آی طنز > کاکه تیغون > عمر خبیث؛ مرثیه‌ای برای شادباش سال نو

عمر خبیث؛ مرثیه‌ای برای شادباش سال نو

کاکه تیغون | ۶ دی ۱۳۸۹


از عمر خبیث باستانی
یک سال گذشت، ناگهانی

مانند عبور باد، سرخوش
از خشتک زرد زعفرانی

با سه صد و شصت و پنج روزش
هر روز هزار خردوانی

رفت است و نرفت بعد یک سال
آن غایله های آب و نانی

او خوش که دوباره برنگردد
ما مانده و ژست سخت جانی

او لحظه و لمحه و اشاره
ما از پی نقش جاودانی

این بار هزار متر گشته
این لست طویل ناجوانی

کاش از همه گونه بُعد و ابعاد
گم بود یکی و آن، زمانی

با عمر نمی توان سخن گفت
حتی به زبان ترجمانی

ای عمر چه می شدی که هر بار
تمدید تو بود رایگانی

غربال تو بیخت این و آن را
برکند نشان و بی نشانی

تا سال دگر چه؟ چیز؟! ما نیز
گوییم: فلان ِبدگمانی


دسامبر 2010، هامبورگ، کاکه تیغون

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.