itanz.net


زمینه‌ساز ظهور

محمد جاوید | ۴ خرداد ۱۳۹۰

با سلام و درود بر دادار
و دعای ظهور آن دلدار

می کنم رشته ی سخن را باز
گوش را لحظه ای به من بسپار

دارم از جانب همان موعود
بنده یک نامه و مجوز کار

بر اساس همین مجوز ها
می زنم توی پوز استکبار

می نویسم برایشان نامه
بعد از آن مـُشت، باز چندین بار

می نویسم که لولوی بدجنس
ممه ها را ربوده لاکردار

می کنم دعوت از سران بلاد
تا کنند از گناه استغفار

ننویسند پاسخ نامه
گرچه نامرد های بی مقدار

بنده اما نمی روم از رو
می کنم باز این عمل تکرار

در امورات مملکت داری
صرفه جویی نموده ام بسیار

چند ده شغل سخت و جان فرسا
داده ام دست عاشقی هشیار

ای الهی که من به قربان ِ
هیکل نازنین او صد بار

عورت ماست گرچه او اما
هست از مهر او دلم سرشار

هرگز از پول نفت و بیت المال
در اداره نمی خورم ناهار

قورمه سبزی همسرم هر روز
می خورم با پیاز و دوغ و خیار

صرفه جویی مگر از این بهتر
می توان یافت یا اولی‌الابصار؟

ظرف شش سال مملکت را چون-
گل و بلبل نموده ام با کار

زدم از بیخ ریشه ی فقر و-
کله ی ظلم و دست استعمار

جن و انس و ملک به خدمت من
خدمت جنیان ولی بسیار

طبق دستور جنیان، بنده
هستم از هر خرافه ای بیزار

بنده هستم زمینه ساز ظهور
سی دی اش هم که هست دربازار

می کنم در ز آستین خودم
بهترین و تپل ترین آمار

از تورم شدید بیزارم
پس در انکار آن کنم اصرار

مشکل اعتیاد و بیکاری
بنده از بیخ می کنم انکار

چون که شش سال با تمام قوا
همه از دَم نهاده ام سر ِ کار

با هدفمند کردن هر چیز
مملکت را نموده ام گلزار

نه که منظور بنده البته
هست آن نازنین سوپراستار

او که با لطف بنده سال ِ قبل
رفت حج با شریفی و افشار

بلکه منظور ِبنده ایران است
که گلستان نموده ام انگار

بنده البته عیبکی دارم
می کنم قهر گاه با انصار

گر که ده روز منتّم نکشند
حاصلش آشتی است بالاجبار

گر پسر قهر کرد از باباش!
کف دستش زنند ترکه ی نار

گفت« جاوید» با چنین اوضاع
وقنا ربنا عذاب النار

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/2011/05/post_261.php