طنز، شکل تکامل یافتهی هجو است و فکاهه شکل تکامل یافتهی هزل. آنچه این دو را به هم پیوند میدهد، عنصر خنده است. با این تفاوت که خنده طنز به خاطر انتقاد است و خندهی فکاهه به خاطر شوخی. ادامه »»
شاپور از بنیانگذاران مکتب تازهای در طنز است که شاملو در مجلۀ «خوشه» (سال 1347) برای نخستین بار عنوان کاریکلماتور را برای این نوع نوشتهها پیشنهاد کرد و بعدها مورد پذیرش واقع شد. بیژن اسدیپور عنوان لطیفۀ مصور را به این نوشتهها اطلاق کرده است؛ اما امروز عنوان کاریکلماتور، عنوان شناخته شدهای است که همچون یک نوع ادبی معرفی شده است و پیروان زیادی دارد که به این شیوه قلم میزنند. ادامه »»
ظاهراً کهنترین تصریح به معنایِ شغلیِ این کلمه در شعر و اینکه مسخرگی نوعی شغل بود، در شعر انوری است که علیغم تمامیِ مدایحِ شرمآوری که برای خواستههای بسیار ناچیز (مثل جوِ اسب) ساخته و پرداخته است، به حقیقتِ وارونگیِ زمانه و انتخاب «شغلِ مسخرگی» برای رسیدن به تمامیِ آمال و آرزوها اشاره میکند و آن را همانندِ «مطربی» از پستترین شغلها میشمارد. ادامه »»