اين سؤال كه چرا كاريكاتور مى كشيم شايد كمى عجيب به نظر برسد و عده اى تصور كنند مطرح كردن چنين سؤالى از پايه اشتباه باشد. اما هميشه، پرداختن به ريشه ها و روشن كردن دليل هر امرى مى تواند به بررسى هاى بعدى آن پديده كمك كند. براى مثال تا به حال فكر كرده ايد چرا آب مى خوريد؟ شايد فكر كنيد دليل آن فقط تشنگى باشد. اما اينطور نيست. براساس بررسى هاى پزشكان مشخص شده است، بسيارى از مواقع، افراد حتى بدون آنكه تشنه باشند، آب مى خورند و در واقع اين نياز كليه به آب است كه افراد را وادار به آب خوردن مى كند.
خلق كاريكاتور نيز دقيقاً چنين حالتى دارد. يعنى شايد در ابتدا هيچ نيازى اساسى براى خلق آن به نظر نرسد اما وقتى درست تر بررسى كنيم به نيازهاى حقيقى اين فعاليت هنرى پى خواهيم برد. فعاليتى كه در واقع اگر وجود نداشت روند خلاقيت هنرى در چند قرن اخير از جنبه هاى فانتزى محروم مى شد.
ريشه هاى تاريخى
كاريكاتور آن طور كه گفته مى شود با آغاز تصويرگرى مكتوب و سپس سمت گيرى آن به سوى فانتزى شكل نگرفت. بلكه سالها پيش از آن و در دوران انسانهاى اوليه نيز وجود داشت.
براساس تحقيقات پروفسور دانيل. اس. جانسن كه يكى از باستان شناسان برجسته است، حكاكى هاى موجود بر روى ديوار غارهاى محل زندگى انسانهاى اوليه، نكات بسيارى از زندگى و ديدگاههاى آنها را آشكار مى كند.
به گفته جانسن، اين تصاوير فقط نشان از موجوداتى كه آنها در پى شكار آنها بودند يا نيايش هايى كه انجام مى دادند نيست. اين تصاوير به ويژه در مواردى كه در كنار هم و با فاصله نزديك حكاكى مى شدند، شيوه اى روايى داشتند و در واقع شكل ابتدايى، كميك استريپ هاى امروزى بودند.
براساس آثار مشاهده شده بر ديوار غارها، انسانهاى اوليه از قدرت تصويرسازى مشابه با واقعيت برخوردار بودند اما آنها به دلخواه خود دست به دگرگون كردن تصاوير مى زدند.
اگر در طول تاريخ كمى جلوتر بياييم و به دوران فراعنه برسيم اطلاعات بهترى از اين دگرگون كردن واقعيت و به طنز كشيدن آن وجود دارد. در حكاكى هاى موجود در داخل اهرام، تصاويرى ديده مى شود كه در آنها با وجود عادى تصوير شدن غالب افراد موجود در يك تصوير، يك يا چند فرد به شيوه اى طنزآميز ديده مى شوند.
با آغاز تمدن بشرى، كاريكاتور نيز جلوه اى مشخص تر پيدا كرد. در تمدن بشرى همانگونه كه ادبيات نيز جنبه طنز پيدا كرد و كمدى پديد آمد در هنرهاى بصرى نيز همين روند ديده مى شود.
در طول تاريخ هنر نقاشى هميشه خلق تصاوير طنزآميز وجود داشت و حتى هنرمندان برجسته و شناخته شده نيز دست به خلق چنين آثارى مى زدند.
اولين اثرى كه تمام كارشناسان آن را به معنى امروز كاريكاتور تلقى مى كنند در سال ۱۵۲۹ از سوى كاسير ايتاليايى خلق شد و دوران تازه اى را به روى اين هنر گشود.
كاريكاتور در دوران ما
هنر كاريكاتور در عصر ما گستردگى و وسعت بسيارى پيدا كرده است و حتى زير شاخه هاى گوناگونى مانند كاريكاتور سياسى، اجتماعى، فرهنگى و... براى آن تعريف مى شود. اين هنر هم اكنون هويتى مستقل دارد و ديگر مى توان آن را زير مجموعه اى از هنرى ديگر تعريف كرد.
تيم برتون، كارگردان مشهور و سازنده فيلم «ماهى بزرگ» كه علاوه بر فعاليت سينمايى به عنوان يك كاريكاتوريست نيز شهرت دارد درباره اين هنر مى گويد: « كاريكاتور هنر بيان كردن، بيان ناكردنى هاست. در سينما با در اختيار داشتن امكان نمايش حركت، دستمان كاملاً باز است. اما در كاريكاتور در عين اينكه از چنين امكانى برخوردار نيستيم بايد بتوانيم تمام حرفهايى كه نمى توان گفت يا منعى براى آن وجود دارد را بيان كنيم.»
شايد همين جمله به خوبى نشان دهنده نيازى باشد كه موجب خلق كاريكاتور مى شود. كاريكاتور مانند زبانى است كه يك فرد لال فقط مى توانداز آن استفاده كند و تنها كانال ارتباطى او با ديگران همين يك زبان است.
اما همين فرد لال با اين زبان خود در دنياى معاصر چنان قدرتى پيدا كرده است كه در دنياى سياست نيز جنبه اى تعيين كننده پيدا كرده است.
آخرين جلوه اين جنبه سياسى در انتخابات اخير كشور آلمان آشكار شد و در ميان حيرت همگان قدرت خود را نشان داد. جدى تر شدن مركل براى رسيدن به مقام صدراعظمى آلمان و رقابت او با گرهارد شرودر به پندار سياست هاى دو حزب سوسيال دموكرات و دموكرات مسيحى از چاپ يك كاريكاتور در اشپيگل ناشى مى شد. براساس تحقيقات مركز پژوهشى بوخم، بعد از چاپ كاريكاتورى از شرودر توسط «هانس ريشنار» در اشپيگل كه حدود دو ماه پيش اتفاق افتاد، ميزان طرفداران او كاهش پيدا كرد و مركل توانست خود را به او نزديكتر كند.
بررسى روند تحولات هنر كاريكاتور در دوران معاصر و تفاوت هاى آن در داخل و خارج از ايران را در شماره هاى بعدى دنبال خواهيم كرد.
بازنشر از «روزنامهی ایران»



