توضیح ضروری:
«شیب تند ریزش تعدادهواداران جنبش سبز و سیر نزولی محبوبیت این حرکت»، ادعایی است که وابستگان سببی و نسبی دولت در پنج ماههی اخیر بخصوص بعد از راهپیماییها، آن را تکرار می کنند. از آنجا که این امر بعد از 13 آبان هم اتفاق افتاد، ما هم در راستای روشن شدن اذهان عمومی، نشستیم و یک بررسی آماری نوشتیم تا نشان بدهیم نامبردگان حرفها و آمارهایشان حساب و کتاب دارد و همینطور کترهای حرف نمیزنند.
مراحل بررسی
بررسی آماری خودفروختگان جنبش سبز اموی وابن عربی و طلحه و زبیر و پوپر و هابرماس،در چند مرحله انجام گرفت،مرحلۀ اول رسم و تهیه نقشه و نمودار با خط کش و خودکار و فتوشاپ بود که ریزتر و دقیق تر آن هم اگر بخواهید موجود است و برادران، زحمتش را می کشند .مرحله دوم به صورت تمام اتوماتیک و کامپیوتری جمع بندی و مرحله به مرحله انجام و اجرا گردید ومرحله سوم تعیین انحراف معیار و تصحیح شیپارد و نمودار میله ای و چماقی بر اساس الگوی امروز نمودارهای دنیا.
بعد از طی این مراحل بود که آمارگران توانستند نمودار دقیق ریزش هواداران جنبش سبز را به کمک کامپیوتر و بدون دخالت مستقیم دست رسم کنند.مراحل مختلف روش تحقیق عبارت بود از:شمردن دقیق شرکت کنندگان و پدر و مادر و آبا و اجداد آنها و همچنین قدرت دو و استحکام استخوان نامبردگان در ناحیه کمر و دست و پا وسر و سایر اعضا و جوارح. شرکت کنندگان در چند نوبت مورد آزمون قرار گرفتند که همه قابل بهره برداری بودو به مرور، آمارگران توانستند به روشهایی پویاتر برای دستیابی به اطلاعات فوق دست یابند.
مراحل آماری ریزش و رانش
اگرچه از ابتدای اعلام نتایج انتخابات،سردمداران جریان فتنه، اغتشاشات پراکنده ای را انجام دادندو به ضرب و شتم هواداران خود و معترضان به نتایج انتخابات پرداختند،ولی طبق اظهارمنابع آماری ، روز25 خرداد،اولین مرحله ریزش یکپارچۀ فریب خوردگان انتخابات رخ داد.این ریزش به دلیل هجمه جریانات آب و هوایی پرفشار بر فراز سطوح فوقانی صندوقهای رای صورت پذیرفت و به صورت حضور معترضان در خیابانها ظاهر شد. تعداد شرکت کنندگان در این ریزش به چند صد نفر برآورد شد که هفتاد و پنج در صد این تعداد(حدود/389نفر،حالا یکی بیشتر،یکی کمتر) از میدان انقلاب شکوهمند تا میدان باصطلاح آزادی حضور داشتند. این افراد به علت تکان نسبی به قاعده 400 کیلومتر در ساعت،کل مسیر را اشغال کرده بودند.سهم هر فرد از خیابان با تصحیح شیپارد و انحراف معیار،دایره ای به قطر حدودا 500 متر را شامل می شد که این امر،سند دیگری است از گشادگشاد راه رفتن افراد مذکور. مدتی این پراکندگی در جلوی پایگاه مقداد نامتعادل شد که متخلفان،به سزای عمل خبیث مجرمانۀ خود در رابطه باایجاد اغتشاش از طریق فرار کردن از جلوی پایگاه فوق رسیدند.
در 30 خرداد وآشوبهای پراکندۀ دیگرتا 18 تیر، با ریزش 15 تا 168و بلکه بیشتر درصدی تعداد اغتشاشگران مواجهیم. شدت این ریزش با پرتاب افتخارآفرین گاز اشک آور و فرود آمدن پرصلابت باتوم رابطه مستقیم داشته است.نمونه های آماری نشان می دهد در پی شلیک غرورآفرین گازهای اشک آور،آشوبگران با هجمه به چهارده عراده روزنامه و 5 قبضه کبریت خساراتی به هوا وارد کرده اند. گاهی این ریزش با قدرت 400 اسب بخار به سوی هواداران سیاستهای استکباری درهای باز منازل و شرکتهای اطراف و درمانگاهها و بیمارستانهای غیر اطراف رخ داده ،به گونه ای که اماکن فوق را با مشکل سرریز شدن مواجه کرده است.برآورد آماری سرریز شدگان ممکن نیست و حتی از سرریزشدگان به ون های نیروهای جان بر کف نیز اطلاع دقیق و غیر دقیقی در دست نیست ولی اطلاعات دقیق آماری نشان می دهد که در هر حال جنبش سبز در روزهای فوق ریزش کرده و هواداران آن،نفرت و انزجار خود را در خانه و ماشین و کوچه و خیابان به طرق مختلف اعلام کرده اند که برخورد مقتضی با قدرت 8 درجه ریشتر صورت پذیرفته است.
در 18 تیر این میزان حضور و نقش پذیری به علت پراکندگی نامتعادل و دینامیک بودن نمونه های آماری،ابعاد دیگری به خود گرفت که این دینامیزم و پویایی با طول و قطر چوبها و چماقها و باتومهای غرورآفرین و ضد استکباری نسبت مستقیم و با پراکنش ویروس مننژیت در هوا نسبت عکس داشت.در این روز تعداد راهپیمایانی که توانستند کنار هم در خیابان راه بروند وشعار دهند 97/96درصد کمتر از راهپیمایی معلوم الحال روز قدس بود که این امر نشان از ریزش هواداران جنبش سبز از روز قدس به این طرف و آن طرف دارد و تفاوت چشمگیری را با میانگین آماری زمانهای مشابه در سالهای قبل نشان می دهد.
در 13 آبان، بر اساس آمار موجود،تعداد فریب خوردگان انتخابات به حداکثر 7 یا 8 نفر می رسید که با تجمعات 2 تا 3 نفری در حال گرا دادن به دشمنان بودند.بر اساس یافته های آماری،175 نفر از این افراد به چنگ و دندان برادران ما افتادند که از این تعداد4539 نفر بلافاصله آزاد شدند و 876 نفر نیز روز بعد آزاد شدند و بازجویی از 341/987 نفر دیگر همچنان ادامه دارد . این امر بی شک نتیجه خیزی است از یک حالت ایستا(استاتیک)به یک حالت پویا(دینامیک)از سوی برادران ناظر و حاضر در صحنه.ریزش نیروهای جنبش سبز روی زمین،رابطه مستقیم(تا میزان 55 درصد) با این خیز از ناحیه دست یا پا یا سایر اعضا و جوارح برادران زحمتکش و غیرتمند ما در صحنه یا پشت صحنه دارد. بررسی های آماری نشان می دهد صفوف به هم فشرده و سیل عظیم چوب و چماق این برادران ارزشی در محلهای تجمع،رابطه مستقیم با تعداد اغتشاشگرانی دارد که توانسته اند توی خیابان کنار هم راه بروند و به اعمال ساختار شکنانه از قبیل عبور از درز دیوار متراکم برادران مذکور دست بزنند که این امر بی شک پدیده ای است تازه در توصیف برآورد تعداد این افراد.
چنانچه بنا بر گفتهی آمارگران، گشادی درز دیوار مذکور به حدی بوده است که حداکثر یک نفر امکان عبور از آن را داشته است .همچنین در راهپیمایی 13 آبان،بر اساس یک نمونه گیری آماری از سوی برادران آمارگر که در میان مردم با لباسهای مقدس شخصی حضور داشتند،تعداد افرادی که با نمادهای سبز در راهپیمایی شرکت کرده بودند به نسبت آمار مشابه در سال قبل با نمودار نقطه به نقطه 56/78درصد کاهش نشان می داد که این کاهش با کاهش 40 درصدی در زوایایی از میدان به صفر گرایش پیدا کرده می شد،که این امر،گواه دیگری است بر ریزش دائمی و رو به تزاید نیروهای معلوم الحال و مجهول الهویه وابسته به جنبش سبز در کف خیابان،در مصاف با باتوم و داخل ون .همچنین در همان روز ما با پدیده ریزش و رانش نیروها به خیابانهای اطراف و پیاده روها تا شعاع چند کیلومتری میدان مواجهیم که این امرهیچ رقم معنی داری را نشان نمی دهد .این امر شاخص جدیدی را مطرح می کند: این شاخص که در واقع حاصل تفاضل میان زمان دویدن در کوچه های فرعی و حضور در خیابان اصلی ومیان صف تظاهرکنندگان است،به مرور در راهپیمایی ها پررنگ تر شده که این امر بی شک بر تداوم این ریزش موثر است وهر رقمی دررابطه با تعداد حاضران در خیابانهای فرعی و پیاده روها شدیداًتکذیب می شود و شما غلط می کنی هی بیخودی توی خیابان فرعی وپیاده رو راه می روی و پدرت را در می آورم.
بنابراین در یک جمع بندی،می توان چنین نتیجه گرفت که چیزی به نام جنبش سبزاز لحاظ یافته های آماری اصولا از بیخ وجود نداشته و مدارکش هم در اداره آمار و سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی و همه جاهای دیگر موجود است.
-----------------------------------
بازنشر از وبلاگ نویسنده «بیبی گل»