itanz.net


کودک هفتاد ساله! (درباره آثار کودک و نوجوان منوچهر احترامی)

فاضل ترکمن | ۲۶ بهمن ۱۳۸۸

سبیل هایش را که از دور می دیدی ؛ گمان می کردی با پیرمرد کلاسیک زده ای از عهد قجر طرف هستی که از مرز سعدی ها ، مولوی ها و حافظ ها حتی جلوتر نرفته است اما وقتی کنارش می نشستی و با او به گفت و گو درباره ادبیات می پرداختی ؛ تازه می فهمیدی ، پشت هر تار از آن سبیل ها چه اطلاعات به روزی نهفته است ! هرچند از نسلش دهه های زیادی گذشته بود اما مانند بسیاری دیگر از همقطارانش ، پیر فکر نمی کرد ، کودک درونش هنوز نفس می کشید و تفکراتش در هر زمینه ای جوان و سرزنده بود . او بر مشخصه های آثار سهراب سپهری ، فروغ فرخزاد ، احمد رضا احمدی و دیگر شاعران معاصر همانقدر تسلط داشت که بر مشخصه های آثار شاعران کلاسیکی چون عطار ، مولوی ، حافظ و ... او به معنای واقعی کلمه : "همه فن حریف" بود ... بچه ها را بهتر از هر کس دیگری می شناخت ؛ آن ها را با باید ها و نباید های خشک سایرین نصیحت نمی کرد و بازیگوشی را جزیی انکار ناپذیر از وجودشان می دانست ...

دارم از منوچهر احترامی حرف می زنم ؛ هنرمندی که فعالیت های ادبی اش از جهات مختلفی قابل بررسی است : شعر ، نثر ، داستان ، طنز ، روزنامه نگاری و تدریس و تحقیق ؛ آن هم در هر دو حیطه سنی مخاطبان یعنی : کودک و نوجوان و بزرگسال .
در این یادداشت اما می خواهم درباره بعد هنری احترامی در حیطه ادبیات کودک و نوجوان صحبت کنم ؛ چرا که این بعد نزد همه دوستداران و طرفداران او از اهمیت زیادی برخوردار است . هر چند تعدادی از منتقدان ادبی برای مجموعه های کودکانه او و علی الخصوص "حسنی" هایش ارزش ادبی خاصی قائل نیستند اما تعداد کثیری از منتقدان ادبی _که اتفاقا" سالهاست در حیطه کودک و نوجوان فعالیت می کنند_ آثار کودکانه او را تنها منظومه های اخلاقی تاریخ مصرف داری نمی دانند که در دوره ای از زمان ها سروصدا کرده و بعد ها هم تب آن فروکش خواهد کرد ...

به عنوان مثال "مصطفی رحماندوست" در این باره می گوید : ((منوچهر احترامي در زمان خود يك اتفاق بود و آثارش در حوزه‌ي كودكان، حركتي ويژه محسوب می شد . احترامي اگرچه خيلي دير وارد عرصه ادبيات كودك شد ؛ ولي تسلطش بر ادبيات عاميانه و فولكلوريك و مطالعات عميقش در حوزه‌ي ادبيات كهن سبب شد خيلي زود جاي خود را در اين زمينه باز كند و آثارش مورد تقليد بسیاری از سارقان ادبی قرار گيرد . كاري كه احترامي در حوزه‌ي شعر كودك انجام داد، كاري بود تأثير‌گذار؛ چه از نظر منتقدان و چه از نظر طرفدارانش. او مي‌گفت : بيش از 120 ناشر كارهاي «حسني»اش را بدون اجازه چاپ كرده‌اند!)) همچنین "جعفر ابراهیمی(شاهد)" نیز از او با عنوان "بنیان گذار شعر طنز کودک" یاد می کند .

خود احترامی اما درباره محبوبیت فراگیر شخصیت حسنی می گوید : (( در منظومه های حسنی از وزن ترانه ای یا غیر عروض ایرانی استفاده کردم . درواقع متن ریتمیک بود و دارای فرم هجایی و سیلابیک بود و به همین خاطر خوب در کلام می نشست ؛ علاوه بر وزن موسیقایی جذاب و عامه پسند کار ، تصویر سازی حرفه ای "غلامعلی لطیفی" در به شهرت رسیدن حسنی موثر بود و گمان می کنم اگر کسی به غیر از لطیفی این تصویر سازی را انجام می داد ؛ حسنی های من تا این اندازه موفق نبودند.))

من اما تصور می کنم طنز کلامی منظومه های حسنی ، بیش ترین سهم را در موفقیت این آثار بر عهده داشت است : در دوره ای که تمامی فعالان کودک و نوجوان از نگاهی بالا و با زبانی خشک و نصیحت وار به سرودن اشعار کودکانه می پرداختند ؛ احترامی نصحیت های خود را در قالب شیرین طنز ریخت و به خورد مخاطبانش داد . همین داستان "حسنی نگو یه دسته گل" را در نظر بگیرید . او وقتی می خواهد به بچه ها دو تصویر متضاد از آدم ها یعنی خوب و بد (کثیف و پاکیزه) را نشان بدهد ؛ با زبانی نمکین و ساختن قافیه هایی تازه و طرب انگیز مثل کلمات "عموم"و "حموم" می گوید : (( فلفلی گفت : من و داداشم و بابام و عموم / هفته ای دو بار بار می ریم حموم / اما تو چی ؟ ...)) بنابراین طبیعی است که باید ریشه معروفیت و محبوبیت حسنی ها را در طنز موجود در آن ها یافت .

احترامی همچنین در یکی از مصاحبه هایش در مورد تقلید بی حد و مرز از آثار حسنی خود گفته است : ((كار چاپ و نشر در كشور ما بي‌نظم‌تر از اين حرف‌هاست. از اين شخصيت خيلي استفاده شد، خيلي تئاتر هم نمايش داده شد؛ اگر هم اعتراض كرديم، گفتند ما تغييرش داده‌ايم يا زياد و كمش كرده‌ايم. يا در تلويزيون بارها از آن كار شده، اعتراض كرديم، گفتند برو روي هاچ زنبور عسل‌ ما كار كن! اين مسأله قدري اخلاقي است. در آمريكا و اروپا اگر شخصيتي را در داستان و شعر خلق مي‌كنند، همه به او احترام مي‌گذارند؛ ولي اين‌جا همه از روي آن اثر كپي مي‌كنند. در صنايع هم به همين درد مبتلاييم. اجاق ‌گاز مي‌سازند به يك شكل و اسم ديگري روي آن مي‌گذارند؛ پس اين به خلقيات ما بازمي‌گرد. ))

احترامی در طنز نویسی برای نوجوانان نیز اندازه طنزهای کودکش مخاطب داشت و در زمانی که صفحه طنز "بچه ها من هم بازی" را در هفته نامه "بچه ها...گل آقا" برای نوجوانان راه انداخت ؛ با خیل عظیمی از مخاطبان این گروه سنی مواجه شد که حتی تعدادی از بچه ها به تقلید از این سبک طبع آزمایی کردند و با نام "از روی دست پورنگ" آثارشان را در این مجله به چاپ رساندند . "ایجاز در کلام" مهم ترین مشخصه نوشته های بچه ها من هم بازی بود . ایجازی که با شیطنت و بازیگوشی های کاراکترهای خاکستری این داستان ها آمیخته شده بود . شاید جالب باشد اگر بدانید احترامی در سال 1386 به خاطر جلد دوم و سوم کتاب های بچه ها من هم بازی برنده جایزه جشنواره " کتاب سال سلام بچه ها و پوپک" شد ؛ جشنواره ای که داوران آن از مدعیان حیطه ادبیات کودک و نوجوان بودند.

موش دم بریده ، گربه من نازنازیه ، عروسی خاله سوسکه و آقا موشه، سلیمان بابا سلیمان ، خروس نگو یه ساعت ، کرم ابریشم و مهمان های ناخوانده از دیگر آثار منوچهر احترامی(پورنگ) است که همگی شان مانند منظومه های حسنی بسیار عامه پسند هستند به خصوص گربه من نازنازیه که از شهرت قابل توجهی هم برخوردار است .

احتمالا" حالا که به پایان این یادداشت رسیدیم دیگر شما هم به من حق می دهید که با این تفاسیر به منوچهر احترامی لقب " کودک هفتاد ساله" بدهم و از روح مهربانش بخواهم که ما را هم در بازی های کودکانه اش راه بدهد!

-------
منابع :


نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/2010/02/post_194.php