نقد و نظر |
۷ مهر ۱۳۸۸
رویا صدر
پزشکزاد درکتاب «آن شکر خنده...» درصدد است به گفته خود از طریق مقابله و مقایسه، و نه براساس تقسیمبندی مرسوم تحقیقی، پاسخی برای این سؤال بیابد.
طنز فاخر سعدی بر فرضیهای استوار است و بر آن اساس حرکت میکند و آن، ناآشنایی خواننده ایرانی با طنز غربی است. ادامه »»
مقاله |
۴ مهر ۱۳۸۸
نیما طاهری
طنز یکی از گونههای ادبی و هنری تفکر انتقادی است. طنز سرشتی انتقادی دارد و به گفتهی چرنیشفسکی: طنز، آخرین مرحلهی تکامل نقد است. طنز، تصویر هنری ِ جمع تناقضها و تضادهای درونی و بیرونی انسان و جامعه در لحظه و تاریخی واحد، با بیان و لحنی نیشخند آفرین است. طنزپرداز نیک میداند که جمع تناقضها و تضادها درآن ِواحد در منطق صوری امری محال است، اما قلمرو طنزپرداز زندگی اجتماعی است، قلمرویی که هر آن ِ واحد آن، جمع تناقضها و تضادهای درونی و بیرونی است. ادامه »»
داستان |
۲۸ شهریور ۱۳۸۸
*داستانی از:
بِلا گادور
*مترجم:
حسن واهبزاده
داستانی کوتاه از نویسنده و متفکر مجارستانی، بِلا گادور. این داستان که از جمله آثار مهم بلاگادور است، به دلیل طنز خاص خود، بیانگر نگاه تیز و دقیق نویسنده به اجتماع اطرافاش و قدرت قلم اوست. ادامه »»
متن کتاب |
۲۵ شهریور ۱۳۸۸
طنز (Satire) از اقسام هجو است اما فرق آن با هجو این است که آن تندی و تیزی و صراحت هجو در طنز نیست. وانگهی در طنز معمولا مقاصد اصلاح طلبانه و اجتماعی مطرح است طنز کاستن از مقام و کیفیت کسی یا چیزی است به نحوی که باعث خنده و سرگرمی شود و گاهی در آن تحقیری باشد.
بین طنز و کمدی هم البته فرق است. ادامه »»
نقد و نظر |
۲۳ شهریور ۱۳۸۸
طنز قدیم به معنای ریشخند و طعنه و ملامت، همچنان تا ۴۰ یا ۵۰ سال پیش ادامه داشته است.
هیچکدام از اشعار سید اشرفالدین گیلانی یا «چرند و پرند» دهخدا عنوان طنز نداشتهاند یا عنوان روزنامههای «توفیق» و «باباشمل» فکاهی انتقادی بود، صحبت طنز هیچ جایی نبود.
از سالهای ۲۰ به بعد بود که کم کم لفظ طنز به گوش ما خورد و آن جوری که حدس زدم و دنبال کردم منشا بروز این طنز به معنای جدید، مجلات «یغما» و «یادگار» بوده است. ادامه »»
نقد و نظر |
۱۴ شهریور ۱۳۸۸
یکی از آیتم های پرطرفدار تلویزیون مجموعه های کمدی و طنز است که در همه جای دنیا طرفداران زیادی دارد. در کشور ما نیز این ژانر هم در سینما و هم در تلویزیون بیشترین طیف مخاطب را به خود اختصاص می دهد اگرچه این گرایش افراطی را می توان نشانه یی از خلأ و بیماری اجتماعی قلمداد کرد که از فقدان شادی در زندگی واقعی پرده برمی دارد. ادامه »»
داستان |
۱۰ شهریور ۱۳۸۸
*داستانیاز:
النا آرائوخو
*مترجم:
اسدالله امرایی
سکوت سنگینی است. حالا که به فکر حرفهای مارتین درباره اوآیتی میافتد و نقض مواد 85 کنوانسیون و مواد 86 و 87 و 89 را به یاد میآورد، سرش گیج میرود، همان خبرنگاری که دربارهی پروندهی اعترافات یکی از زندانیهای پرسیده بود که سرش را پوشانده بودند، بعد با باتوم به سرش میزدند. چند ساعت از مچ آویزانش کرده بودند و در همان حال تهدید میکردند و کتک میزدند. جلو چند نفر لختش کرده بودند که سرشان پوشیده بود و روی یک پا ایستانده بودند. ادامه »»