«اسپنسر» معتقد است که هرکس دائما ازطریق فرایند مدیریت استرسهای روزانه، درحال متراکم کردن انرژی است و طنز همانا آزاد کردن این انرژی است. وقتی به چیزی می خندیم؛ به طریقی توانسته ایم آن را مغلوب کنیم و بر آن سیطره یابیم؛ در واقع این نظریه توضیح می دهد که هرگاه بتوانیم امری را به طنز بگیریم دست کم توانسته ایم از نظر ذهنی کارش را بسازیم و بر آن غلبه کنیم ادامه »»
منیژه باختری
برای نخسیتن بار تيو فراستوس یونانی رساله کوچکی به نام «سجایا» در شناخت مشخصات و رفتارهای افرادی با ویژگی های گونه گون چون متملق، پرحرف، خودبرتربین، خودپرست و مدپرست نوشت. این آفریده روان شناختی به هیچ وجه طنزی نبود، اما نویسندگان بعدها از آن تقلید کردند به تاسی از آن طنزهای نابی آفریدند. ادامه »»
شهلا گروسی
رابرت کرامب با وجود آن که یکی از ستایششدهترین چهرههای کمیکاستریپ آمریکا است، آثارش هیچ همخوانی با جریان اصلی کمیکهای آمریکایی ندارد. اثری از ابرقهرمانان سنتی دی.سی کمیک و مارول در کارهای او نیست. در واقع ارزشهای قراردادی در دنیای کرامب معنایی ندارند که ابر قهرمانی برای دفاع از آن لازم باشد. طنز او هتاک، تخریبگر، گزنده و کوبنده و چنانکه ویژگی بارز هنر ضد جریان و زیرزمینی دهه شصت است ادامه »»
رضا داوری اردکانی
طنز نشان دادن حماقت و سفاهت است. طنز از خردمندی سخن نمیگوید. به مدد و تجسم خردمندی است که سفاهت و حماقت را آشکار میکند. با تصویرگری عدل است که ظلم را نشان میدهد. این تقابل، که در آثار سعدی همه جا وجود دارد، شرط طنز است. اتفاقا همه طنزنویسان با این تقابل است که زبان به طنز میگشایند. نزد فیلسوفانی مانند افلاطون و سقراط نیز طنز عمده، تقابل است. ادامه »»
تعریف ساده و بنیادی کمدی در تئاتر و سینما این است که: کمدی اثری است که در بیننده شادی و نشاط ایجاد کند و به خوبی و خوشی به پایان برسد. اما غنای یک اثر کمدی به مفهومی بستگی دارد که به واسطه آن ، تماشاگر به خنده افتاده.
انواع مختلفی کمدی وجود دارد ، که هر یک به شیوه ای در بیننده شادی و خنده ایجاد می کنند ، برای مثال در کمدی های تلخ و سیاه ، خنده از رخ دادن یک ماجرای جدی ، ایجاد می شود و حتی گاه ، پایان تلخی هم دارد. ادامه »»