آی طنز > محمد جاوید > اول بگير، بعد بخور، بعد الفرار!

اول بگير، بعد بخور، بعد الفرار!

محمد جاوید | ۱۰ اسفند ۱۳۸۸

نان را به نرخ روز بزن توي رگ داداش
البته تند و تيز و به شدت،نه كه يواش

آهسته گر روي زقافله جامانده مي شوي
شايد به دست تو نرسد ديگر اين قماش

البته نوع نان نكند فرق اين ميان
توفير نيست بين سنگك و تافتون، ويا لواش

از هرطرف كه باد وزيدن گرفت و رفت
جان داداش بدون تعارف برو( باهاش)

اين باد دلپذير تو را مي برد به عرش
البته فكر زاد و توشه و برگ و( نواش باش)

با پاچه خاري رؤساي كلفت شهر
برجي بساز گنده تر از آسمان خراش

با ساز شان به خوبي رقاص ها برقص
آن هم به رِنگ آن ور آب و نيناش نيناش

فرمايشاتشان به ديدۀ منت گذار، ليك
اسرار كار خود منما ناشيانه فاش

چون كه اگر زقصه تو با خبر شوند
با عرض معذرت به كّل قضيه كنند شاش

يا آن كه بي خبرشبي از پشت يك درخت!!
تيري رها شود به تو از لولۀ كلاش
***
كفگير قافيه به ته ديگ خورده است
اما تو كارخود كن و دل را غمين مدار

تا باد بر مراد دلت مي وزد بكن
مو را ز خرس تا بشوي بر همه سوار

بارت ببند و يكصد خود را بكن هزار
چون بُرد با تو هست يقيناً در اين قمار

البته درصدي ز همين بار گنده را
واريز كن به جاري آن شخص با وقار

چون خارها زفرط محبت شوند گل
گل مي شود بدون محبت بَدَل به خار

صادر كند مجوز برجي بلند تر
داراي سي چهل طبقه توي لاله زار

البته از محبت بي حد بانك ها
سرشار وام مي شوي و عز واعتبار

جان داداش ز بابت قسطش غمين مباش
اول بگير، بعد بخور، بعد الفرار

گر عاقلي نصيحت «جاويد» گوش كن
نان را به نرخ روز بكن توي آن تغار

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.