« بارها گفته ام و بار دگر مي گويم »
كارها مي كنم امسال اگر بگذارند
هشت تان ده كنم و پانصد تان را ميليون
مي رسانم به همه مال اگر بگذارند
به حساب همه واريز شود آخر ماه
پول يا ....؟ هرچه به هر حال اگر بگذارند
آن چنان پخش كنم فيلم فرحناك كه هي
بشود غصۀ تان چال اگر بگذارند
بخت كلـّيۀ مردم ز سفيدي بكنم
بهتر از برفك يخچال اگر بگذارند
با هدفمندي يارانه و با مسكن مهر
نشود قـّد كسي دال اگر بگذارند
چند موشك به هوا مي كنم امسال و در آن
مي فرستم به فضا وال اگر بگذارند
از مريضي و نداري و تصادف نشود
سجل هيچ كس ابطال اگر بگذارند
جاده ها را اتوبان مي كنم و در وسطش
مي نشانم گل پامچال اگر بگذارند
بر سر كار گذارم همۀ بيكاران!
نيست در مسئله اشكال اگر بگذارند
هر كه زايد دو سه تا بچّه در اين سال جديد
مي شود صاحب اموال اگر بگذارند
ما براي دو سه ميليارد نفر جا داريم
از كرج تا بم و خلخال اگر بگذارند
او كه با ما و شما نيست ، لذا او را خوار-
مي كنم چون خر دجال اگر بگذارند
مي دهم پاسخش البته اگر شـكّر خورد
قيل را با دو سه تا قال اگر بگذارند
مفسدان را بنوازم ز سر لطف چنان
كه بگيرند همه گال اگر بگذارند
مفسد پررّو و بد بخت نوازيده كه شد
گيرد از دلهره اسهال اگر بگذارند
انتقادات اگر هست بله ، مي شنوم
رويم البته به ديفال اگر بگذارند
زده ام فال كه امسال بگيرم ز هوا
يك دو تا مرغ خوش اقبال اگر بگذارند
شعرا را بنوازم كه ز خود در بكنند
شعر تنها ز خط و خال اگر بگذارند
آي « جاويد» تو هم طنز اگر در بكني
مي كنم با تو كمي حال! اگر بگذارند