itanz.net


کردان متهم می کند!

محمود فرجامی | ۱۸ آبان ۱۳۸۸

حکایت ما و دکتر کردان مصداق همان ضرب المثل شده است که «من پوستین را رها می‌کنم پوستین مرا راها نمی‌کند».
چند وقت پیش خبر رسید که ایشان به خاطر معالجه بیماری سختی که به آن مبتلا شده است به لندن رفته است و پیشنهاد شد حالا که ایشان اوضاع جسمانی مناسبی ندارد ما هم دست از سر ایشان برداریم. ما هم دست از سر ایشان برداشتیم و حتی از این سوال که جدیدا چرا هر کس مریض می‌شود به لندن می‌رود هم گذشتیم.

اما ایشان گویا دست بردار نیست. دکتر مجعول مذکور در مصاحبه با خبرگزاری دولت گفته است «آقای خاتمی صحنه گردان و پشت پرده این حوادث بود.» یکی نیست بگوید آن سید خندان آن زمانی که هشت سال قوه مجریه کشور را در دست داشت و مجلس هم چهار سال با او همراه بود و بیست میلون رای واقعی هم پشت سرش بود، نتوانست یا نخواست صحنه‌گردان هیچ حادثه‌ای باشد و حتی هجدهم تیر را هم جمع و جور کرد؛ حالا و در این وصعیت چطور ممکن است صحنه‌گردان چنین حادثه‌ای باشد؟ تازه مگر اینها تئاتر است که صحنه‌گردان داشته باشد؟
البته انگار حال دکتر خراب‌تر از این حرف‌هاست. عوضعلی کردان از تئاتر گریزی هم به فوتبال زده و گفته است: «خاتمی در براندازی دور اول باخت و در حال حاضر، براندازی دور دوم را تمرین می کند.»

از این نگران‌کننده‌تر این است که ساکن خانه شیشه‌ای آکسفورد، شروع به بازی سنگ‌پرانی قضایی هم کرده است و گفته: «پرونده های قضائی پرونده هایی نیستند که بتوان بدون وقوف بر پرونده اظهار نظر کرد. برای اظهار نظر در پرونده قضائی باید کاملا به مفاد پرونده مسلط شد.» و بعد هم کنایه‌هایی را به شیوه کاری رئیس قوه قضائیه زده است که چون آملی مذکور دو برادر لاریجانی قوی و پرزور دارد، لزومی ندارد ما خودمان را داخل دعوا کنیم و طرفین را به همدیگر حواله می دهیم. هرچند که با آن داستان آکسفورد، بیژن نوباوه هم برای عوضعلی کردان کفایت می‌کند و برای رسیدگی به پرونده جعل مدرک، نیازی به رئیس قوه قضائیه نیست.

حالا خوب است دکتر احمدی‌نژاد آنقدر روی مساله اخلاق تاکید دارد که دولت سه تا معلم اخلاق دارد که به گفته آقاتهرانی به طور منظم در جلسات شرکت می‌کنند و اعضای هیات همراه احمدی‌نژاد را با تدریس شفاهی و «جزوه» مستفیض می‌کنند؛ والا معلوم نبود شاهد چه حرکاتی از آقای کردان می‌بودیم. هرچند که با توجه به انتخاب افرادی مثل دکتر کردان و دکتر رحیمی و دکتر مشائی به عنوان حلقه نزدیکان رئیس دولت اخلاق‌محور؛ هیچ بعید نیست که مفهوم اخلاق تغییر کرده باشد یا نوع خاصی از اخلاق مورد نظر باشد که تجلی‌اش در همین گونه رفتار و گفتار است.

نگاهی به سوابق معلمان اخلاق دولت هم این فرض را تقویت می‌کند. دست کم دو نفر از آنها(آقا تهرانی و سقای بی‌ریا) با خرج یک موسسه دینی سال‌ها در آمریکا زندگی کرده‌اند و از این رو هیچ بعید نیست در لابلای «جزوه»‌های اخلاقشان اندکی اخلاق آمریکایی هم به صورت ناخالصی وارد شده باشد. آمریکایی‌ها را هم که می‌شناسید، منشا بی‌اخلاقی‌اند. حتی آنقدر بی‌اخلاقند که یکی از رئیس‌جمهورهای این کشور به نام نیکسون به خاطر شنود گذاشتن هم‌حزبی‌هایش علیه حزب مقابل مجبور به استعفا شد و این در تاریخ به نام واترگیت ثبت شد.

با این تفاصیل اگر این فرض درست باشد با شناختی که از آن شیطان بزرگ داریم (مقصود آمریکاست!) باید خدا را شکر کنیم که دوستان در حد همین آموزه‌های جعل مدرک و تهمت صحنه‌گردانی و ثبت اختراع دیگران به نام خود و سنگ انداختن سر راه مترو مانده‌اند و جلوتر نیامده‌اند. تاریخ نشان داده هیچ چیز جلودار آدم‌های اخلاق‌مدار نیست، حتی طاعون!

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/2009/11/post_131.php