مقاله |
۱۰ آذر ۱۳۸۸
احسان واعظی
اين شاعر بلند پايهی قرن هشتم هجری بنابر موقعيت استثنايیاش، پس ازگذشت قرنها تاکنون از ياد نرفته و مورد توجه علاقهمندان شعر وادب قرار دارد؛ ولی با اين همه بايد گفت که کمتر شاعرمشهوری مانند عبيد، مورد بیمهری تذکرهنويسان و مورخان قرارگرفته است. تا جايی که برای يافتن گوشه و شمهای ازشرح حال عبيد جز به کتابهای چون تذکرة الشراء دولت شاه سمرقندی وکتاب تاريخ گزيده، اثر حمدالله مستوفی، به منابع ديگری که اطلاعات مفصل و مبسوطی دربارهی زندگی عبيد الله زاکانی ارائه نموده بتواند، برنمیخوريم. ادامه »»
زندگی نامه |
۱۹ آبان ۱۳۸۸
شهلا گروسی
رابرت کرامب با وجود آن که یکی از ستایششدهترین چهرههای کمیکاستریپ آمریکا است، آثارش هیچ همخوانی با جریان اصلی کمیکهای آمریکایی ندارد. اثری از ابرقهرمانان سنتی دی.سی کمیک و مارول در کارهای او نیست. در واقع ارزشهای قراردادی در دنیای کرامب معنایی ندارند که ابر قهرمانی برای دفاع از آن لازم باشد. طنز او هتاک، تخریبگر، گزنده و کوبنده و چنانکه ویژگی بارز هنر ضد جریان و زیرزمینی دهه شصت است ادامه »»
زندگی نامه |
۱۲ تیر ۱۳۸۸
ناجی سلیم حسین العلی، معروف به وجدان انقلاب در سال 1936 در روستای الشجره، واقع میان الناصره و طبریه در الجلیل شمالی فلسطین متولد شد. در سال 1948 خانواده ناجی العلی به همراه اهالی روستا به سوی لبنان (بنت جبیل) کوچانده شدند. ادامه »»
زندگی نامه |
۲۶ بهمن ۱۳۸۷
استاد منوچهر احترامی، شاعر، طنزپرداز، روزنامهنگار و نویسنده به یاد ماندنی بچههای ایران، شامگاه روز 22 بهمن 1387 بر اثر عارضه قلبی در تهران درگذشت. منوچهر احترامی شانزدهم تيرماه سال 1320 در شرق تهران به دنیا آمد. پدرش کارمند وزارت دارایی بود و مادرش روحانیزاده. ادامه »»
زندگی نامه |
۱۳ فروردین ۱۳۸۷
از دوران كودكي و پيشينه اجدادي حبيب الله عسكراولادي مسلمان، اطلاعات چنداني در دسترس نيست و اگر هم بود، چندان به كار ما نمي آمد. همينقدر كه بدانيم نام ايشان، از ابتدا «حبيب الله» بوده كفايت مي كند و تازه اگر هم غير این باشد، به هر حال «كاسب، حبيب خداست» و از اين جهت، بي شك سياستمداري كه امروز ما با نام «عسكراولادي» ميشناسيم، حبيب الله است، حتي اگر ـ به فرض محال ـ نامش «بنيامين» باشد! ادامه »»
زندگی نامه |
۲۳ آذر ۱۳۸۶
صابري در اولين سال تحصيل در دانشكده (1340) در تظاهرات دانشجويي شركت كرد و مضروب و دستگير شد. گردن او از ضربات باتوم به شدت آسيب ديده بود. او شعري به طنز و سياسي سرود و با امضاي «گردن شكستة فومني» براي توفيق ارسال كرد.
پس از چاپ اين شعر در چند شمارة بعد توفيق، صابري به طنزنويسي كشيده شد. او تا سال 1345 گهگاه اشعاري براي توفيق ميفرستاد. ادامه »»