آی طنز > رویا صدر > درسي که بايد از احترامي آموخت

درسي که بايد از احترامي آموخت

رویا صدر | ۲۸ بهمن ۱۳۸۸


احترامي، استاد بي‌بديل طنز جامعه امروز بود که بي‌شک مرور آثارش و توجه به ويژگي‌هاي آن، مي‌تواند براي علاقه‌مندان به طنز راهگشا باشد. مهم‌ترين ويژگي احترامي که بايد از آن درس گرفت در تلقي او نسبت به طنز به‌عنوان يک هنر آوانگارد ريشه دارد. احترامي اعتقاد داشت که طنز بايد از نظر فرم و نگاه، پيشرو باشد و فراتر از جامعه حرکت کند. از اين‌رو، از سويي دغدغه نوآوري، نوجويي، در جا نزدن و نماندن داشت و از سوي ديگر، نويسنده‌اي فرمگرا بود و دغدغه ارائه اثري ادبي فراتر از سطح سليقه عامه را داشت. اين بود که هيچ‌گاه به تکرار نرسيد و حتي از خودش هم تقليد نکرد. بسياري از طنزنويسان وقتي به سبک خاص خود دست پيدا مي‌کنند درجا مي‌زنند. در همان سبک مي‌مانند و قالب‌هايي را که تا آن زمان ساخته‌اند به کرات به‌کار مي‌گيرند.

سبک‌ها و قالب‌هاي جديد مي‌آيند و مي‌روند و اينان همچنان سرگرم تکرار خويشند. اين است که طي زمان تازگي و طراوت قلم خود را از دست مي‌دهند. بسياري از نشريات يا ستون‌هاي طنز نيز دچار اين آفت مي‌شوند: از تحولات زباني جامعه جا مي‌مانند و نمي‌توانند ميان پويايي قالب و زبان نشريه يا صفحه طنز و شتاب حرکت‌هاي جامعه، هماهنگي ايجاد کنند. اين است که توان جذب و حفظ مخاطب خود را طي زمان از دست مي‌دهند. احترامي به‌خاطر تاکيدي که بر آوانگارد بودن طنز داشت، مدام در کار آزمايش و سنجش راه‌هاي نو و گشودن دريچه‌هاي تازه در طنزآوري بود. در عين حال، فراتر از التهابات زمانه، غوغاها و جنجال‌هاي معمول روز حرکت مي‌کرد يعني بيش و پيش از اينکه دغدغه ارتباط با مخاطب را داشته باشد و در انتخاب فرم و زبان اثر در پي پاسخگويي به «خواست مخاطب» باشد، دغدغه يافتن راه‌هاي نو و آزمودن مسيرهاي تازه در «طنز» به‌مثابه يک اثر ادبي را داشت.

او مصداق ويژگي مهمي بود که اوژن يونسکو در تعريف هنرمند آوانگارد ارائه مي‌دهد: «نويسندگان، هنرمندان و متفکران معتقدند که به زمانه خودشان تعلق دارند، هنرمند انقلابي (آوانگارد)حس مي‌کند که حرکتش بر خلاف جهت حرکت زمانه است.» اين ويژگي باعث مي‌شد که از طنز ژورناليستي (به مفهوم مصطلح آن) فاصله بگيرد و در عرصه کار روزمره مطبوعاتي (در ملتهب‌ترين شرايط زماني)نيز کارهايي ماندگار با ارزش‌هاي ادبي خلق کند. نگاه کوتاهي به کارنامه ادبي منوچهر احترامي در همکاري با نشريات توفيق،کشکيات (ضميمه تهران‌مصور)، نامه آهنگر، فردوسي، رفتگر، بامداد، درنگ و گل‌آقا، گوياي همين روحيه نوجويي است اگرچه آثار او طي همين مسير نيز به‌طور طبيعي با افت‌و‌خيزهايي همراه بود: از آزمايشگري‌هاي اوليه او در توفيق براي دستيابي به سبک خاص که بگذريم، گاه متناسب به نياز زمانه درصدد پاسخگويي به خواست مخاطب برآمده و آثاري متناسب با ذوق مخاطب مي‌آفريند. (در مجله فردوسي و روزنامه نامه آهنگر) ولي بي‌شک آنچه آثار او را از ابتدا تا انتها به هم پيوند مي‌دهد، تلاش او در دنبال کردن طنز فراتر از تفنن‌هاي معمول است.

تنوع حيرت‌انگيز قالب در آثار احترامي، از قالب‌هاي مدرن گرفته تا قالب‌هاي کلاسيک، از نظيره‌نويسي فرهنگ شفاهي و ادبيات عامه گرفته تا فابل‌نويسي، گوياي اين امر است.جالب آنکه بخش مهمي از اين آثار در زماني آفريده شده‌اند که در دوره تب و تاب و بحران سياسي به‌سر مي‌برديم. شاهد اين مدعا آثاري است که او در سال‌هاي پرالتهاب پاياني دهه 50، در روزنامه بامداد در نظيره‌نويسي ادب عامه و ادبيات کلاسيک (هذا کتاب مستطاب رموز الاجنه، هذا کتاب مستطاب تعبير خواب، تذکره‌الاغنيا و...) نوشت. آنچه احترامي را قادر ساخت که بتواند در شرايط گوناگون زماني در دام روزمرگي نيفتد، برخورداري او از پشتوانه اطلاعات ادبي اعم از ادبيات نو وکلاسيک بود.احترامي به جوانان توصيه مي‌کرد: «بخوانيد و زياد بخوانيد که دانايي، توانايي مي‌آورد» كه اين خود مصداق عملي اين پند بود.

از سوي ديگر،او در طنز، صاحبنظر و انديشه بود و طرحي مشخص براي کار داشت، دقيق مي‌نوشت و به‌اصطلاح «شلخته‌نويس» نبود. براي مثال، رمز ماندگاري و توفيق آثار کودک او، برخورداري از طرحي روشن، مشخص و نگاهي مبتني بر تحليل از کار است که اين نگاه با پشتوانه‌اي از اطلاعات حاصل از چنددهه تحقيق در زمينه ادبيات شفاهي و کتبي عامه گره خورده بود. او در مصاحبه‌ها با برشمردن ويژگي‌هاي اين بخش از آثار خود نشان مي‌دهد که چه طرح روشن و مشخصي براي کار داشته است. آنچه در چند مصاحبه در بيان ويژگي‌هاي اين بخش از آثارش روي آن تاکيد کرده، اينهاست: سادگي سوژه، برکناري اثر از گره‌اندازي‌هاي پيچيده، نرمي، ظرافت و معمولي بودن سوژه، استفاده از نوعي ادبيات کودک با تم گسترش يابنده که جزو ادبيات شفاهي حساب مي‌شود و او از آغاز همکاري با توفيق روي آن کار کرده است، عدم تحميل ريتم بر کلمات و حفظ ريتم کلامي، پرهيز از استفاده از لغات ثقيل، استفاده از ريتم ترانه، استفاده از کلام‌هاي شکسته و مخابره‌اي، استفاده از لهجه تهراني که بي‌شناسنامه‌ترين کلام مخابره‌اي است و برآيند تمام لهجه‌هاست و...
احترامي طنز را جدي مي‌گرفت، نگاهي که ما در هر شرايطي سخت به آن محتاجيم...

-----------
* به نقل از روزنامه تهران امروز؛ به مناسبت نخستین سالمرگ زنده یاد احترامی

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.