جهان را سیستماتیک آفریدند
یکی را سخت آنتیک آفریدند
یکی را نیز امروزی و تازه
یکی را هم کلاسیک آفریدند
یکی آرام و بیآزار و عاجز
یکی را تند و ریتمیک آفریدند
یکی را خنده بر لب کرده آپدیت
یکی را هم تراژیک آفریدند
یکی را بدقواره مثل دوزخ
یکی را تاپ و تیپیک آفریدند
برای رفع بحران ِ قوافی
کسی با نام مُنجیک آفریدند
دلیلش را کسی اصلا ً نداند
خوشا کاینقدر تفکیک آفریدند
چو شعر از این ولایت کوچ کرده
برای خلق موزیک آفریدند
چو آهن واقعا ً خیلی گران است
به جای آن پلاستیک آفریدند
مگو کارات و بارات ِ جهان را
پر از مشکل تراشیک آفریدند
پلان استراتیژیک خود را
بگو دنیا شناسیک آفریدند
برای پیشرفت آنجهانی
دو پای ِ پُر سیاتیک آفریدند
از آن آن رند عالم سوز گفتا:
جهان را بهر پیکنیک آفریدند
ولی آن کور دنیا دیده میگفت:
جهان پورنوگرافیک آفریدند
مگر طنز است این دنیا که آن را
به شیطان سخت نزدیک آفریدند؟
که صد البته اینها بوده مشکل
ولی حتما ً به تکنیک آفریدند
ببین این نکتهسنجی، کاکه تیغون
بروکسل را به بلژیک آفریدند