Entries from آی طنز tagged with 'انتخابات'

ئه، مهندس!... چرا همچین تموم شد؟

یکی نیست به این مهندسان عزیز بگوید: مهندس! شما که صبح تا شب اینقدر توی خاک و خل‌ها می‌پلکی و با عمله و بنا و جوشکار و لوله‌کش سر وکله می‌زنی... دستت درد می‌گرفت نوک قلمت را می‌چرخاندی و لااقل اسم هاشمی و علی‌آبادی را توی برگه‌ی رایت می‌نوشتی؟ همین علی‌آبادی کم آدمی است؟ دو سال نشده بود که رفته بود سازمان تربیت بدنی یک کارهایی کرد که لقب "پدر ورزش ایران" را گرفت...

مناظره‌ی اوباما و احمدی‌نژاد

احمد شریفی زمیدانی - درود سلام بر ملت ونزوئلا، لبنان، فلسطین، زیمباوه، زنگبار، گینه بیسائو و ترینیداد و توباگو و غیره!(ملت ایران جزو همان و غیره می‌باشد!) ببینید من دو تا نامه به این آقای اوباما نوشتم ایشان جواب ندادند. در آن نامه من به عنوان یک دانشگاهی و به عنوان یک نخبه این مملکت سوالاتی را مطرح کردم ولی ایشان جواب ندادند. این یعنی جوانان ما می‌فهمند! اوباما: من اجازه می‌خواهم در مورد ماجرای آن هاله‌ی نور صحبت کنم!

کروبی صادر می‌شود!

ترکیه گفت: حالا چرا قاطی می‌کنید؟ شما که کروبی را نمی‌خواهید، خوب بدهیدش به کسی که می‌خواهد. مثلا به ما. اصلا شما بیایید اسباب و اثاثیه‌ای را که نیاز ندارید و جلو دست و پایتان را گرفته، لیست کنید؛ ما همین فردا یک کامیون می‌فرستیم همه را بار بزنند و بیاورند اینجا. هم شما از شرشان راحت می‌شوید، هم اینکه ما کلا نیاز داریم. آقا بیا ببین قونیه چه خبر است!

کابل و تهران، حامد و محمود!

به ریش خویش ببند ای فلک فکاهۀ پدرود؛ مبارک است به حامد، مبارک است به محمود/ میان کابل و تهران، اشاره های فراوان؛ که رأی رأی شما نیست، رأی رأی خدا بود/ کسی به کاسۀ رأی کسی اضافه نکرده؛ غریق، خودبه خود افتاده روی بستر این رود...

بوق‌شناسی تطبیقی برای مواقع بحرانی

آدم اگر بوق هم باشد می‌فهمد که این بوقها در راستای اغتشاش و تشویش اذهان عمومی است. قانون هم سرشان نمی‌شود. می‌گویند: این تابلو «بوق زدن اکیدا ممنوع» فقط برای مقابل بیمارستان‌هاست. آخر این چه حرفی است؟ این روزها همه جا بیمارستان است. در این برهه‌ی حساس همه مریض هستند. مریض البته ایهام دارد. نه خود مریض. کلمه‌ی مریض.

ما کی هستیم و شما باید به کی رای بدهید لطفا!

کارهای بزرگ حرفه ماست، کشف ما بوده است دبه ماست/ قبل ما جیب خلق خالی بود، توی هر سفره خشکسالی بود/ آب در رود ما روان کردیم، عالم پیر را جوان کردیم...

رای ها را شکار باید کرد

رای ها را شکار باید کرد، و به آن افتخار باید کرد/ چونکه انسان رسد به سن بلوغ، انتخاباتِ یار باید کرد!/ ارزش خواستگار بسیار است، خواهش از خواستگار باید کرد/ گرچه مخفی‌است رای، پیش نگار، رای را آشکار باید کرد!...

Feed Subscription

If you use an RSS reader, you can subscribe to a feed of all future entries tagged 'انتخابات'. [What is this?]

Subscribe to feed Subscribe to feed

Other Tags

Other tags used on this blog: