itanz.net


طنزنويسان مستعار! نگاهی به علل استفاده از نام مستعار در میان طنزنویسان

مقاله | ۱۶ تیر ۱۳۸۷

محمود فرجامی:

استفاده از نام مستعار در ميان طنزنويسان مطبوعات ايران، تا حدود زيادي تابع شرايط عمومي مطبوعات و نويسندگان مطبوعاتي بوده و هست. استفاده از نام مستعار در ميان تمامي نويسندگان مطبوعات ايران و جهان سابقه دارد و از اين‌رو شايد بررسي مجزاي آن در عرصه طنز چندان محلي از اعراب نداشته باشد. اما استفاده از نام مستعار چنان در ميان طنزنويسان مطبوعات ايراني شايع بوده و هست كه در هيچ‌يك از ديگر ژانرهاي روزنامه‌نگاري و در هيچ زماني نظير آن ديده نمي‌شود؛ به طوري كه بيراه نيست اگر كسي گمان برد استفاده از نام مستعار براي طنزنويسان مطبوعاتي يك الزام و قاعده بوده است!

دلايل فراواني براي گرايش طنزنويسان مطبوعات ايران به استفاده از نام مستعار- و به‌خصوص استفاده از نام‌هاي مستعار فراوان- وجود دارد كه برخي از آنها با دلايل عمومي استفاده افراد از نام مستعار اشتراك دارد و برخي صرفا مخصوص شرايط خاص حاكم بر مقوله‌اي به نام «طنز مطبوعاتي ايران» هستند. برخي از اين دلايل در ادامه بررسي شده‌اند:

1- پرهيز از عواقب سياسي و اجتماعي
با پيدايش مطبوعات مستقل از اواخر حكومت ناصرالدين شاه كه به جاي انتشار اخبار كم‌اهميت از «دولت عليه» ممالك، به درد و رنج‌هاي مردم توجه داشتند و نقد را به جاي مدح برگزيده بودند، طنز مطبوعاتي ايران متولد شد. در اين طنزها، با لحني بي‌سابقه به ظلم و جور حكام و بي‌نظمي و آشفتگي جامعه و خرافات و عقايد غلط توده مردم انتقاد مي‌شد. تندي اين انتقادات كه بعضا با هجو مستقيم و نام بردن از اشخاصي حقيقي و تمسخر آنها همراه مي‌شد چنان بود كه در صورت شناخته شدن نويسندگان آنها، نه فقط از سوي قدرتمندان و صاحب منصبان بلكه از طرف بسياري از توده مردم هم جان آنها به خطر مي‌افتاد.
در يك جامعه استبدادزده، كم‌تحمل و متعصب، خود نقد به اندازه كافي مي‌تواند براي منتقد خطرناك باشد، چه رسد كه با هجو و تمسخر همراه شود و از اين رو، طنزنويساني كه انتقادات تند و عقايد نو را در قالب طنزآميز ارائه دهند، در چنين جامعه‌اي امنيت نخواهند داشت. چنين وضعيتي همواره در محيطي كه طنز مطبوعاتي ايران وجود داشته، برقرار است و از همين‌روست كه تقريبا همه طنزنويسان معاصر ايراني، نام‌هاي مستعار گوناگوني دارند.

2- تحميل مديران مطبوعات
در بسياري از مواقع، استفاده از نام مستعار براي طنزنويسان، به توصيه يا تحميل مديران مطبوعات انجام مي‌گيرد. گويا يكي از دلايلي كه مجلات فكاهي قبل از انقلاب و به‌خصوص روزنامه توفيق، بسياري از نويسندگان از نام‌هاي مستعار استفاده مي‌كرده‌اند اين بوده است كه مطابق قانون مطبوعات آن زمان، در صورتي كه عليه نوشته‌اي شكايتي صورت مي‌گرفت، چنانچه نام نويسنده آن مشهود مي‌بود، نويسنده تحت تعقيب قضائي قرار مي‌گرفت و در غير اين صورت مسئوليت آن نوشته بر عهده مدير نشريه بود. در نظر گرفتن چنين مطلبي باعث مي‌شد تا طنزنويسان به ميل خود يا توصيه مديران، نه‌فقط از نام مستعار استفاده كنند بلكه با تعدد نام‌هاي مستعار، از مشهور شدن يك نام مستعار جلوگيري كنند؛ هرچند در بسياري از مواقع، چنين توصيه يا الزامي چندان از سر خيرخواهي و سلب مسئوليت حقوقي از نويسندگان نبوده است و بيشتر دستاويزي بوده تا از مشهور شدن يك طنزنويس با نام واقعي يا نام مستعار واحد و در نتيجه بالا رفتن توقعات وي جلوگيري شود.
بعضي اوقات نيز فشارهاي مستقيم و غيرمستقيم از طرف نهادهاي امنيتي و امثال آنها، براي حذف و طرد نويسندگان و طنزپردازان خاص باعث مي‌شود كه مديران و سردبيران مطبوعات، با استفاده از ترفند نام مستعار، از قلم همان نويسندگان با نام مستعار تازه‌اي استفاده كنند، اما خطرهاي احتمالي از طرف آن مراجع ذي‌نفوذ را تا حد مقدور از خود و نويسندگان دور كنند.

3- تكرر نام‌ها
بسياري از طنزنويس‌ها، همزمان در چند نشريه مشغول به كار هستند و در صورت استفاده از يك نام (چه واقعي و چه مستعار) مشخص مي‌شود كه تمام اين مطالب را يك نفر مي‌نويسد. اين امر به‌خصوص وقتي كه بين اين نشريات، چه از لحاظ موضوعي و چه از نظر خطوط فكري و سياسي و اعتقادي عدم تجانس و حتي تفاخر برقرار باشد بيش از هر چيز براي اعتبار نويسندگان نامطلوب است. اين وضعيت پيش از هر چيز به وضعيت نامطلوب اقتصادي نويسندگان و دستمزدهاي ناچيز در مطبوعات ايران باز مي‌گردد كه اغلب طنزنويسان حرفه‌اي را مجبور مي‌كند براي امرار معاش از اين راه، به نويسندگي در رسانه‌هاي مختلف و بعضا داراي خطوط فكري متضاد تن دهند؛ علاوه بر اينكه عدم امنيت شغلي در مطبوعات و تعطيلي پياپي و پيش‌بيني‌ناپذير نشريات با ستون‌هاي طنز باعث مي‌شود تا اشتغال در رسانه‌هاي مختلف، تا حدي جلوي اين ضربه‌ها و بيكاري كامل و ناگهاني طنزنويسان را بگيرد.
از ديگر سو، در نشريات تخصصي طنز (نظير گل‌آقا و توفيق) يا در نشرياتي كه صفحات ستون‌هاي متعددي را به مطالب طنز اختصاص مي‌دهند، معمولا نويسندگان محدودي مسئوليت نوشتن مطالب كوتاه و بلند متعددي را برعهده دارند كه درج نام واقعي يا يك نام مستعار، چندان جالب نيست. در چنين مواقعي معمولا براي هر ستون يا هر سري از مطالب، از نام مستعاري استفاده مي‌شود تا هم از يك نام در چند جا استفاده نشود و هم خوانندگان با قلم هر نويسنده در قالب يك نوع نوشته بتوانند در طول زمان ارتباط برقرار كنند. در اين صورت معمولا نام واقعي نويسندگان در انتهاي هر شماره يا يك شماره ويژه (مثلا در روزنامه توفيق، شماره آخر سال) درج مي‌شود.

4- پرهيز از طنز
بسياري از كساني كه طنز مي‌نويسند مايل به درج نام حقيقي‌شان به‌عنوان نويسنده اثر طنز نيستند و اين الزاما ربطي به عواقب قضائي و امنيتي آثار آنها ندارد. اگر دلايل قبلي استفاده از نام مستعار بيشتر به طنزنويسان حرفه‌اي مربوط مي‌شد، دلايل اين افراد به ماهيت غيرحرفه‌اي بودن طنز آنها برمي‌گردد. البته مقصود از لفظ «غيرحرفه‌اي»، ناشيانه و خام بودن آثار نيست، بلكه به معناي شغلي آن بازمي‌گردد؛ به‌عنوان مثال، بوده و هستند بسياري از افراد كه با وجود استعداد و مهارت در نوشتن طنز، خوش ندارند كه به‌عنوان طنزنويس شناخته شوند. يكي از دلايل اين امر مي‌تواند نگاه تحقيرآميز به مقوله طنز باشد كه در قديم بيشتر رايج بوده و البته هم‌اكنون هم وجود دارد. با اين نگاه، طبيعي است شخصي كه داراي پايه و مقام بالايي در اجتماع است (يا خودش اين‌گونه مي‌پندارد!) دون شأن خود بداند كه به‌عنوان طنزنويس (حتي طنزنويس خوب و ماهر) شناخته شود يا مثلا شخصي كه در كار تجارت است، با اين تدبير كه ممكن است محتوي آثار و انتقادات او، در كار تجارت او تأثير بگذارد، با استفاده از نام مستعار، اين دو حوزه را از هم جدا كند.
بعضي اوقات هم اين پرهيز موقتي و اجباري است؛ يعني طنزنويس به‌طور ناخواسته در موقعيتي قرار گرفته است كه به‌رغم تمايل خودش و مديران مطبوعاتي براي درج نام حقيقي وي، به‌عنوان نويسنده مطلب، مجبور است تا تمام شدن وضعيت ناخواسته‌اش از نام مستعار استفاده كند؛ مثل وقتي كه طنزنويس در زندان يا خدمت سربازي به‌سر مي‌برد (در طول دوران نظام وظيفه، سرباز مشمول قوانين پرسنل نيروهاي مسلح است و از اين جهت محدوديت‌هايي دارد كه پس از اتمام خدمت، برطرف مي‌شوند).


5- دلايل ديگر

افزون بر دلايلي كه ذكر شد دلايل فرعي ديگري نيز براي درك شيوع غيرعادي نام مستعار در طنز مطبوعاتي ايران قابل بررسي است. يكي از اين دلايل مي‌تواند اين باشد كه برخي نويسندگان با هدف قرار دادن نام مستعار در خدمت موقعيت طنز به كرات براي خود نام مستعار خلق كرده‌اند تا جايي كه بعضا برخي از نام‌هاي مستعار صرفا براي يك مطلب ساخته شده‌اند. في‌المثل طنزنويسي كه يادداشت كوتاهي در مورد موسيقي مي‌نوشته، در زير آن نام «خر در چمن» را مي‌گذاشته است تا با كنايه به اصطلاح «آواز خر در چمن» مطلب را خنده‌دارتر كند. دليل ديگر مي‌تواند آن باشد كه برخي مواقع يك نام مستعار چنان مشهور مي‌شود كه از نام حقيقي فرد اعتبار بيشتري كسب مي‌كند و نويسنده با وجود رفع موانع استفاده از نام و امضاي واقعي خود ترجيح مي‌دهد از آن استفاده كند (مثل گل‌آقا).

جو حاكم، تقليد و مد را هم نبايد فراموش كرد؛ به‌عنوان مثال در مجله‌اي كه همه مطالب با امضاي مستعار منتشر مي‌شود، يك نفر اگر هيچ مانعي هم وجود نداشته باشد و علاقه شخصي هم به درج نام واقعي خود داشته باشد، طبيعي است كه تمايلي به درج نام حقيقي خود در ميان آن همه نام مجازي نداشته باشد.
بسياري هم هستند كه به تقليد از طنزنويسان مشهور، نام مستعار براي خود انتخاب مي‌كنند و حال آنكه آن مشاهير معمولا از سر ناچاري و به اكراه از نام مستعار استفاده كرده‌اند.
مثال مناسب در اينجا، شايد آن داستان نسبتا مشهور از استاد مراقبه‌اي باشد كه چون گربه‌اش در هنگام مراقبه و تمركزش، سر و صداي زيادي مي‌كرد و او هم علاقه فراواني به آن داشت، به‌ناچار حيوان را در آن لحظات در جايي زنداني مي‌كرد؛ اما پس از مرگ او، صدها نفر از شاگردانش براي مراقبه و تمركز بهتر، با مشكلات فراوان، گربه‌اي تهيه مي‌كردند و آن را زنداني مي‌كردند!

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/articles/2008/07/post_11.php