دوست دارم دوستان همت كنيد، مثل من قدري مديريت كنيد/ دور استان ها بگرديد آن چنان، تا در آيد چشم كور دشمنان/ هر كجا رفتيدآماري دهيد، قول هاي خوب بسياري دهيد/ آي قذافي سر آوردي مگر، گوش كن درس مرا اي بي خبر/ مفسدان را ظاهراً افشا كنيد، نامشان كتمان ولي رسوا كنيد!...
این مجلس هشتم چه بگویم که چه ها داشت؟... بنیادگرا داشت / صحنش به خدا قحطی ابناء بشر بود... دیدی چه خبر بود؟/ این مجلس مفلوک که زد کوس خدایی ... از ترس "مشایی"/ شلوار ز پا کنده و همواره دَمر بود... دیدی چه خبر بود؟
در جریان راهپیمایی 25 بهمن که مثل تمام راهپیماییهای پس از انتخابات سال 88 عدهای از شهروندان به دست گروهک مزدور و تروریستی منافقین (اخیرا بسیج نامیده میشود) کشته شدند، فردی به نام "صانع ژاله" به ضرب گلوله به قتل رسید. اندکی پس از اعلام هویت نامبرده، رسانههای همسو با دولت و حکومت مدعی بسیجی شدن وی شدند و اکنون بزرگترین پرسش این است که آیا وی بسیجی بوده یا مردم. دلایل زیر نشان میدهد وی بسیجی نبوده...
هرچند که ما ملت شاعری هستیم و اصولا شعر زیاد میگوییم اما به نظر میرسد پلاکارد راهپیمایی جای مناسبی برای نوشتن اشعار فروغ و فریدون و احمد و زهرا و سایر شاعران و شاعرات نباشد. رهبران حکومت اگر بخواهند شعر بخوانند میگویند چند نفر امثال علیرضا عزوه و علی معلم بیایند برایشان شعر و مدیحه بخوانند
شما دو راه در پیش رو داری. یا می خواهی نام ات جاودانه بماند و فردا که مُردی مردم مصر بگویند نور به قبرت ببارد. حتی اگر بچه ات در غربت خودکشی کرد همین مردمِ مخالف که امروز به خیابان ها ریخته اند برایش اشک بریزند و به خاطر جوانمرگ شدن اش توی سرِ خودشان بزنند.