ترافیک سوژهای که عزیزان مستقر در مجلس و دولت درست کردهاند باعث میشود گاهی اوقات به عزیزانی که استحقاق آن را دارند دست کم هفتهای یکبار در آی طنز از وجود نازنین آنها استفاده کنیم، اجحاف شود. گل سرسبد این دوستان، عزتالله خان ضرغامی است که اخیرا مفتخر شدیم پنج سال دیگر از ریاست ایشان بر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مستفیض شویم. البته این به آن شرط است که این سازمان تا پنج سال دیگر همچنان وجود داشته باشد در حالی که هیچ بعید نیست با این روند رو به رشد و تعالیای که سازمان آقای ضرغامی گرفته طی مدتی کمتر از 5 سال به آسمان عروج کند و یا مردم هجوم ببرند سازمان، و در یک اقدام شبهانقلابی تکههای صدا و سیمای آقای ضرغامی را محض تبرک و تیمن به خانههایشان ببرند. البته باز همین هم مستلزم آن است مردم تا آن زمان کل دم و دستگاه (از پاستور تا پارکوی) را محض تبرک تجزیه نکرده باشند!
آقای ضرغامی آدم دست و دلبازی است. هم برای دوستان و آشنایانش که همگی به یک جای سیما و یا -اگر عرضهاش را نداشتهاند- صدای ایشان، از بدنه تا هسته بند شدهاند و هم برای ما که ایشان اجازه می دهد از صدا و سیمایش استفاده کنیم. شاید اگر من به جای ایشان بودم و یک رادیو و تلویزیون ششدانگ مال خود خود خودم بود اجازه نمی دادم دیگران همینطور مفتکی از آن استفاده کنند اما ایشان اینطور نیست. به دوستانش زحمت میدهد و با صرف هزینههای کمرشکن یک عالمه سخنرانی و خطابه و میزگرد و تحلیل و مصاحبه از آنها تهیه میکند تا ما به راه راست هدایت شویم. یک عالمه فوتبال برای جوانترها پخش میکند تا بنشینند خانهشان و دنبال اعتیاد و شیطانپرستی و کافه و کتاب و راهپیمایی نروند. حتی از آبروی خودش هم مایه میگذارد و به کارمندانش دستور میدهد سریالهای خارجی را از روی ماهواره ضبط کنند و با حذف صحنههای نامربوط و جاهای ناجور و وقایع بدآموزاننده (تقریبا نیمی از هر قسمت) برای ما نشان دهند. همه اینها به کنار، میدهد کلی هم فیلم و سریال وطنی با پیامهای عمیق اخلاقی درست کنند که به تقریبا با حجمی از پیام بازرگانی تقریبا برابر با همان تولیدات، یکجا تحویل ما میشوند.
اصلا مهندس در زمینه رسانه ابداعات دارد. خصوصا تلویزیون که آن را تبدیل به رسانه چند منظوره کرده است. صفحه را نگاه می کنی وسطش فوتبال است، گوشه بالا اینطرف آرم شبکه است، آنطرفش بیرق مواج روزشمار انتخابات (؟!) بعدیست، پایین اینطرف آرم برنامه است، آنطرف یک انیمشین ورجه وورجه میکند که مثلا توی آن ایمیل روابط عمومی سازمان نوشته شده است و سمت راست از بالا تا پایین نقشی زیباست مخلوط از کوبیسم و تذهیب که از قرمز به بنفش میرود و برمیگردد. آن وسط پایین که دیگر نگو. دانشگاه است برای خودش. از اعلام برنامه به همراه برگریزان پاییزی بگیر تا آگهی تبلیغاتی تا تسلیت به عموم مردم بابت درگذشت فلان عضور بهمان مجلس تا درخواست نظرات مردمی درباره برنامههای شبکه... و از همه جالبتر حدیث و روایات اخلاقی که باعث میشود همانجا بیننده به راه راست هدایت و بلکه نظرکرده شود. خلاصه کارناوالیست که از فرط تنوع اگر فوتبالیستها به جای گل به همدیگر چنار بزنند هم بیننده متوجه نمیشود!
در این زمینه اینقدر هنر از هر انگشت دست و پای آقای ضرغامی میریزد که اگر بخواهم فقط به آنها اشاره کنم مثنوی هفتاد من کاغذ هم کم می آید و تازه اینها در حالیست که تخصص اصلی آقای ضرغامی سیاست است و به همین خاطر در راس چنین سازمان مهمی نصب شده است. در این زمینه که واقعا زبان الکن است. آنقدر باتدبیر، بیطرف، شریف، باعرضه و مستقل است که اگر ریاست مقتدرانه شخص ایشان بر سازمان نبود هیچ بعید نبود که این سازمان سمت و سوی سیاسی خاصی پیدا کند و مثلا در جریان وقایع و حوادث پس از انتخابات خدایناکرده خط مشئی مغایر با «رسانه ملی» بودن خود دنبال کند و به نفع یک جریان خاص عمل کند. هرچند که اگر اینکار را می کرد هم به مصداق چاردیواری اختیاری هیچ مشکلی نبود.
خلاصه اینکه مهندس خیلی ماه است و ما هم ذکر مناقب ایشان و صدا و سیمایش را از این به بعد باید بیشتر داشته باشیم. به خصوص اینکه ایشان تجربه فشار سنگین بر دولت و رئیس دولت و آزمودن تحمل آنها را هم دارند که از هر کسی برنمیآید و - به قول مجریان سیما- به عنوان حسن ختام برنامه نقل میکنم. عصاره صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (که خودش عصاره فضایل همه جمهوریهای اسلامی جهان است) در اولین کنفرانس خبری پس از انتصاب مجدد افتخارآفرین خود گفتهاست: «تحملي که دولت و رئيس دولت و اعضاي آن در مقابل بسياري از انتقادات سنگين صدا و سيما دارند، خيلي از افراد مدعي ندارند و اين تجربه روزمره ماست.»