من نمیدانم تحصیلکردههای رشته عمران یا همان راه و ساختمان خودمان چرا اینقدر اصرار دارند که برای خودشان و مملکت مشکل درست کنند. نمونهی تازهاش همین انتخابات سازمان نظام مهندسی استان تهران است که دعوای چهارماهه آن تمامی ندارد. البته اگر خوب دقت کنیم با ابطال این انتخابات توسط وزیر مسکن و شهرسازی باید پرونده آن را بسته و دعوا را خاتمه یافته تلقی کرد اما مشکل اینجاست که مهندسان منتخب میگویند طبق قانون اصولا این سازمان غیردولتی است و ماجرای تایید یا ابطال انتخابات آن ربطی به وزیر مسکن و شهرسازی ندارد. علیالظاهر قانون مربوطه هم با آنها همدست است و طبق آن، چون صحت انتخابات مزبور از طرف برگزارکنندگان و ناظران انتخابات تایید شده باید اعتبارنامههای منتخبان صادر میشد اما معزل بزرگی وجود دارد که احتمالا من و شما هم اگر به جای وزیر محترم بودیم غیرتمان اجازه نمی داد زیر بار این انتخابات برویم.
*هشدار: اکیدا توصیه میشود مبتلایان به ناراحتیهای قلبی و عصبی، زنان باردار، کودکان و برخی از عزیزان خدمتگزار و شیفتگان خدمت از خواندن ادامه مطلب صرفنظر کنند.*
این مشکل و معزل بزرگ که بسیار ناراحتکننده و باعث ریش شدن دل میشود اینست که نام چند نفر از مهندسانی که مورد حمایت بخش دولتی و خصوصا وزیر مسکن بوده در بین منتخبان نیست و گلسرسبد آنها سيدمهدي هاشمي سرپرست و معاون سابق وزارت راه که شدیدا مورد حمایت وزیر مذکور بوده فقط به عنوان عضو علیالبدل انتخاب شده است. انصافا چنین مقام نازلی حتی برای گل ته سبد شیفتگان خدمت هم توهینآمیز است چه رسد به ایشان که گل سرسبد محسوب میشود. آن هم چه سبدی، چه دسته گلهای معطر و خوشرایحهای! محمد عليآبادي اینطرف، حسن ضيايي آنطرف و حسين هادياني هم یک طرف دیگر... .
البته این دوستان هم ساکت ننشستهاند و مثل تمام کاندیداهای انتخاب نشده عالم امکان که حق اعتراض به برگزاری انتخابات و ابطال آن را دارند اعتراض کردهاند. البته به موازات این راهکارهای قانونی و اخلاقی، وزیر مسکن هم که اهل قانون و تعامل است بیکار ننشسته و دستور داده تعداد منتخبان از 15 نفر به 25 نفر ارتقا بیابد بلکه گشایشی بشود که گویا هنوز نشده و سازمان نظام مهندسی تهران هنوز معلق و لنگ درهوا مانده است.
میبینید یک عده آدم تحصیلکرده -به خصوص در رشته راه و ساختمان که اینقدر مهم است- با لجبازیهای خودشان چقدر دردسر درست میکنند؟ یکی نیست به این مهندسان عزیز بگوید: مهندس! شما که صبح تا شب اینقدر توی خاک و خلها میپلکی و با عمله و بنا و جوشکار و لولهکش سر وکله میزنی... دستت درد میگرفت نوک قلمت را میچرخاندی و لااقل اسم هاشمی و علیآبادی را توی برگهی رایت مینوشتی؟ همین علیآبادی کم آدمی است؟ دو سال نشده بود که رفته بود سازمان تربیت بدنی یک کارهایی کرد که لقب "پدر ورزش ایران" را گرفت (اسناد و تاییدیه از طرف مادر ورزش ایران موجود است) از شما کم میشد که بیاید سازمان نظام مهندسی و بشود پدر ساختمان ایران؟ حالا اینطوری بهتر شد که شخص وزیر مسکن و شهرسازی، مسکن و شهرسازیاش را رها کرده آمده جلوی اتاق سازمان نظام مهندسی تهران ایستاده و هیچکدامتان را راه نمیدهد، انتخاباتتان را هم با لگد باطل کرده است؟ فکر میکنی رساندن اعضای هیات مدیره نظام مهندسی به 250 نفر کاری دارد؟ کافیست وزیر یک ابلاغیه بنویسد بدهد منشیاش تایپ کند و دبیرخانه مهر و امضایش کند. آنوقت دل شیر میخواهد آدم جلوی حکم مقام دولتی بایستد و در کار مامور قانون اخلال کند. اصلا ابطال مجوز مهندسی همهتان کاری دارد؟ پدر ساختمان ایران انتخاب نشود، مادر ساختمان ایران که دم دست هست!
بله... یک نفر باید پیدا شود به این جماعت تحصیلکرده راه و ساختمانی به زبان خیابانی صحبت کند.
----------------
باز نشر از روزنامه تهران امروز؛ با تجدید نظر و اضافات!



راستی! سیبیلاتم مثل خودت خیلی باحالن.