محمد جاوید |
۲۰ اسفند ۱۳۸۸
گاه بر ريش خودم مثل (خُلا) مي خندم، فاش البته كه نه، (توي) خفا مي خندم/ خنده از زور خوشي مي كنم البته ، ولي؛ گاه هم مات و پكر اينكه چرا مي خندم؟/ « خنده و گريۀ عشاق زجاي دگر است»؛ من ِخوش خنده ولي در همه جا مي خندم/...
محمد قائد |
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
در عنترنت روی عكسهای هياكل خونالود از زخم قمه و زنجير، تكهای از سخنرانی استاد مطهری گذاشتهاند در تقبيح چهارشنبه سوری و از روی آتش پريدن "بسياری از خانوادههای احمقها" و "آدمهای سـُر و مـُر و گـُنده با هيكلهای چنين و چنين"، و اين اندرز: اگر هم پدران گذشتهتان چنين كاری میكردند دليل خريـّت پدران شماست....
محمود فرجامی |
۱۵ اسفند ۱۳۸۸
آن خانمی که وسط نشسته و خیلی شبیه همان هدیه خانم تهرانی است که وام بلاعوض 80 میلیونی از دولت برای برپایی نمایشگاه عکس گرفت را میبینید؟ خب ایشان همان هدیه تهرانی است. نفر سمت چپ ایشان که شبیه اسلامشناس بزرگ جناب رحیم مشائی است که علاقه فراوانی به سلبریتیها دارد هم که خود آن جناب است. میماندنفر سمت راست ...
محمد جاوید |
۱۰ اسفند ۱۳۸۸
نان را به نرخ روز بزن توي رگ داداش؛ البته تند و تيز و به شدت،نه كه يواش/ آهسته گر روي زقافله جامانده مي شوي؛ شايد به دست تو نرسد ديگر اين قماش/ البته نوع نان نكند فرق اين ميان؛ توفير نيست بين سنگك و تافتون، ويا لواش...
حمید خوشکردار |
۱۵ اسفند ۱۳۸۸
1. بعد از ظهر سه شنبه 20 بهمن 88 در شهر كتاب مركزي در خيابان احمد قصير مراسمي برگزار شد در بزرگداشت منوچهر احترامي خدابيامرز با عنوان "پيرما گفت..."، من هم به همراه محمود فرجامي در آن جلسه شركت كردم. جلسه هم انصافا آبرومند برگزار شد، مجري مراسم علي اصغر محمد خاني بود و دكتر مسعود كيمياگر (طنز نويس،...
محمود فرجامی |
۶ اسفند ۱۳۸۸
با خودم فکر کردم حیف است شما خوانندگان این سایت، حاضران در وبلاگستان و همچنین ربات فیلترینگ و دوستانی را که صبح تا شب در جستجوی "داستان سکسی باحال" میگردند را از لذت خواندن این نوشته محروم کنم. این شما و این سکسیترین نوشته مطبوعاتی در نسبتا مطلقترین کشور آزاد جهان با باحالترین روزنامه نگاران تاریخ.
مصطفی محمودیان |
۳ اسفند ۱۳۸۸
مواد لازم: یک دختر خارجی بور خوش قد و بالا و با کمالات ، مادر شوهر یک عدد، خواهر شوهر به مقدار لازم، یک جلد دیوان حافظ، آش رشته و شله زرد، یک باب خانه دارای حوض و گل و بلبل، یک عدد هنرپیشه مرد ایرانی معروف، عمه و خاله و دختر خاله و سایر فک و فامیل مونث شوهر جهت تزیین
مهمان سایت |
۱ اسفند ۱۳۸۸
گوش: صدايش که خيلي ظريف است. چشم: البته شنيدن كي بود مانند ديدن؟ دلتان بسوزد، طرف وب كم هم دارد. پروستات: بلوتوثش را براي من هم بفرست. اين اي دي من است: juju nazeh چشم: به روي چشم. قلب: ببينم، يعني صاحب خانه باز هم عاشق شده؟ زبان: ظاهرا که اينطور است. بيخود نيست كه ميگويند عشق شده اينترنتي ايميلي. قلب: اين کجايش عشق است؟ لطفا يکي از عصبها ...
محمد قائد |
۱ اسفند ۱۳۸۸
گذشت روزگار متلكهای كليشهای و كنايۀ سوهان روح. در ايران معاصر، مادرزن هم جايگاهی تراز نوين میيابد و چه بسا تكيهگاهی برای داماد جسور به حساب آيد. اين شبها شماری را بوقسگ و در ساعات نامعقول در خانۀ مادرزن بازداشت میكنند. حتی در مواردی روی خانۀ محل سكونت فرد اسير، گرچه قانوناً به مادر همسر او تعلق دارد، دست میگذارند تا برای تمام فاميل گرفتاری درست كنند و با فشار بر عنصر تحت تعقيب، او را سر عقل بياورند.
محمود فرجامی |
۲۸ بهمن ۱۳۸۸
1- با توجه به حذف يارانهها از قيمت برق، خاموشيها كمك شاياني به اقتصاد خانوادهها ميكنند. به اين صورت كه هر خانواده ميتواند همان مبلغ سابق را به عنوان بهاي برق مصرفي خانوار خود پرداخت كند البته در ازاي چند ساعت وصل برق در هر روز! 2- عدم تماشاي برنامههاي مفرح تلويزيون بهطور مستقيم و شنيدن صداي آنها از طريق تلويزيون همسايههاي ساكن در آپارتمانهاي بغلي و بالايي و پائيني نعمت بسيار بزرگي است كه ...