آی طنز > مهمان سایت > طنزپرداز هم در ابتذال غوطه ور است

طنزپرداز هم در ابتذال غوطه ور است

مهمان سایت | ۸ بهمن ۱۳۸۸

جواد مجابی: نيمه دهه 40 كه من متوجه فرق كامل طنز با فكاهيات مرسوم در جرايد و كتاب‌ها شدم در انديشه بودم كه تعريفي براي طنز ايراني پيدا كنم كه بخشي از ادبيات طنزآميز ما را از رسالات هجو و فكاهه و صحنه‌هاي
بقال بازي نديمان رسانه‌اي جدا كند.
آن موقع، اصطلاح طنز زياد به كار نمي‌رفت و جماعت در طيف فراگير «شوخي» چندان تفاوتي بين بذله و فكاهه و متلك و هجو و لاغ و مطايبه و لطيفه و طنز نمي‌ديدند. تعريف‌هاي غربي از انواع طنز و شوخي در كتاب‌ها وجود داشت مثلا درلاروس تاريخچه كوتاهي از اين تعريف‌ها را در فرهنگ‌هاي گوناگون مي‌شد ديد. مي‌خواستم تعريفي مناسب با فرهنگ خودمان به دست دهم.

اين كوشش 30، 40 سال طول كشيد، در اثناي نوشتن تاريخ طنز ادبي ايران - كه هنوز تمام نشده - به جست‌وجوي تعريف نهايي برآمدم. طي اين سال‌ها هربار جمع‌بندي تازه‌اي از تاملات و برداشت‌هايم را به صورت يك مقاله (معطوف به تعريفي نويافته از طنز) منتشر كردم كه بخشي از آنها در كتاب «نيشخند ايراني» و «نگاه كاشف گستاخ » آمده است. علت جست وجو هم اين بود كه در روزنامه‌ها با نمونه‌هاي سخيفي از فكاهيات كلامي و تصويري روبه‌رو بوديم كه به علت رواج عام آنها، خوانندگان همان‌ها را اصل مي‌دانستند و شكل متعالي طنز را كه در كار عبيد، حافظ و دهخدا بود كمتر مي‌شناختند. كاريكاتور‌هايي را قبول مي‌كردند كه امثال تجارتاچي و دولو راه انداخته بودند و قبول عام اين شيوه‌ها راه را بر كساني چون اردشير درمبخش سد كرده بود همچنان كه رواج دلقك‌بازي‌هاي راديويي آن زمان «شوخي» را در روابطي بي‌ضرر چون دست انداختن كارمندان بيچاره و طرح مصائب بي‌پولي آنها يا دعواي عروس و مادر شوهر و متلك گفتن به چند تيپ بازاري و جاهل و حداكثر مزه‌پراني نسبت به يك، دو مقام آسيب‌پذير اجتماعي منحصر مي‌كردند و در حقيقت هجويه‌اي سبك جاي نقد شوخ‌چشمانه اجتماعي را گرفته بود.

باري من در تازه‌ترين مقاله‌اي كه درباره طنز و انواع آن نوشته‌ام (در آخرين شماره‌هاي كارنامه مرحوم چاپ شده است) تعريفي تازه داده‌ام از طنز بدين مضمون: «طنز نگاهي است شوخ چشمانه و ترديدبرانگيز نسبت به موقعيت بشري» . در آن مقاله راجع به اجزاي اين تعريف به تفصيل حرف زده، استدلال كرده و نمونه داده‌ام. در مورد اينكه چرا فرد- من و تو - وضعيت طنز‌آميز خودش را در نمي‌يابد يا باور نمي‌كند، مي‌توان با انصاف در نقد احوال خويش دريافت، خودخواهي آدميزاد اقتضا مي‌كند كه هر عيبي را به تمامي لايق همسايه‌اش ببيند، مگر نه؟

اما نكته اصلي در طرح زمينه‌هاي طنز - كه به گمان من ارزيابي اجتماعي خردورزانه‌اي از منظر يك ناقد سبك‌روح و شادخو مي‌تواند باشد - اين است كه ما به عنوان طنزپرداز با آدم‌هايي كه موضوع نواخت‌هاي طنازانه هستند جملگي در يك فضاي مشحون از ابتذال غوطه‌وريم. هيچ چيز حتي آگاهي بيشتر بدين وضعيت پلشت، امتيازي به ما نمي‌دهد كه خود را از ديگران جدا بدانيم.


* به نقل از روزنامه تهران امروز
عکس از ابراهیم حیدری

برچسب ها: جواد مجابی ، طنز
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین
نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.