شاید غول دوست داشتنی ادبیات ایران، زنده یاد «احمد شاملو» نیز بر طرح تفکیک و سالمسازی این دو به معنای عام از یکدیگر تأکید داشت. او «موسیقی» را درون پیکر «شعر» میخواست و نه آویزان به آن! و از همین رهگذر، «شعر سپید» را بنیان گذاشت تا پیوندی درونی بین شعر و موسیقی ایجاد کند که از بادِ یاران نیابد گزند! باشد تا شنوندگان یکصدا بگویند: پیوندشان مبارک!
این هم یک شعر تاخیری از یک شاعر تاخیری آیطنز که هنوز در حال و هوای باستانی دوماه پیش نفس میکشد و البته آنطور که از شواهدی مثل این شعر برمیآید علاقهمند است اصلا نفس نکشد! به هر حال آیطنز در راستای رسالت خود در زمینهی کوتاه کردن همر طنزپردازان این شعر بیمحل را منتشر میکند...
من برای امر تغییر آمدم، البته یکخردهای دیر آمدم/ از جوانی در پی این منصبم، تا به حالا که شدم پیر، آمدم/ از شکم سیری نگشتم نامزد، من ز روی عقل و تدبیر آمدم/ دور قبلی، خواب نوشین سحر، شد سبب کز اوج به زیر آمدم