نخستین بار چگونه از وجود ما مطلع شدید؟ پدر و مادر ⃝ دینی دوم دبستان ⃝ برهان علیت ⃝ سایر....../ آیا از سرویس دهی دفتر مرکزی ما واقع در عربستان و یا شعب آن در مساجد محلی استفاده کرده اید؟ بلی ⃝ خیر ⃝
اگر قرار باشد هاشمی، احمدینژاد، موسوی، کروبی، خاتمی، مرتضوی، فاطمه رجبی و حسن عباسی قصه لیلی و مجنون را بازگو کنند، حاصل چه میشود؟ این نوشته کوششیست برای حل این معضل ادبی تاریخی فرهنگی و سیاسی!
دکتر عین. ذاکر، مدیرکل مثنوی، دکتر ح. مولانا، مدیرکل وظیفه و قطعه و تک بیت و حومه، دکتر میم. برمودا( یونان سابق)، مدیرکل ترجیع بند و ترکیب بند، دکتر قاف. سیمرغ، مدیرکل حماسه و شعرعرفانی، دکتر ج. حبشی، مدیرکل اموربین الملل و هایکو و گوته، دکتر حسینعلی حسینی، مدیرکل مقتل خوانی، سردار ثاربن ثار، مدیر کل حراست و هجو و هزل و مطایبه و ...
آیطنز: در سالهای طلایی مطبوعات ایران در دوره اصلاحات، ابراهیم نبوی که در چند روزنامه و مجله طنز مینوشت و به ویژه ستونهای طنز او در روزنامههایی به سردبیری شمسالواعظین هواخواهان بسیاری داشت؛ در پیغامی به ابوالفضل زرویی نصرآباد خبر میدهد که شمسالواعظین قلم طنز او را بسیار پسندیده و به زرویی پیشنهاد میدهد که در یکی از روزنامههای اصلاحطلب ستون طنز روزانهای به راه اندازد. زرویی در پاسخ...
ف.م.سخن: طنزنگاران برادران آرمانگرایانند. آرمانگرایان همه چیز را رنگ سرخ میزنند، طنزنگاران آنها را سیاه میکنند. آرمانگرایان خوشبین هستند، آنها بدبین. آرمانگرایان واقعیت را با گریز به نقطهای دور و نامعلوم در زمان و مکان نقد میکنند، آنها با نقد واقعیت امکان ایجاد واقعیتی بهتر را طرح میکنند.
آرش آبادپور: دقت کرده ام که واکنش معمول ِ من به کارتون های مانا و مازیار هم به هم بی شباهت نیستند. من معمولا با دیدن کارتون های مانا می گویم «آهان!». معمولا بعد از چند دقیقه زل زدن به کارتون های مازیار من می گویم «هان؟». این یک الف اضافی را می شود به این ربط داد که...
عبدالقادر بلوچ*: مانا نیستانی کاریکاتوریستی است که از همان آغاز، تفاوت در کارش مشهود بود. میل او به کارتونهای دنباله دار و روایت گونه است و به نوعی از ابتدای کار تا حالا که برنده جایزه شجاعت شده همین مسیر را ادامه داده و اتفاقاً در کارش موفق هم بوده. با اینکه او در کارهای روزانه ای برای روزنامه ها...
داریوش محمدپور: کماند کسانی که از آثار مانا به هر دلیلی رو بگردانند يا تصویری از او را در خور طعن بدانند. در توفیق هنر مانا همین بس که رجانيوز کوشيد آثاری را که مانا برای جنبش سبز کشيده بود، به همان شکل و با دست بردن در رنگها، جعل کند و به سود خود مصادره کند. اينکه دشمنان او هم ناگزير به دریوزگی او آمدند، نشانهای از عبور مانا از مرزهای تنگنظرانه و پيشپاافتادهی هنر کليشهای و شعاری است
از آنجاییکه موسوی و کروبی اعلام کرده اند که از مردم می خواهند که روز 22 خرداد امسال در خیابان راهپیمایی نکنند هیچ بعید نیست که به جای سبزها که در این مدت در انواع راهپیمایی و زد و خورد و زیر ماشین رفتن و گاز اشک آور خوردن و تیر مستقیم خوردن خبره شده بودند؛ این بارامت خداجو و ولایی ایران اسلامی که به وظیفه خود مبنی بر نافرمانی از سران فتنه آگاه هستند بخواهند...
نويسنده:
از آنجاییکه موسوی و کروبی اعلام کرده اند که از مردم می خواهند که روز 22 خرداد امسال در خیابان راهپیمایی نکنند هیچ بعید نیست که به جای سبزها که در این مدت در انواع راهپیمایی و زد و خورد و زیر ماشین رفتن و گاز اشک آور خوردن و تیر مستقیم خوردن خبره شده بودند؛ این بارامت خداجو و ولایی ایران اسلامی که به وظیفه خود مبنی بر نافرمانی از سران فتنه آگاه هستند بخواهند از لج سران فتنه هم که شده به راهپیمایی در این روز بپردازند.
از این رو وظیفه خود میدانیم برخی تجارب را د ر اختیار این عزیزان قرار دهیم که اگر اشتباها با گروه دیگری مواجه شدند که برای مقابله را راهپیمایان به محل اعزام شده بودند بدانند چه کار کنند که دست کم تبدیل به نعش نشوند:
1- به حرمت این روز که در آن میلیونها برگ رای تانخورده و سالم تولید شدند کلا سعی کنید از تاخوردن بپرهیزید و سالم بمانید.
2- بهتر است آلات قتاله از جمله سوئچ وانتبارها و نیسانهای سراسر کشور از چند روز پیش از 22 خرداد، در مکانهای امن نگهداری شود و قرار دادن آن در دسترس سارقان خودداری شود. قبلا میگفتند از دسترس بچهها دور نگه دارید. ( معمولا در آستانه اتفاقهای اجتماعی آمار سرقت وانت و نیسان بالا میرود. پرسنل خدوم نیروی انتظامی در صورت سرقت وانت و نیسانهایش با 110 تماس بگیردن و اگر کسی گوشی را برنداشت عصبانی نشوند و بدانند که رفقایشان مشغول پارک کردن ماشین روی مردم هستند.)
3- لازم است برای حضور در مراسم 22 خرداد جراحی روی نقاطی از بدن انجام شود. البته عملها ی زیبایی نیست. بلکه جراحی کاهش زیبایی است. در این جراحی با برداشتن قسمت های برجستهای که بعضی از عزیزان بطور ناخواسته به فعالیت بیشتر ترغیب میکند، مناطق خطرخیز مسدود یا حتی برداشته میشود. چوب پنبه هیچ تاثیر ندارد.
4- هنگام خروج از خانه مراقب باشید هیچگونه ادعیه در جیب لباسهایتان نباشد. اگر فکر کردهاید آیتالکرسی برایتان راه در رو باز میکند، سحت در اشتباهید. سال گذشته دعای کمیل یک عدهای را مستقیم به اوین فرستاد. دیگر خود دانید. راستی این دعای کمیل را هم حواستان باشد.
5- برای حفط امنیت چند عدد ساندیس همراه خود ببرید. شیوهی استعمال آن با توجه به نوع حمله به عهدهی خودتان است!
6- برای شرکت در راهپیمایی مایو همراه خود داشته داشته باشید. البته در راهپیمایی نیاز نمیشود. ممکن است بعد از راهپیمایی برای رفع خستگی ببرندتان همان استخری که حجاریان هم رفت و تا بیایید ثابت کنید که خودی هستید چند بار آبتنی کنید و ماساژ دریافت کنید.
7- سیگار را بعنوان یک یار صمیمی و دوست خوب به شما پیشنهاد میکنم. هر چه باشد از گاز اشکآور و اشکآورزنان بهتر است. هر چند سرطانزا هم باشد، اما از سرطان بدتر هم وجود دارد.
8- فکر نکنید اگر خودتان را به آقای خمینی و حتی پیامبر اسلام نسبت دهید، کاری با شما ندارند. از این کار پرهیز کنید. پس از ملعنت "سید" محمد خاتمی و "میر"حسین موسوی، سید حسن نوهی سید روحالله خمینی پسر نوح از کار در آمده که «با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد». جناب مشایی هم از نوح به دلیل عدم مدیریت انتقاد کرده است. یک وقت شما را به جرم انتساب به پسر نوح و خود نوح (سید حسن و آقای خمینی) و عدم مدیریت آقای نوح و همدستی با او برای ناکارآمد جلوه دادن نظام بیگرند ببرند استخر.
9- وقت "حیدر... حیدر..."گوها حمله میآورند جلویشان نایستید. آنها مثل بولدوزری هستند که ترمز بریده. به فرض هم که شما را بشناسند که از خود هستید تا بخواهند ترمز بگیرند از رویتان رد میشوند
10- به شدت از رفتن به مسجد در این روز پرهیز کنید. یعنی حتی اگر شما را گرفتند و پرسیدند که از بین اوین و مسجد محله، دوست داری کجا ببریمت حتما اوین را انتخاب کنید. پسر آقای کروبی را پارسال بردند مسجد یک فصل کتک زدند و تهدیدش کردند که دفعه بعد به او در همان مکان مقدس تجاوز هم خواهند کرد. من و شما را اگر ببرند حتما به وعدهشان عمل خواهند کرد. آدم توی خانه خدا بیشتر خجالت میکشد!
|
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ |
|
بلبلی گشت از قفس آزاد، بلبلی نام او وکيلی راد/ قاضی دادگاه پاريسی، بيخودی گفت او بود جلاد/ کنج زندان پرندهی کوچک، بی گنه بود و رفته بود از ياد/ بود مثل پری غمگينی، از تبار فروغ فرخزاد...
گوش: صدايش که خيلي ظريف است. چشم: البته شنيدن كي بود مانند ديدن؟ دلتان بسوزد، طرف وب كم هم دارد. پروستات: بلوتوثش را براي من هم بفرست. اين اي دي من است: juju nazeh چشم: به روي چشم. قلب: ببينم، يعني صاحب خانه باز هم عاشق شده؟ زبان: ظاهرا که اينطور است. بيخود نيست كه ميگويند عشق شده اينترنتي ايميلي. قلب: اين کجايش عشق است؟ لطفا يکي از عصبها ...
برگردان: م. آزاد/ شب را به صبح رساندن هر شب سخت تر و سخت تر مي شود. ديشب اين حس كلافه كننده به من دست داد كه يك عده مي خواهند توي اتاقم بريزند و مرا حسابي شامپو بزنند. اما چرا؟ خيالاتي شده بودم و به نظرم هيئت هايي شبح وار مي ديدم. درست سر ساعت سه ي صبح، لباس زيري كه روي صندلي انداخته بودم، به نظرم شبيه قيصر شده بود؛ قيصري كه اسكيت هم به پاهاي بسته بود...
زهرا دری: نماز چیست ؟ - مجالی برای خاراندن ! مفاصل سر انگشت را فشاراندن/ به یاد درد و بدهکاری و غم افتادن؛
به ذهن خود همه را یک به یک شماراندن/ در اوج کسب تمرکز٬ مگس اگر آمد؛ به یاری سر و دست و دماغ ٬ تاراندن !...
جواد مجابی: نيمه دهه 40 كه من متوجه فرق كامل طنز با فكاهيات مرسوم در جرايد و كتابها شدم در انديشه بودم كه تعريفي براي طنز ايراني پيدا كنم كه بخشي از ادبيات طنزآميز ما را از رسالات هجو و فكاهه و صحنههاي بقال بازي نديمان رسانهاي جدا كند. آن موقع، اصطلاح طنز زياد به كار نميرفت و جماعت در...
بدینوسیله اینجانب ............... استاد رشته فیزیک/شیمی/زیست شناسی/.../........... در دانشکده علوم/ فنی/ اقتصاد/.../............. که در تاریخ ............ توسط انفجار بمب/شلیک گلوله/ سقوط داربست/ خفت شدن طناب دار/ شیرجه در اسید سولفوریک/.../................. شربت شیرین شهادت را نوشانده شدم اعلام می دارم که:
...ناطقنوری آمد. ناراحت بود. گفت: «اكبر كارها عقب است. چرا نمیآیی زودتر همه ثروتهای ملی را چپاول كنیم و مملكت را به یغما ببریم؟»... صاحبان اصلی انقلاب آمدند. برادر سیدمجتبی هاشمیثمره، برادر صادق محصولی، برادر محمد علیآبادی، برادر مهدی كلهر و برادر حمید روحانی.
یك اسلامشناس برجسته هم...
سيد عبدالرضا موسوي طبري در نامهای با عنوان "سخني چند با ذواللامِ مفتوح" به علی معلم دامغانی که اخیرا از سوی محمود احمدینژاد به ریاست فرهنگستان هنر منصوب شد؛ با هیکل حضرت استاد کاری کرده است که سایت آیطنز از شرح و بیان آن عاجر است. متن این نامه به شرح زیر است:...
بر سر در بهشت یک تابلوی بزرگ الایدی به زبانهای مختلف به همه خوشآمد گویی میکند. جمعیت اندکی خوشحال و خندان به سمت بهشت میروند. هر از گاهی چند حوری از ماشینهای حوری تلفنی که جلوی یک خانه توقف میکند. ناگهان صدای آمبولانس در خیابان مقربان شنیده میشود. جلوی یک خانه بسیار مجلل میایستد و ابوعلی سینا...
محمدرضا عالیپیام: ما سالهاست گوجهفرنگی نخوردهایم، در حیرتم که نرخ تورم برای چیست/ هی دم تکان دهند که ثابت شود خرند، ثابت شده خریتتان، دم برای چیست/ چون اشک و آه و گریه نشان فضیلت است، پس نیشتو ببند، تبسم برای چیست/ سهمیهبندی است عدالت در این دیار، تا سهم عدل هست، تظلم برای چیست؟
حامد تاملی: «گوستاو فلوبر» بزرگترین نویسنده رئالیست زمانه است که عقاید وی در مورد مکتب رئالیسم برای شناخت هرچه بیشتر دشمن و دسیسههایش حائز اهمیت است... او از دادن هرگونه پیام اخلاقی، مذهبی، اجتماعی، سیاسی در رمان امتناع می کرد. به خاطر همین هیچ گاه نه در صدا و سیما فرانسه استخدام شد و نه در هیچ جشنوارهی دولتی مقامی کسب کرد.
یک آن به نظرم رسید که نوک بینیاش از صفحه بیرون زد. انگار که شیشه تلویزیون شکم زنی آبستن باشد و نوزاد بالغی از داخل لگد بزند بخواهد به دنیا بیاید... آن وسطها انگار که یکی بخواهد به من چیزی بگوید، پرسید: - پسر جان آتیش داری؟ ده ساله دنبال یک شعله کوفتی میگردم که سیگارم رو باهاش روشن کنم.
امیر میرزایی - تحلیل شما از رای مثبت روسیه و چین چیه؟ -البته این قطعنامه تحت فشار شدید لابی صهیونیست تصویب شد. -بله. ضبط شده این قسمتها را از قطعنامههای قبلی داریم و اول مصاحبه جدید خودمان قرار میدیم. شما قسمتهای جدید را بگو. -باشه! جدید اینکه: ما شک نداریم که در آرا دستکاری شده. آن هم توسط لابی صهیونیست.
-برای این ادعا سندی هم دارید؟ -ای آقا! شما حرف بدون سند از ما شنیدی؟! همش موجوده...
*نام ؟ - محمد رضا
*آيا شما با محمد رضا شاه پهلوي نسبتي داريد ؟ - بله . اسممان يكي است .
*پس شما سلطنت طلب هستي ؟ - نخير ولي بعضي سلطنت طلبها هم آهنگهاي منرا گوش ميكنند .
*خب اينجا را امضاء كن . - نميكنم .
*برادر آن تفنگت را از زمين بردار اين امضا نميكنه . - بفرمائيد اينم امضاء .
خلیل جوادی-
سران کشورا که جمعن اونجا، از آسیا گرفته تا اروپا/ کُلّهم اجمعین بخوان یا نخوان، با «تُوپولُف» همّه رو بفرس بیان/ بگو که سالم برسن به این سر، یا اگه مُردن فبها، چه بهتر/ میخوایم از اینا اعتراف بگیریم، ما توی اینجور کارا بینظیریم/ فریب انگلیسیا رو خوردیم، دنیارو دست کافرا سپردیم/ یکیش «حسین باراک اوباما»ی بد، این آدم سیاهروی مرتد
رضا رفیع - هرکسی یک جور پارازیت را ول میکند، جور یا ناجور، پارازیت را ول میکند/ اهل پارازیت را معذور میدار ای عزیز!، طبق «المأمور، المعذور»پارازیت را ول میکند/ ماهواره هرکه بیند، چون ببیند داخلش، هست لخت و عور، پارازیت را ول میکند/ یک نفر از اهل بخیه گفت: پارازیت چیست؟، گفتمش بدجور پارازیت را ول میکند
معصومه پاکروان - مامان به من یا تو و یا آن شیشه شک کرد، یک پردهی توری برای شیشه آورد/ آمد و میخی بردل دیوار کوبید، یک دفعه بابای تو را آن سو ولی دید/ بابای تو زل زد به مامانم دقیقا، مامان خوشش آمد زبابای تو حتما/ چون مادرم با شیطنت آرام خندید، بابای توهم حالتش بدجور گردید/ چون مادر از آن ماجرا دلشاد گردید، هم شیشه و هم زل زدن آزاد گردید/ ناگه تمام ماجرا پیچید در هم، مامان من شد عاشق آن شیشه کم کم...
سیدمحمد موسوی موید - خواهم که تو را ای بت عیار ببوسم، دور از نظر و دیدهی اغیار ببوسم/ تا نفت رسد بر سر این سفره خالی، باید بروم صورت حفار ببوسم/ هر چند که آزاد شده دیش و ریسیور، سی دی شدهی شرکت پیکسار ببوسم/ با این همه بوسی که شمردیم برایت، فرصت نشود روی تو دلدار ببوسم
حسن غلامعلیفرد - ما از بیخ با انتخاب اوباما برای دریافت جایزهی صلح نوبل مخالفیم. به نظرم باید جایزه را میدادند به این عزیزان دل: 1-محمد البرادعی 2-هوگو چاوز 3-منصور ارضی 4-غلامحسین الهام 5-جواد لاریجانی 6-غزت ضرغامی 7-بازجوی ابطحی 8-رحیم مشائی 9-استقلال و پرپولیس 10-مسعود دهنمکی 11-صادق محصولی 12-کامران دانشجو 13-حسین شریعتمداری. حالا چرا این عزیزان؟ عرض میکنم...
حامد حبیبی - مسوول ادارهی مبارزه با برگزاری اختتامیهی جوایز ادبی غیردولتی اعلام کرد: با برگزاری مراسم ادبی تحت پوشش مراسم ختنه سوران به شدت برخورد خواهد کرد. ی از کشف یک محموله شیرینی دانمارکی خبر داد که قرار بود پس از ورود از مرز ترکیه در یک مسابقه ی ادبی پخش شود.
چند روز پیش بازجوی محمدعلی ابطحی وبلاگ او را به روز کرد. بعضیها در اصالت این نوشته شک کردند. مطابق ایمیلی که خود شخص بازجو برای آیطنز فرستاده، متن اصلی به همراه بخشهای محذوف آن با امضای ایشان واصل شده است که برای تکدیر افکار عمومی منتشر میشود... او امروز مهمان سایت است و متن او برای نخستین بار در «آی طنز» منتشر میشود.
موسیو گلابی - توی ورزشگاه داد میزنند یاحسین و یک چیزی هم در ادامهاش میگویند که نمیشود شنید. یکدفعه صدایشان قطع میشود. آدم نمیتواند بفهمد ملت فهیم و بهترین تماشاگران دنیا چه میگویند! از پدرم میپرسم. اخم میکند و میگوید بچه این حرفها به تو نیامده. یکجوری قیافهاش را ناراحت میکند انگار تقصیر من است که استقلال نمیتواند ببرد. خب به جای این کارها برود تیمش را قوی کند!
احمد شریفی زمیدانی - درود سلام بر ملت ونزوئلا، لبنان، فلسطین، زیمباوه، زنگبار، گینه بیسائو و ترینیداد و توباگو و غیره!(ملت ایران جزو همان و غیره میباشد!) ببینید من دو تا نامه به این آقای اوباما نوشتم ایشان جواب ندادند. در آن نامه من به عنوان یک دانشگاهی و به عنوان یک نخبه این مملکت سوالاتی را مطرح کردم ولی ایشان جواب ندادند. این یعنی جوانان ما میفهمند!
اوباما: من اجازه میخواهم در مورد ماجرای آن هالهی نور صحبت کنم!
رضا رفیع - خیلی از پدیده های پیشرفتهی تکنولوژیک، به خصوص در زمینهی علوم ارتباطات حسنه که در نهایت منجر به ازدحام کوچهی خوشبخت و کم شدن فاصله های غرق ابهام میشود، کانّه تیغ دو دم میمانند و چاقوی دو سر که قاعدتاً نباید دستهی خودش را ببرد؛ اما به هر حال گاهی بستگی به دسته بندیهای موجود نیز دارد. با این ابزار و آلات تکنولوژیک، هم میشود کار خلاف و خفن کرد، و هم...
مصطفی مشایخی: پسرم گفت همین فروردین، خستهام از چت و ایمیلیدن/ آخر ارسال اساماس تاکی، شدهام عاشق و میخواهم زن/ غضبش کردم و گفتم زود است، کار و باری تو نداری جانم/ گفت با خنده که امیدم هست، به وجوهات تو و مامانم
داستانی از عبدالقادر بلوچ - پسرم یکهو گفت: پدر این یارو از جاهای عوضی میره. پسرم که میفهمید انگلیسی حرف زدن برایم سخته گفت: من بهش میگم که داره تقلب میکنه و ما بهش پول نمیدیم و به پلیس زنگ میزنیم. راننده پرسید: مشکلی هست آقا؟... تاکسی از جاهای بسیار خلوت و پر پیچ و خم به سرعت جلو میرفت. برایم شکی نمانده بود که کلاهبرداری حرفهای بود.
دیروز وقتی حاج حسین گفت که سعید هم از تو جایی که هست وبلاگ نوشته هم خوشحال شدم هم دلگیر.خوشحال به این خاطر که دیدم سعید که بیرون از اینجا حال و روز چندان خوبی نداشت حالا روفرم اومده و رو به بهبوده و حتی دست به قلم برده.دلگیر از اینکه چرا برادرا یه فرصت به من نمی دن تا حرف هام رو بزنم.
حسن غلامی فرد: قضيه از آنجايي شروع شد كه چند شب قبل بدون هماهنگي قبلي با واحدِ تجزيه كننده حدود پنجاه شصت نفر را به صورتِ يواشكي در قبرستان "ايزابل آلنده بَرين" دفن نمودند و ما نيز بنا به دستور مستقيم ملكه سريعا براي تجزيه به محل اعزام شديم.من به عنوان مورچه سركارگر براي بازبيني محل واردِ اولين قبر شدم و ديدم...
ارمغان زمان فشمی: از آنجا که وقتی کسی مثلا بعد از بیست سال مادرش را می بیند بعید است به بوسیدن چادرش اکتفا کند شما می توانید او یا مادرش را در لحظه برخورد، به بهانه هیجان زدگی بیش از حد به حالت غش درآورده و این صحنه را به زمانی که یک نفر با پاشیدن آب به صورت فرد مغشوش(!) قصد به هوش آوردنش را دارد وصل کنید.
حکایت ما حکایت آن ضرب المثل است که میگفت ما پوستین را رها میکنیم پوستین ما را رها نمی کند! به عنوان یک نمونه، سخنان سردار احمدیمقدم در مراسم معارفه فرمانده جدید نیروی انتظامی قم که خبرگزاری معتبر و خوشنام فارس مخابره کرده است را ببینید و انصاف بدهید میشود دربارهی آنها طنز ننوشت؟ به قول شاعر قافیه اصلا نمیخواد شعر باید خودش بیاد!
مهدی طوسی: توصيه ميکنيم ميرحسين به اعضاي تشکيلاتش اعلام کند که حتي اگر ميخواهند از نماد سبز استفاده بکنند بهجاي بستن مچبند سبز، از کمربند سبز، آن هم براي بستن شلوار استفاده بکنند؛ چرا که ممکن است مچبند سبز را از دور دست اعضاي تشکيلات باز کنند اما کمربند سبز کسي را باز نميکنند و اگر بخواهند هم بکنند در بازداشتگاههاي غيراستاندارد باز ميکنند!
احمد شریفی زمیدانی:1- هنگامی که با یک هواپيمای روسی به خصوص از نوع توپولفش سفر می کنید سعی کنید دعاها، اوراد و تذکره هایی را که از ترس سقوط طیاره می خوانید به زبان روسی بخوانید. چون این هواپیما به قول علی پروین خارجی است و زبان نفهم تشریف دارد. خواندن آیت الکرسی به زبان روسی اکیداً توصيه می شود.