کینهای نیستم.
ایرجمیرزا برای من چیزی بیشتر از یک شاعر است. دلیلش هم ساده است. از سن 7 سالگی تا 18 سالگی در محلهای زندگی کردم که نامش «ایرج میرزا» بود. البته نام رسمیاش را بولوار سیدرضی گذاشته بودند اما آن میرزا زورش بیشتر بود و هر بار سید را از میدان بدر میکرد. البته نه به طور رسمی که دولت و...
در اینجا گفتند که رییسجمهور دارای اندیشه فرهنگی لیبرال است ...50 درصد جامعه ما زنان ما هستند... آیا بعد از 30 سال کار سیاسی ما باید زبانمان را باز کنیم و هرچه میخواهیم بگوییم؟...اگر یک ریال تخلف از دولت نهم داشتند به آسمانها میکوبیدند، اما نیست... من باکودک 5 ساله هم که نامه نوشته بود گفتوگو کردم...
احمدینژاد: «حوادث بسیار زشتی رخ داد. عدهای به كوی دانشگاه حمله و كارهای زشت كردند. در برخی بازداشتگاهها اقدامات زشتی شد. من میخواهم اعلام كنم این كارها كه در كوی دانشگاه وبرخی بازداشتگاهها و امثال آن انجام شد، بدانید كه اینها هم اجزای سناریوی دشمن بود. اینها توسط وابستگان به جریان برانداز انجام شد... مطمئن باشید كه نفوذیهای جریان برانداز در سناریوی دشمن، فساد و اقدام كردند.»... داخلی، شب، بازداشتگاه كهریزك
شما نمیدونین این جوون چه جوون ماهیه. من از بچگی، یعنی سه ساله بودم که به دنیا اومد، بله از اون موقع ایشون رو میشناسم خیلی عالیه برای این پست و ما به طور اتفاقی بین اون همه آدم اینو پیدا کردیم و به تواناییهاش پی بردیم و به همین خاطر وزیر نیرو گذاشتیمش... من یه جا گفتم این دختر به قدری ماهه که آدم دلش میخواد گازش بگیره. البته آن موقعها چهار سال بیشتر نداشت ولی الان که ترم سوم دامپزشکیه اوضاع فرق میکنه و اگر کسی گازش بگیره قطعا باید بهش آمپول هاری زد.
از آنجایی که در جهان همه چیز در حال تغییر و تحول است، مجلس هم در همه جهات دچار تغییر و تحولاتی شده که غفلت از آنها چه بسا باعث اشتباه، بدفهمی، توقع بیجا و سایر امور شود. از جمله این تغییرات، تغییر در معانی اصطلاحات است که از سوی «بعضی» از مجلسنشینان محترم جاری و ساری شده است.
آقای عماد افروغ تصریح نمودهاست که اگر کیهانیها مدرک چنین جنایتی را دارند رو کنند « تا بنده تن به هر خواسته ای که آن ها خواستند بدهم» و اگر ما کمک نکنیم که ایشان برندهی این دعوا شود بعید نیست کیهانیها مدرک مربوطه را تهیه و رو کنند و آقای افروغ بنا -به وعدهی خودش- مجبور شود به هر خواستهای که آنها داشتند تن بدهد! آقای حسین شریعتمداری هم که...
1- لطفا در ابتدای انتصابتان به مسئولیت جدید نگویید «من ویرانهای را تحویل گرفتم.» چون این گفتهی درست، این انتظار نادرست را برای شنوندگان بهوجود می آورد که شما میخواهید این ویرانه را بازسازی کنید و تجربههای قبلی نشان داده، تحمل یک ویرانه بدون انتظار بازسازی از تحمل همان ویرانه با انتظار بازسازی خیلی راحتتر است. به خصوص اگر این انتظار عبث یک دهه به طول بینجامد که البته انشالله در مورد حضرتعالی اینگونه نیست.
2- از میان تمام کاندیداهای موجود، دهنمکی تنها فردی است که از مرحوم عمران صلاحی به خاطر شوخی وی با آدم ابوالبشر (به اتهام اهانت به یکی از پیامبران اولیالعظم!) شکایت قضایی کرده بود. همین نشان میدهد وی حداقل اسم عمران صلاحی به گوشش خورده است در حالی که هیچ بعید نیست سایر کاندیداهای مربوطه گمان کنند "عمران صلاحی" نام نوعی نوشابه یا مارک لباس زیر است.
اینکه قوه قضائیه، که به تعبیر خود آیتالله شاهرودی در هنگام تحویل به ایشان «ویرانهای» بیش نبود، در عرض کمتر از ده سال توانسته باشد به چنان پیشرفت تکنولوژیکی عظیمی رسیده باشد که نه فقط رد پای دو وبسایت اجتماعی فیسبوک و توییتر را در اغتشاشات اخیر شناسایی کند، بلکه حتی دست نرمافزار مترجم گوگل را هم به عنوان عامل اغتشاش رو کند واقعا از محدودهی توصیف و تحسین خارج است. خوشبختانه مدارک هم در دسترس هستند...
احتمالا دلیل استقبال بیسابقه از این بیانیه آن است که در تهیه و تنظیم آن، علایق و سلایق بیشتر طنزنویسانی که تا کنون در همهی جشنوارههای پیشین شرکت کردهاند در نظر گرفته شده است. امکان اضافه کردن امضا هنوز میسر است.
از آنجایی که واضح و مبرهن شده است که هر توطئهای هست زیر سر همین اینترنت نامرد و سایتهای نامربوطش است و برای برقراری ثبات و امنیت هیچ کاری مهمتر و ضروریتر از از استعمال فیلتر به سایتهای خبری و غیرخبری و برخود با آنها نیست؛ بدینوسیله برای اثبات حسن و نیت خودمان راهنمای سریع و آسان فیلتر نمودن سایتها را تقدیم به مدیران و مسئولان رده بالای مربوطه میکنیم که استثنائا امیدواریم این یک نوشته در پروندهمان ثبت شود...
البته مُرده شدن زندانیان در زندان که نشانهی هیچ چیزی نیست ولی از آنجا که اخیرا مقامات عالی رتبهی نظام هم نسبت به نحوهی نگهداری و برخورد با زندانیها واکنش رسمی نشان داده اند و حتی یکی از این بازداشتگاهها هم به همین دلیل تعطیل شده است؛ ما به خودمان حق می دهیم در این زمینه اظهار نظر کنیم.
وبلاگستان ما آنقدرها هم که بعضی ها فکر می کنند، ده آرام و بیدردسری نیست. علاوه بر آنکه گهگاهی همولایتیها مثل همهی روستاییها میانهشان با هم شکرآب میشود و حتی به همدیگر میپرند، گرفت و گیرهای حکومت مرکز هم در وبلاگستان به قوت اعمال میشود. معمولا به دو صورت...
قبلا برایتان گفتم که ذهن خیالپرداز من که با رگ و ریشههای روستاییام در هم می آمیزد، وبلاگستان را به شکل روستایی میبینم و هر کدام از بلاگرها را یکی از هولایتیهای این روستای بزرگ. اینبار با چند تا از زنهای همولایتی نظیر شیرین احمدنیا، نازلی کاموری، زیتون و رها از دریچه ذهن دهاتی پسند من آشنا میشوید...
یکی از تفریحات من سروکله زدن با اهالی وبلاگستان در قالب روستاییست که شدیدا در عالم خیال با آن خو گرفتهام. هر بار همولایتیها در موقعیت و ماجرایی قرار میگیرند و بیاختیار خنده بر لبم میآید. اینبار شما هم با من به دیدار کبلایی مهدی جامی، مشهدی داریوش محمدپور، علیرضاخان مجیدی، حاج حسینآقای درخشان و شراگیمخان زند در روستایی به نام وبلاگستان بیایید!
حافظه شگفتآوری دارد و اسامی تمام آدمها و مکانهایی که با آنها سر و کار داشته، از زمان رضاشاه تا الان را به یاد دارد. البته استثناهای قابل اغماضی هم در این موارد وجود دارند مثل فراموش کردن اسم آقای مصدری که پدرِ مامان بزرگ میفرستد تا آنها را با قطار از نیشابور به تهران بیاورد و مامان بزرگ در این چند ساله هر چه فکر کرده تا به یاد بیاورد، نیاورده. اسمش صفر قلی بود؟
سرانجام پس از شش خاطرهانگیز مناظرههای بین کاندیداهای ریاست جمهوری در حالی پایان یافت که سبک این مناظرهها در طول
تاریخ ایران و شاید جهان بیسابقه بود...مناظره کروبی و موسوی تاریخیترین مناظرهی دو دههی اخیر بود. در این شب میرحسین که قرار بود نقش کتکخور را بازی کند 45 دقیقهی مدام به احمدینژاد حمله کرد و صدا و سیما و مردم را غافلگیر کرد. او در یک اقدام ناراحت کننده...