شهلا گروسی
رابرت کرامب با وجود آن که یکی از ستایش شده ترین چهره های کمیک استریپ آمریکا است، آثارش هیچ همخوانی با جریان اصلی کمیک های آمریکایی ندارد. اثری از ابر قهرمانان سنتی دی.سی کمیک و مارول در کارهای او نیست، در واقع ارزش های قراردادی در دنیای کرامب معنایی ندارند که ابر قهرمانی برای دفاع از آن لازم باشد. طنز او هتاک، تخریبگر، گزنده و کوبنده و چنانکه ویژگی بارز هنر ضد جریان و زیرزمینی دهه شصت است، بر تمام پیش فرض های اخلاقی، اجتماعی می تازد و ارزش های سنتی را به سخره می کشد.
عنوان «غول کمیک های زیرزمینی» بی گمان برازندهی «رابرت کرامب» است؛ هنرمندی جریان ساز که با آثار متفاوتی چون «فریتز گربه» و «مستر نچرال» خود را خود را به دنیای کمیک شناساند.
«رابرت دنیس کرامب» سال 1943 در یک خانواده متوسط آمریکایی به دنیا آمد. دو دهه اول زندگی را بی حادثه ای خاص گذراند، جز آن که بسیار تنها و منزوی بود و دوستان چندانی نداشت. طراحی کارتون، مهم ترین جایگزین و تنها دلمشغولی او در این دوران محسوب می شد که استعدادی غریب در آن داشت. در اواسط دهه شصت، کرامب جوان در «کلیولند» اوهایو، برای شرکت معروف «امریکن گریتینگ» کارت پستال طراحی می کرد، همان زمان با گروهی جوان که زندگی کولی وار داشتند آشنا شد که این دوستی روش زندگی اش را تغییر داد، با همسر آینده اش «دانا مورگن» در این گروه آشنا شد و بعد از واکنش های تحسین آمیزی که در قبال انتشار بعضی کمیک های اش در روزنامه های زیرزمینی دید، به کالیفرنیای سان فرانسیسکو نقل مکان کرد (1967) که در آن زمان قلب جنبش ضد فرهنگ عمومی آمریکا محسوب می شد.
آثار زیرزمینی کرامب، اضمحلال معصومیت امریکایی را- یا آنچه که رسانه ها چنین اش معرفی می کردند - فریاد می زدند و نشانگر تغییر زمانه و ورود به پر حادثه ترین دوران سیاسی اجتماعی آن کشور بودند: ترور کندی، ریاست جمهوری نیکسون، جنگ ویتنام و البته جنبش اجتماعی هیپی ها. جالب این که یکی از کمیک های او با عنوان «راه را ادامه بده» به صورت نماد تصویری محبوب هیپی ها درآمد و مانند اکثر آثار زیرزمینی که تحت پوشش قانون حق مؤلف نبودند، بارها به صورت پوستر و نقش روی پیراهن، بازعرضه شد. کرامب، در این دوران زندگی کولی وار داشت و به گفته خود، «ال اس دی» نقش مهمی در شکل گیری ذهنیت و سبک خاص او بازی می کرد.
«فریتز گربه» بی شک به یادماندنی ترین کاراکتری است که کرامب در دنیای استریپ خلق کرده. «تامس آلبرایت» فریتز را «فلیکس گربه» ای امروزین توصیف می کند که با مایه هایی از کاراکتر چارلی چاپلین، احمق ولتر و دن کیشوت در هم آمیخته باشد. اگر دنیای سورئالیستی و صامت «پت سالیوان» در فلیکس گربه، سادگی و معصومیت دهه بیست را داشت، «فریتز» در ذهنیت پر تلاطم هنرمندی از دهه شصت، غوطه ور است.

وقتی هاروی کورتزمن سردبیر نشریه زیرزمینی «هلپ!» اولین قسمت این مجموعه را از دوست اش کرامب دریافت کرد به او گفت: «نمی دانم چطور منتشرش کنم که بعدش دستگیر نشویم!» هرچند او با وجود تمام دودلی ها، اولین فریتز را در شماره ژانویه 1965 چاپ کرد. در این قسمت، فریتز گربه دوست دخترش را به خانه می آورد و برهنه اش می کرد، تا بعد سر فرصت کَک های تن اش را بجورد! فریتز گربه سال 1972 توسط رالف بخشی به صورت انیمیشن سینمایی در آمد. می گویند که مضامین جنسی و مالیخولیایی اولین قسمت های کمیک استریپ، ریشه در تنهایی و انزوای کرامب داشته که بعد ها با جمع آمدن حلقه دوستان و دوستداران اش و تجربه های عاطفی و جنسی، این مایه ها تعدیل شدند و کاراکتر فریتز تبدیل به هجویه هیپی های کولی مسلک و شاعرپیشه ای شد که البته بیشتر به دنبال دختربازی بودند.
با گذشت زمان و در دهه نود، از بار جنسی کارهای کرامب کم شد و او همراه با «دیوید زین میروویتز» زندگینامه مصور و طنزآمیز «کافکا» را با عنوان «معرفی کافکا» یا «کافکا برای مبتدیان» به تصویر کشید که موفقیت هنری و تجاری فراوانی کسب کرد و بعد ها به نام «کافکای آر. کرامب» تجدید چاپ شد. کرامب که در حال حاضر شصت و پنج ساله است در جنوب فرانسه زندگی می کند.


