شوخی و طنز مودبانه مجله نیویورکر با جو حاصله از رشته طرحهای خندهدار و کمدی در روزنامههای امریکا، ضمایم روزنامهها و کتابهای کمیک، بسیار متفاوت است. کارتون استریپ که از سری تصاویر دنبال هم تشکیل مییابد، از قاره امریکا منشا نیافته است، بلکه در ایالات متحده است که به اوج تکامل خود میرسد. نخستین کارتون خندهدار که بیش از همه دوام یافت کارتون «پسران کاتز نجامر» اثر «ردلف دیرکس» بود که در سال ۱۸۹۶ شروع شد و اکنون نیز همچنان ادامه دارد.
کاتز نجامرها که مستقیما از آلمان مهاجرت کردهاند، با وجود اقامت طولانی خود در امریکا صفات و مشخصات بسیار کمی در آنها دیده میشود که واقعا امریکایی باشد. بچههای کاتز نجامر نخستین بار در سال ۱۸۹۷ در مجله نیویورک تعلق به راندلف هرست انتشار یافت. «ردلف دیرکس» اثر خود را آشکارا از روی «مکس و مورتیز» که «هرست» در آلمان دیده بود، خلق کرد. این حقیقت که در آن زمان، جمعیت فراوانی از آلمانیها در شهرهای مهم امریکا سکونت داشتند و «درکس» و بسیاری از هنرمندان کمیک دیگر، به نژاد ژرمن تعلق داشتند، موجب شد که این کارتون از کلامی حاوی انگلیسی دست و پا شکسته مخلوط با کلمات آلمانی برخوردار شود، که طنز تندی بدان می بخشید. و همین امر سرعت آن را مورد توجه مردم قرار داد.
به دنبال کارتون «پسران کاتز نجامر» اولین کارتون مهم روزانه به نام «مات و جف» اثر «بدفیشر» در سال ۱۹۰۷ ظاهر میشود که از «شرح وقایع سانفرانسیسکو» سرچشمه میگرفت.
کارتونهای خندهدار در طول سی سال عمر خود، به کمدی ساده بومی متکی بودند. نمونههایی چون «تربیت و بار آوردن پدر» سال ۱۹۱۲ «گامپس» سال ۱۹۱۷ و کارتون بسیار مردم پسند و محبوب «بلوندی» سال ۱۹۳۰، از جمله آثار برجسته کارتونهای استریپ محسوب میشد.
به هر حال نخستین کارتونی که در زمینه استفاده از شکلی که برای تفسیر جدی موضوعات سیاسی و اجتماعی به کار میرود، پیش قدم شد «آنی دختر بچه یتیم» اثر کاملا دست راستی بود که در سال ۱۹۲۴ شروع شد. توسط خالق آن «هارولد گری» در جهت پیشبرد اهداف دست راستی به کار گرفته شد. در اینجا، آنی را در کنار سرپرست خود که یک میلیونر قدرتمندی به نام «بابا» وار باک است و سگش، ساندی، میبینیم. وقتی که اعلام میشود که ساندی گم شده است، سیل نامهها از سراسر ایالات متحده منجمله از طرف «هنری فورد»، سرازیر میشود که تمامی آنها جویای بازگشت سالم این سگ به منزل بودند.
ماجراهای «آنی» رجز خوانی طولانی در مورد خاصیت خودیاری امریکایی صرف است. ده سال بعد، کارتون «آبنر کوچولو» اثر «آل کاپ» به رقابت با آن پرداخت. کاپ پیوسته اصول و روشهای اخلاقی تجارت بزرگ را مورد طنز و هجو قرار میدهد یا حداقل این کار را تا زمانی که آبنر با دیسی می در سال ۱۹۵۲ ازدواج میکند انجام میدهد، نقطهیی که خط داستان نوسان تندی به طرف راست پیدا میکند.
نکته قابل توجه در مورد «آبنر کوچولو» این است که این اثر خود کارتون استریپ خندهدار را مورد هجو قرار میدهد. آل کاپ در اثر خود به نام «آبنر کوچولو» که در سال ۱۹۳۴ در مجله«نیو پورکرمیرور» انتشار یافت، تقریبا تمام زنان محترم فرهنگ امریکا را از طریق ماجراهای مضحک خانواده یوکوم به تمسخر میگیرد. در این خانواده مرد جنگلی خجالتی و زشتی به نام آبنر کوچولو، همسر بور و هیکلدار وی به بنام دیزی و مامان یوکوم که به پیپ کشیدن عادت دارد به سر میبرند، که خانوادهیی ساده از شهر کوهپایهیی «داگیج» واقع در جنگلهای دور افتاده امریکا است.
ماجراهای کارآگاهی به نام «فوسدیک نترس» در کارتونی کمدی که تقلیدی است مسخره آمیز از «دیک تریسی» اثری محبوب و عوامپسند که در سال ۱۹۳۱ شروع شد، ذهن «آبنر» را به خود مشغول میدارد.
تریسی در شمار کارتونهایی قرار داشت که نام کارتونهای حماسی را میتوان بر آن نهاد. این کارتونها شامل «تارزان» و «بوک راجرز» که هر دو در سال ۱۹۳۹ ساخته شدند و «فلاش گردون» ۱۹۳۴، میشد. این آثار، کاریکاتور محسوب نمیشود چرا که عنصر طنز یا شوخطبعی خودآگاه در آنها دیده نمیشود. همین کارتونهای حماسی بود که پایه و اساس صنعت نوپا و رو به رشد کتاب کمدی و خندهدار که با کارتونهای خندهدار و متهورانه شروع شد، را تشکیل داد. نخستین شماره کارتون های متهورانه و تفننی در سال ۱۹۳۸، معرف قهرمان کتاب اصیل کمدی «سوپرمن» بود. به دنبال این کارتون، اثر دیگری به نام «بتمن» رقیب سوپرمن، در سال ۱۹۳۹ ظاهر میشود.
نخستین دوره کتاب کمدی و خندهدار از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۴ بود که قانون و روش کار جدیدی معرفی شد. این امر اساسا به جهت کتاب «اغوای بیگناهان» اثر «فردریک ورتهام» بود که عقیده داشت جملات بیجهتتر ترسناک و آزار دهنده شدهاند. با گسترش این روزنامهها، کارتونها بیشتر و بیشتر گزافهگو و افراط کارانه میشد، و حتی کارتونهایی که «ورتمن» به دنبال اصلاح آنها بود، خود را مورد تمسخر قرار میدادند.
معذلک، هدف اولیه آنهاطنز نبود، گو اینکه کتابهای طنزآلود خندهدار نیز وجود داشت که عمدهترین آنها «صاریغ پوگو» را میتوان نام برد که افسانهیی آسوپی راجع به حیوانات مرداب روکفنوکیدر جورجیا است و در سال ۱۹۴۹ شروع شد. پوگسناتور مکارتی را هنگامی که در اوج قدرت بود موضوع اثر خود قرارداده وی را تحت عنوان «مالارکی سادهلوح» به هجو میکشاند. معذالک کارتونهایی که فاقد عنصر طنز بودند، زیربنایی را به وجود آوردند که طنزنویسان آینده میتوانند به عنوان منبعی با ارزش بدان مراجعه کنند. این کارتونها جزء مهمی از مرحله روبه رشد هنر کاریکاتور و عنصری با ارزش در فرهنگ امریکایی محسوب میشود.یکی از اولین نشانههای آنچه در شرف وقوع بود، ظهور «فیفر» اثر «جولس فیفر» در سال ۱۹۵۶ است. فیفر از تکنیک استریپ طوری استفاده میکند که در نظر اول در تضاد با ماهیت واقعی آن است اواخر دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شاهد ظهور شکل جدید و روشنفکرانه کارتونهای کمدی با مضامین سیاسی، جامعهشناسی و روانشناسی بود.
کارتون فیفر اثر «جولس فیفر» نخستین بار در سال ۱۹۵۶ در ایالات متحده انتشار یافت و در نشریات لیبرال عضو سندیکای روزنامهنگاران، در سراسر دنیای انگلیسی زبان منتشر میشود. طرحهای این کارتون عمداً مختصر و اغلب تکراری ترسیم شده است و مهمترین عنصر آن کلام این اثر است. روابط عصبی بین والدین و بچهها که در تصویر مشاهده میکنید و نیز روابط بین عشاق و رقبای اجتماعی، در کنار شخصیتهایی که عموماً از خوانندگان تحصیلکردهیی که این کارتونها برای آنها در نظر گرفته میشود، از جمله مضامین مورد علاقه «فیفر» است.
تاکید این تکنیک برجنبه تجسمی آن نبوده بلکه برجنبه کلامی آن اصرار میورزد. تصاویر، طرحهای واقعاً کوچکی هستند که با متنی ساده و روان همراه است. معذالک، کلام این طرحها به صورت حروف چاپی نیست، بلکه به شکل یکسری دست خط نامرتب است که به نظر میرسد موکد این نکته باشد آنچه گفته میشود، بیان مستقیم نبوده بلکه الهامی نیمه خودآگاه از حقایق نهفته و غیرقابل کنترل است. کمی قبل از ظهور فیفر، مجله «مد» که کارش را به عنوان نوعی کتاب کمدی بسیار بیقانون و نامنظم شروع کرده بود، به همان میزان به مجلهیی طنزآلود و بیقانون تبدیل شد. نخستین شماره «مد» با این کیفیت جدید در ژوییه سال ۱۹۵۵ منتشر شد.
تقلید مسخرهآمیز و هجوگونه از کارتونهای روزنامهیی را نخستین بار مجله «مد» ابتکار نمود و برای اولین بار در سال ۱۹۵۲ انتشار یافت، مجله مذکور که تابع هیچ نظم و قانونی نیست، سراسر اعتراضی است علیه اشباع وسایل ارتباط جمعی از ارزشهای محافظ کارانه و بورژوایی. مجله «مد» نه تنها در زمینه کارتونهای حقه و کلک که «باربارلا» و «فریتزگر» به اثر «رابرت کرام» مرهون آن است، پیش گام بوده است، بلکه شیوه تجسمی، مطالب و آگهیهای مندرج در مجلات و روزنامههای متداول فرهنگ عامه روز را نیز مورد تقلید مسخرهآمیز و هجو خود قرار میدهد. («آلفرد ای.نیومن» شیطان که در تصویر مشاهده میکنید، سمبل مجله «مد» است.)
یکی از تخصصهای ویژه مجله «مد» آگهیهای نادرست و تقلبی در مورد محصولات کاملا شناخته شده بود که خود حملهیی شدید به تجارت بزرگ بود، شدیدتر از حملاتی که مجله «نیویورکر» یا «آل کاپ» در این مورد صورت داده بودند. مجله «مد» اگرچه در دکههای روزنامهفروشی در سراسر امریکا به فروش میرفت، معذالک از بسیاری جهات، نمونه و سرمشقهایی برای مجلات زیرزمینی که بسیاری از آنها کتابهای کمدی بودند و در سال ۱۹۶۵ شکوفا شدند، فراهم کرد. مجله «ایست ویلیج آدر» در سال ۱۹۶۵ به وجود آمد و مجلاتی چون «برکلی بارب»، «لسآنجلس فری پرس»، «دترویت فیفث ایستیت» و «میشیگان پییر» در ظرف مدتی کمتر از یک سال به دنبال آن منتشر شد. تمامی این مجلات اهداف مشخصی را دنبال میکردند: مخالف جنگ ویتنام بودند.
با سربازگیری مخالفت میکردند، از گروههایی که در اقلیت قرار دارند چون پورتوریکاییها و سیاهپوستها حمایت میکردند، خواستار اصلاح قوانین دارویی بودند، طرفدار آزادی روابط جنسی و خواهان آزادی زنان بودند و در کل مخالف سازمانهای موجود بوده، عدم اعتماد خود را نسبت به آنها ابراز میداشتند بخصوص اگر این سازمانها دولتی یا فرهنگی بودند. طنز افسار گسیخته یکی از سلاحهای مهم آنها بود. یکی از کاریکاتوریستهای برتر زیرزمینی، «رابرت کرام» بود که کارتون «فریتز گربه» از جمله بهترین و موثرترین ابداعات وی بود. این اثر شکل متفاوتی از مضمون قدیمی افسانه چارپایان بود.
شخصیت دیگر «کرام» که شاید کمتر انتظار میرود زن آقای طبیعی بود که ریشی سفید داشت و همه کاره بود از فروشندگی مشروب قاچاق گرفته تا رانندگی تاکسی در افغانستان. وی به عنوان عاملی جهت نشان دادن جنبههای احمقانه زندگی دورهگردی مورد استفاده قرار میگیرد.
---------------------------------------------
منبع: روزنامهی اعتماد