گاه بر ريش خودم مثل (خُلا) مي خندم، فاش البته كه نه، (توي) خفا مي خندم/ خنده از زور خوشي مي كنم البته ، ولي؛ گاه هم مات و پكر اينكه چرا مي خندم؟/ « خنده و گريۀ عشاق زجاي دگر است»؛ من ِخوش خنده ولي در همه جا مي خندم/...
در عنترنت روی عكسهای هياكل خونالود از زخم قمه و زنجير، تكهای از سخنرانی استاد مطهری گذاشتهاند در تقبيح چهارشنبه سوری و از روی آتش پريدن "بسياری از خانوادههای احمقها" و "آدمهای سـُر و مـُر و گـُنده با هيكلهای چنين و چنين"، و اين اندرز: اگر هم پدران گذشتهتان چنين كاری میكردند دليل خريـّت پدران شماست....
آن خانمی که وسط نشسته و خیلی شبیه همان هدیه خانم تهرانی است که وام بلاعوض 80 میلیونی از دولت برای برپایی نمایشگاه عکس گرفت را میبینید؟ خب ایشان همان هدیه تهرانی است. نفر سمت چپ ایشان که شبیه اسلامشناس بزرگ جناب رحیم مشائی است که علاقه فراوانی به سلبریتیها دارد هم که خود آن جناب است. میماندنفر سمت راست ...
نان را به نرخ روز بزن توي رگ داداش؛ البته تند و تيز و به شدت،نه كه يواش/ آهسته گر روي زقافله جامانده مي شوي؛ شايد به دست تو نرسد ديگر اين قماش/ البته نوع نان نكند فرق اين ميان؛ توفير نيست بين سنگك و تافتون، ويا لواش...