کسانی (مانند نگارنده) گرفتار این عارضهاند که وقتی میکوشند خوشمزه باشند مخاطب روی در هم میکشد که یعنی چه، تکراری و قدیمی بود؛ و وقتی با حالت عبوس بحث کاملاً جدی میکنند دیگران قاهقاه میخندند.
در تربت حیدریه متأسفانه عدهای متوجه شدند که من نه تنها بلوچ بلکه سُنی هستم و من از طریق آنها برای اولین بار پی بردم که عُمَری هم هستم. قبل از آنکه فرصت داشته باشم فکری به حال قضیه بکنم تعدادی که شوربختانه پسر خانم معلم هم جزو آنها بود در راه خانه به من حمله و خسارات زیادی به سر و صورت و لب و لوچه بنده وارد کردند که به خاطر کج و معوج بودن طبیعی صورتام، آنها را مادرزادی قلمداد کردند اما...
یک شبی آمد خبر در کوۀ قاف
که انشتین آمده بهر طواف/
اضطراب افتاد هرسو، ناگهان، در میان تک تک ِ دانشوران/ هریکی در گوشۀ پنهان شده، بندگشته، در دل تنبان شده/ کاکه تیغون آن ابر مرد خدا، روبرو شد با انشتین از قضا...
ایران همکاریهای مختلفی را در زمینههای ساخت بیمارستان، نیروگاه و مدرسه با استانداردهای بینالمللی با عراق آغاز کرده است و برای حمایت از مردم و دولت عراق در حال ساخت یک بیمارستان تخصصی 220 تختخوابی در زمینههای قلب، چشم و ارتوپدی، و نیروگاه 250 مگاواتی در این کشور است.
طبق اطلاعات رسيده عراقی ها از ثبت نام در مدارس ساخت ایران خودداري كرده اند.
سال 79 که دانشجوی امیرکبیر بودم، برای شرکت در جشنوارهی طنز دفتر طنز، شاهکارهام را بردم باجهی پستی دانشگاه؛ کارمند پست آدرس را که دید گفت: خب ببر همین روبهروی دانشگاه، حوزهی هنری. رفتم دیدم آقای زرویی که توی هفتهنامهی گلآقا بود، به جز این که کمی کچلتر از عکسش بود، خودش انجا رئیس دفتر طنز است...
جان کرّوبی درازت میکنیم، در نمد پیچیده نازت میکنیم/ در پی آن تخممرغ انداختن، سنگسار ِ تخم غازت میکنیم/ آن سفر گوجهفرنگی پرت شد، این سفر غرق پیازت میکنیم/ میهمان ِ بازجوئی چون حسین؛ قابل و مهماننوازت میکنیم...
سرهنگ اره کُلایی معاون تحقیقاتی دایره جنایی حیوانات وحشی پلیس آگهی تهران با ارائهی مدرکی که به گفته وی توسط یکی از کارمندان ایرانی سفارت روسیه در تهران در اختیار پلیس قرار داده شده است نشان داد که سفارت روسیه رسما برای کشتن این ببر اقدام کرده است.