itanz.net


دکتر حسابی: به‌خدا من گودل نیستم!

محمود فرجامی | ۲۸ دی ۱۳۸۸

هنر خراب کردن نوشته تایپی دیگران با گذاشتن علائم سجاوندی مسخره و گیومه پراکنی‌های مضحک و تصحیح فعل‌ها بر اساس جزوات عجیب و غریب فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، هنر ازشمندی است که همکاران ما در بعضی روزنامه‌ها به خوبی از آن برخوردارند.روزنامه تهران امروز هم از این هنر بی‌نصیب نمانده و هفته‌ای یکی دوبار کار من اینست که به با آنجا تماس بگیرم و به تمام مقدسات عالم قسمشان بدهم که اینقدر انگولک‌کاری های بی‌مورد به نوشته‌های من نکنند. این انگولک‌کاری ها بعضا تا آنجاست که نمک کار را می گیرد و نکته ظریفی را به قطعه‌ای لوس تبدیل می‌کند. مثلا کنایه‌ای را توی گیومه می‌گذارند و جلوی آن علامت تعجب می‌گذارند! یا تمام «می‌باشد» ها را در نظیره نویسی یک انشای کودکانه تبدیل به «است» می‌کنند!

طنزی که امروز در ستون طنز تهران امروز از من چاپ شده مشمول همین قاعده است. دیروز عکسی از گودل و انیشتین را در صفحه اول چاپ کردند به نام حسابی و انیشتین! موضوعی که تقریبا خواجه حافظ شیرازی هم از دروغ بودن آن (آن هم دروغی بی‌نمک و بی‌مایه) مطلع است و اگر هم نبود جای آن در صفحه اول یک روزنامه نبود. من هم سعی کردم در 550 کلمه‌ی اندکی که دارم هم آن را ماستمالی کنم و هم یک بار دیگر چرندیات ایرج حسابی را که در بستر حقارت ملی ما رشد فارچ گونه داشته رسوا کنم. اصل مطلب اینجاست و شرحه شرحه شده‌ی آن با یک عالمه گیومه و علائم سجاوندی بی ربط را می‌توانید در روزنامه بخوانید.


دکتر حسابی: به‌خدا من گودل نیستم!

روزنامه محترم تهران امروز
در بخش زیرین صفحه نخست روزنامه در 26 دی‌ماه 1388 این عکس به چاپ رسیده بود و در زیر آن نوشته شده بود «دکتر حسابی و انیشتین در کنار هم.» آن عکس ربطی به من ندارد و مربوط به دانشمندی به نام گودل است که در کنار انیشتین عکس گرفته است. اگر به این ریاضی‌دان بزرگ علاقه‌مند باشید می‌توانید با جستجوی عبارت Kurt Gödel در اینترنت عکس‌های بسیار بیشتری از گودل و انیشتین در کنار یکدیگر پیدا کنید. متاسفانه کار اینجانب به عنوان یک فیزیکدان ایرانی متوفی که زحمات زیادی برای پایه‌گذاری درس فیزیک در دانشگاه تهران کشیدم این شده است که دائما به مطبوعات درباره این قبیل دروغ‌های شیرین جوابیه بنویسم. یک روز می‌نویسند انیشتین دست مرا بوسیده است و گفته است من شاگرد شما هستم! یک روز خبر می‌رسد که او پس از دیدن هفت‌سین ایرانی من غش می‌کند که ما کجا و شما کجا! روز دیگر داستان تاثیرگذاری از قول من چاپ می‌شود که به محض ورود به پرینشتون دسته چک سفید امضا در کشوی میزم گذاشته بودند تا هرچقدر که خواستم خرج کنم! و در کنار همه‌ی اینها از فیزیک گرفته تا زبان‌شناسی تا به حال صدها مقاله علمی به من منسوب شده است.

حقیقت این است که البته من بسیار دوست می‌داشتم که انیشتین دستم را می‌بوسید. از دسته چک سفید امضای دانشگاه پرینستون هم هیچ دانشمندی بدش نمی‌آید و البته اگر توانش را داشتم از نوشتن صدها مقاله از نظریه بی‌نهایت بودن ذرات گرفته تا تطبیقی در توان واژه سازی ادبیات فارسی دریغ نمی‌کردم اما آنهایی که با ساختار دانش و سازوکار دانشگاه‌ها آشنایند می دانند که چنین چیزهایی در حد محال هستند. محال هم نباشند بسیار خنده‌دارند. آش به قدری شور شده که عده‌ای در مقابل این داستان‌های عامه‌پسند موضع چنان موضع گرفته‌اند که گویی خود من در این میانه مقصرم! تا آنجا که حتی دوست و مشوق عزیزم دکتر رضا منصوری مجبور شد در رد این افسانه‌ها مقاله‌ای بنویسد و در آن به دوران سناتوری من اشاره کند...
اما من بی‌تقصیرم. گیرم که پسر من برای منظورهای خاصی کتاب داستانی پر از این قصه‌های شیرین چاپ کرده باشد که هر عقل سلیمی با کمی دقت در آن باید متوجه غیرقابل باور بودن آن بشود. چرا چنین کتابی اینقدر پرفروش می‌شود و مطالبش اینهمه نقل مجالس می‌شود؟ ایرج البته سود می‌کند ولی چه سودی از قصه‌ها به مخاطبان می‌رسد؟ جز این است که شما خودتان دلتان می‌خواهد با این قصه‌ها سرگرم شوید و دیگران را سرگرم کنید؟ خواهشمندم ضمن تکذیب گودل بودن اینجانب کمی دراین‌باره بیشتر بیندیشید.

عالم برزخ- محمود حسابی

***

توضیح ما:
فیزیکدان ارجمند جناب آقای دکتر محمود حسابی پدر آقای ایرج حسابی نویسنده داستان‌های علمی تخیلی
از طرف خودم و سایر همکاران از اینکه همگام با سایر هموطنان شما را در گور لرزاندیم عذرخواهی می‌کنم. چاپ آن عکس یک ترفند برای دقت‌سنجی خوانندگان روزنامه بود که پس از دریافت ایمیل‌ها و پیامک‌های فراوان متوجه شدیم: دقت مقت رو وللش، هنر نزد ایرانیان است و بس! به نظر ما شما هم بهتر است با قبول ماجراهایی که منسوب به شماست به نهضت افتخارآفرینی ما ایرانی‌ها که «بهترین و باهوشترین ملت دنیا» هستیم کمک کنید و گرنه خودتان هم بعید نیست در توهین به خودتان در راستای تشکیک در افتخارات علمی ملی متهم شناخته شوید!
ارادتمند و همنام شما، محمود فرجامی


نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/2010/01/post_183.php