این خیلی تلخ است که حکومتی یا روزنامه ای یا شخصیتی چنان باشد که برای اینکه مردم را بی حیثیت کند، بگوید فلانی با من دوست بود. یعنی بدانید او هم مثل من آدمی عوضی است. حسین جان! شما یک مدت بازجو بودید، یک مدت روزنامه نگاری کردی، یک مدت مثل یک آدم حزبی قوی عمل کردی، درست است که حالا دیگر پیر شدی ولی برای شما خوب نیست نقش آن جی جی خانوم های شهرستانی را بازی کنی.
آمریکا: نویسنده یک رمان تخیلی می نویسد که در آن معلوم می شود تمام ماجرای مسیح و مریم دروغ است و کلیسا قرنها به مردم دروغ گفته، مدیر موزه لوور کشته می شود و پلیس فرانسه یک استاد دانشگاه آمریکایی را تعقیب می کند. این کتاب فورا پرفروش می شود. همه مطبوعات درباره آن مقاله می نویسند. باز پرفروش تر...
بازجو که اسمش اسلامی بود، گفت اعتراف کن، وگرنه ریشه تو می کشم بیرون از بیخ و بن/ جبرئیل گفت: من حضرت جبرئیل هستم، و هیچ کسی جز خداوند نمی تونه کاری بده به دستم/ از هزاران سال قبل گشته ام استخدام...
اگر قرار باشد هاشمی، احمدینژاد، موسوی، کروبی، خاتمی، مرتضوی، فاطمه رجبی و حسن عباسی قصه لیلی و مجنون را بازگو کنند، حاصل چه میشود؟ این نوشته کوششیست برای حل این معضل ادبی تاریخی فرهنگی و سیاسی!
دکتر عین. ذاکر، مدیرکل مثنوی، دکتر ح. مولانا، مدیرکل وظیفه و قطعه و تک بیت و حومه، دکتر میم. برمودا( یونان سابق)، مدیرکل ترجیع بند و ترکیب بند، دکتر قاف. سیمرغ، مدیرکل حماسه و شعرعرفانی، دکتر ج. حبشی، مدیرکل اموربین الملل و هایکو و گوته، دکتر حسینعلی حسینی، مدیرکل مقتل خوانی، سردار ثاربن ثار، مدیر کل حراست و هجو و هزل و مطایبه و ...