آی طنز > February 2010

منوچهر احترامي و حكايتي همچنان باقي....

حمید خوش‌کردار | ۱۵ اسفند ۱۳۸۸

1. بعد از ظهر سه شنبه 20 بهمن 88 در شهر كتاب مركزي در خيابان احمد قصير مراسمي برگزار شد در بزرگداشت منوچهر احترامي خدابيامرز با عنوان "پيرما گفت..."، من هم به همراه محمود فرجامي در آن جلسه شركت كردم. جلسه هم انصافا آبرومند برگزار شد، مجري مراسم علي اصغر محمد خاني بود و دكتر مسعود كيمياگر (طنز نويس،...

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

گفتگوی سکسی باحال... و آموزنده!

محمود فرجامی | ۶ اسفند ۱۳۸۸

با خودم فکر کردم حیف است شما خوانندگان این سایت، حاضران در وبلاگستان و همچنین ربات فیلترینگ و دوستانی را که صبح تا شب در جستجوی "داستان سکسی باحال" می‌گردند را از لذت خواندن این نوشته محروم کنم. این شما و این سکسی‌ترین نوشته مطبوعاتی در نسبتا مطلق‌ترین کشور آزاد جهان با باحال‌ترین روزنامه نگاران تاریخ.

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

چگونه فیلم ضد تهاجم فرهنگی بسازیم؟

مصطفی محمودیان | ۳ اسفند ۱۳۸۸

مواد لازم: یک دختر خارجی بور خوش قد و بالا و با کمالات ، مادر شوهر یک عدد، خواهر شوهر به مقدار لازم، یک جلد دیوان حافظ، آش رشته و شله زرد، یک باب خانه دارای حوض و گل و بلبل، یک عدد هنرپیشه مرد ایرانی معروف، عمه و خاله و دختر خاله و سایر فک و فامیل مونث شوهر جهت تزیین

اعضا و جوارح پاي کامپيوتر!

مهمان سایت | ۱ اسفند ۱۳۸۸

گوش: صدايش که خيلي ظريف است. چشم: البته شنيدن كي بود مانند ديدن؟ دلتان بسوزد، طرف وب كم هم دارد. پروستات: بلوتوثش را براي من هم بفرست. اين ‌اي دي من است: juju nazeh چشم: به روي چشم. قلب: ببينم، يعني صاحب خانه باز هم عاشق شده؟ زبان: ظاهرا که اين‌طور است. بي‌خود نيست كه مي‌گويند عشق شده اينترنتي ايميلي. قلب: اين کجايش عشق است؟ لطفا يکي از عصب‌ها ...

برچسب ها: چت ، طنز
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

با مادر زن خویش مهربان باش!

محمد قائد | ۱ اسفند ۱۳۸۸

گذشت روزگار متلكهای كليشه‌ای و كنايۀ سوهان روح. در ايران معاصر، مادرزن‌ هم جايگاهی ‌تراز نوين می‌يابد و چه بسا تكيه‌گاهی برای داماد جسور به حساب آيد. اين شبها شماری را بوق‌سگ و در ساعات نامعقول در خانۀ مادرزن بازداشت می‌كنند. حتی در مواردی روی خانۀ محل سكونت فرد اسير، گرچه قانوناً به مادر همسر او تعلق دارد، دست می‌گذارند تا برای تمام فاميل گرفتاری درست كنند و با فشار بر عنصر تحت‌ تعقيب، او را سر عقل بياورند.

فوايد بي‌برقي

محمود فرجامی | ۲۸ بهمن ۱۳۸۸

1- با توجه به حذف يارانه‌ها از قيمت برق، خاموشي‌ها كمك شاياني به اقتصاد خانواده‌ها مي‌كنند. به اين صورت كه هر خانواده مي‌تواند همان مبلغ سابق را به عنوان بهاي برق مصرفي خانوار خود پرداخت كند البته در ازاي چند ساعت وصل برق در هر روز! 2- عدم تماشاي برنامه‌هاي مفرح تلويزيون به‌طور مستقيم و شنيدن صداي آنها از طريق تلويزيون همسايه‌هاي ساكن در آپارتمان‌هاي بغلي و بالايي و پائيني نعمت بسيار بزرگي‌ است كه ...

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

درسي که بايد از احترامي آموخت

رویا صدر | ۲۸ بهمن ۱۳۸۸

مهم‌ترين ويژگي احترامي که بايد از آن درس گرفت در تلقي او نسبت به طنز به‌عنوان يک هنر آوانگارد ريشه دارد. احترامي اعتقاد داشت که طنز بايد از نظر فرم و نگاه، پيشرو باشد و فراتر از جامعه حرکت کند. از اين‌رو، از سويي دغدغه نوآوري، نوجويي، در جا نزدن و نماندن داشت و از سوي ديگر، نويسنده‌اي فرمگرا بود و ...

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

کودک هفتاد ساله! (درباره آثار کودک و نوجوان منوچهر احترامی)

فاضل ترکمن | ۲۶ بهمن ۱۳۸۸

سبیل هایش را که از دور می دیدی ؛ گمان می کردی با پیرمرد کلاسیک زده ای از عهد قجر طرف هستی که از مرز سعدی ها ، مولوی ها و حافظ ها حتی جلوتر نرفته است اما وقتی کنارش می نشستی و با او به گفت و گو درباره ادبیات می پرداختی ؛ تازه می فهمیدی ، پشت هر تار از آن سبیل ها چه اطلاعات به روزی نهفته است !

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

گزيده هايي از دفتر يادداشت هاي وودي آلن

مهمان سایت | ۱۵ بهمن ۱۳۸۸

برگردان: م. آزاد/ شب را به صبح رساندن هر شب سخت تر و سخت تر مي شود. ديشب اين حس كلافه كننده به من دست داد كه يك عده مي خواهند توي اتاقم بريزند و مرا حسابي شامپو بزنند. اما چرا؟ خيالاتي شده بودم و به نظرم هيئت هايي شبح وار مي ديدم. درست سر ساعت سه ي صبح، لباس زيري كه روي صندلي انداخته بودم، به نظرم شبيه قيصر شده بود؛ قيصري كه اسكيت هم به پاهاي بسته بود...

برچسب ها: وودی آلن
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

استخدام آدمخوار در سفارت جمهوری اسلامی ایران!

محمود فرجامی | ۱۴ بهمن ۱۳۸۸

اینکه اعضای سفارت و حتی خود عالیجناب سفیر یک کشوری در خیابان با عده ای دیگری درگیر شوند و کتک‌کاری کنند و حتی تا مرز ضرب و شتم و دستگیری توسط پلیس پیش بروند نه فقط مایه خجالت و آبروریزی نیست بلکه نشانه فروتنی و مردمی بودن و شایسته مباهات هم هست. خصوصا اگر سفارت مذکور سفارت کشور تمدن‌پرور ایران در کشوری نظیر فرانسه باشد که نور علی نور است. من به سهم خودم از آقای مهدی میر ابوطالبی عزیز...

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

نماز چيست ؟!

مهمان سایت | ۱۳ بهمن ۱۳۸۸

زهرا دری: نماز چیست ؟ - مجالی برای خاراندن ! مفاصل سر انگشت را فشاراندن/ به یاد درد و بدهکاری و غم افتادن؛ به ذهن خود همه را یک به یک شماراندن/ در اوج کسب تمرکز٬ مگس اگر آمد؛ به یاری سر و دست و دماغ ٬ تاراندن !...

برچسب ها: نماز ، ریا ، طنز
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین