مهدی استاداحمد |
۲۳ دی ۱۳۸۸
نمیدانم چه اتفاقی افتاده است که این روزها همه به دنبال درمان «کیندرد مشترک» هستند! *** برای آنکه ثابت کنند از جامعه جلوتر هستند در خرداد حکم تیر صادر کردند!*** با توجه به اتفاقات اخیر، بهجای «اند مرام» بگوییم «پایان رافت»! *** ژن بعضیها کشف شد: هالو ژن!...
***
مهدی استاداحمد |
۳۰ مرداد ۱۳۸۸
شخصی افتاد توی یک گونی، رفت با پای خود به مهمونی/ آنچنان شد از او پذیرایی، شد تمام مجاریاش خونی!/ پشت هم مرغهای سوخاری، وای عجب سینهای عجب رونی!/ موز ِ ممتد، خیار ِ طولانی، تازه با قطر ِ غیر قانونی!
مهدی استاداحمد |
۲۲ تیر ۱۳۸۸
از آنجاییکه در ایام اخیر مسالهی چین و چیزهای مختلف چینی به یکی از مسائل مهم و حیاتی ما تبدیل شدهاست و به خصوص پس از برخوردهای مدل چینی پلیس با آنها (مقصود اویغورهاست) اعتراضهایی صورت گرفتهاست؛ بر آن شدیم که شعر چینیسازی شدهای را که قبلا سروده بودیم در اینجا منتشر کنیم.
مهدی استاداحمد |
۱۴ تیر ۱۳۸۸
«خشت اول چون نهد معمار کج»؛ خشت دوم میشود ناچار کج / «تا ثریا میرود دیوار کج»؛ با ثریا میشود معمار کج! / «یار بد بدتر بود از مار بد»؛ البته وقتی نباشد مار کج! / هرچه در دنیای عادی هست راست...
مهدی استاداحمد |
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
کارهای بزرگ حرفه ماست، کشف ما بوده است دبه ماست/ قبل ما جیب خلق خالی بود، توی هر سفره خشکسالی بود/ آب در رود ما روان کردیم، عالم پیر را جوان کردیم...
مهدی استاداحمد |
۶ خرداد ۱۳۸۸
رای ها را شکار باید کرد، و به آن افتخار باید کرد/ چونکه انسان رسد به سن بلوغ، انتخاباتِ یار باید کرد!/ ارزش خواستگار بسیار است، خواهش از خواستگار باید کرد/ گرچه مخفیاست رای، پیش نگار، رای را آشکار باید کرد!...