آی طنز > محمود فرجامی > طنزنویسی صابری درباره خودش: تذكره الگل‌آقا!

طنزنویسی صابری درباره خودش: تذكره الگل‌آقا!

محمود فرجامی | ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰

در سالروز درگذشت کیومرث صابری فومنی، ملقب به گل‌آقا، خواندن یکی از طنزهایی که او درباره‌ی خود نوشته بود خالی از لطف نیست. این مطلب در شماره‌ی نوروزی هفته‌نامه‌ی گل‌آقا در سال 1371 به چاپ رسید. صابری این مطلب را سبک و سیاق تذکره‌نویسی‌ نوشته است که احتمالا برای نخستین بار ابوالفضل زرویی نصرآباد آن را در گل‌آقا نظیره‌نویسی کرد و در قالب تذکره‌نویسی به هجو مقامات سیاسی و افراد مشهور پرداخت. صابری در این مطلب با شخصیت حرفه‌ای خود (یعنی گل‌آقا) شوخی کرده است. یادش گرامی. (علامت تعجب‌های فراوانی که در متن هست از متن اصلی است و هرچند با قواعد نگارشی ما در آی‌طنز منافات دارد اما برای رعایت امانت، تغییری در آن داده نشد)


آن رونده راه صواب، آن زننده حرف حساب، آن طوطي وادي شكر خايي. آن صاحب منصب گل‌آقايي، آن منتقد طريقت جابري، مولانا كيومرث صابري- دامت توفيقاته- شيخ الشيوخ طنازان عصر خود بود.

برخي مغرضين گويند: ابتداي كار او آن بود كه از فومنات آمده بود و شيخنا سيد محمود دعايي كه از اجله زعماي جريده اطلاعات است، با بعضي اصحاب خاص در شارع عام مي‌رفت و با مولانا جلال‌الدين رفيع مي‌گفت: «مارا مي‌بايد تا شخصي گيج و گول بياريم و بعضي امورات جريده به او سپاريم. كه عقلا در كار ما در مانده‌اند.» مگر اين مرد - حفظه‌اللـه- بر آنجا مي‌گذشت و اين سخن شنيد. پس در دامن شيخ آويخت كه: «يا شيخ! مرا كاري ده.» گفت: «نامت چيست؟»
گفت: «گول آغا!» پس گفت: «اي‌جلال! ما به مسمي راضي بوديم و اين مرد اسمش هم در همان راستاست! دامنش از كف مده كه راست كارماست!»

نقل است كه در جواني تعمير ماشين مي‌كرد. وقتي ماشين پيش او بردند كه تعمير كن. ساعتي نگذشت كه كرد. پس بر طريق «پُز» با ايشان گفت كه: «ما اينيم!» چون نظر كردند، سوپاپ در دستش ديدند و پنداشتند كه يعني گفت: «ما سوفافيم!» و اينكه او را سوپاپ مي‌گويند، هم از اين جهت است نه به جهات ديگر(!)

نقل است كه مولانا حبيبي در زهد بدان درجه بود كه جز نان خالي نخوردي و نام كباب و غيره نبردي و از ذكر نام اينها نيز عار داشتي.

مگر شرح كباب خوردن گل‌آقا و مريدان با او گفتند: پس به گل‌آقا نامه برداشت كه: «لاف غمخواري مردمان مي‌زني و در خفا با اصحاب، كباب نيم متري مي‌خوري؟!» چون اين بر گل‌آقا و اصحاب خواندند، فرمود تا شاغلام جوابي به قاعده دهد. مولانا شاغلام بر پشت آن رقعه نبشت: «حرف حساب را جواب نيست» و باز پس فرستاد.
او را گفتند: «حرف حساب چيست؟» گفت: «آن است كه قل است و دل است و اطنابش ممل نيست و ايجازش مخل نيست.» اين سخن پيش مولانا غضنفر بردند كه: «ترجمت كن! «گفت: «ترجمت ندانم. ليك آن قدر دانم كه حرف حساب، آن است كه به واسطه آن به نعل و ميخ مي‌زنند و از چپ و راست مي‌خوردند!»

نقل است كه مچ‌گيري مي‌كرد و حالگيري مي‌كرد. چنان كه روزي به هيأت دولت رفته بود. گفت: «بي‌انصافي راه بر محموله كاغذ ما بسته‌است.» مگر مولانا وهاجي كه وزارت بازرگاني داشت، آنجا بود. گفت: «ما كي چنين كرده‌ايم؟» پس همگي دانستند كه كار كار اوست - حفظه‌‌اللـه-.

نقل است كه تويوتايش دزديدند. شكايت به حاكم برد. به زندانش كردند گفت: «مال من دزديده‌اند. از چيست كه مرا به زندان مي‌بريد؟» گفتند: «از آن كه پيش از هر چيز، مي‌بايد تا ثابت كني كه با اين مايه بي مايگي(!)، تويوتا، چگونه خريده بوده‌اي؟!»

گويند: نفس شيخ ما- سلمه اللـه- از جاي گرم در مي‌آمد. چنان كه مريدي يك صبحدم تا شام در صف ايستاده بود. مگر با اخم بر زبانش رفت كه: «اين چقدر دراز است!» پس با مريد گفت: «برو كه توصحبت ما را نشايي. از آن‌كه:
خنده رو هر كه نيست از ما نيست
اخم در چنته گل‌آقا نيست!»

وقتي ديگر گفت: «اگر معاون اول، به جاي يكي، شش تن بودي، نان ما توي روغن بودي!»
نقل است كه وقتي تند رفته بود. به سرش ندا كردند كه: «اي بنده خدا! هيچ از شاخ گربه ياد نكني و بدين تندي، نترسي كه نفست بگيرد.» گفت: «چرا.» باز به سرش ندا كردند كه: «يا خائف من الشاخ الپيشي، اذهب بارتعاش و آتي يواش يواش!» يعني: «همين طور برو كه داري خوب مي‌روي!»

شبي در مناجات مي‌گفت: «خدايا، بر مشكلات مردم بيفزا.» گفتند: «اين چه دعاست؟» گفت: «ما به نوشتن مشكلات مردم نان مي‌خوريم، هرچه مشكل مردمان بيشتر، وضع‌ما بهتر!»
نقل است كه گفت: مرد آن مرد است كه چون جريده نويسد، چنان نويسد كه چپ را خوش آيد و راست را، موافق خوش‌آيد و مخالف را، دوست را خوش آيد و دشمن را، ظالم را خوش آيد و مظلوم را، حاكم را خوش‌آيد و... و با اين همه، گفتي كه ما «سوفاف!» نباشيم و اين كنيت بر مابسته‌اند! والـله اعلم.


غضنفربی سواد مادرزاد


لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.