itanz.net


سبزهای سرتق در مانور

محمدعلی مومنی | ۱۰ آبان ۱۳۸۸

اگر یادتان باشد هفته‌ی پیش در مانوری یک جوان سبزپوش بازداشت شد. همان بهتر هم که بازداشت شد. چون قصد داشته در مانور اغتشاش ایجاد کند. حالا مانور است که باشد. اصلا مانور و غیر مانور نداریم که. گزارشی از جلسه‌ی هماهنگی و آغاز مانور نشان می‌دهد حقش بوده که بازداشت بشود. به این گزارش دقت و خودتان قضاوت کنید

جلسه‌ی تقسیم وظایف - یک ساعت پیش از مانور
اینجا کمی بین دوستان قدیمی اختلاف افتاده که چه کسی نقش طرفداران جنبش سبز را بازی کند و چه کسی نقش مقابل را. اما معلوم نیست این جدال برای برداشتن نقش است یا فرار از نقش. بالاخره توافق می‌کنند و ناگهان یک گروهی می‌پرد به هوا و حسابی هورا می‌کشد. معلوم نیست چه نقشی به آنها افتاده است که هورا می‌کشند. فقط می‌گفتند: ما سبزیم! از آنجا که هر دو طرف سبز بودند و کمی سبزشان یواش و محکم بود ما آخرش نفهمیدیم کی به کی است.

آغاز مانور - یک ساعت بعد از یک ساعت پیش از مانور!
به گروهی که نقش جنبش سبز را بازی می‌کند می‌گویند: شما بروید لباس سبز بپوشید و بیایید. لباس سبز اینها ضمائمی هم دارد. مچ‌بند و...
مانور آغاز می‌شود. عده‌ای «یاحسین» می‌گویند و برخلاف قول و قرار قبلی فرار نمی‌کنند و می‌ایستند سرجایشان.
مانور کات می‌خورد و به اینها گیر می‌دهند که شما چرا فرار نمی کنید؟
یکی از سبزها می‌گوید: آقا شما نمی دانید که! این «یا حسین» یک حسی به آدم می‌دهد عجیب. اصلا زور آدم زیاد می‌شود. آدم کربلایی می‌شود. دوست دارد همینجوری پیشروی کند.

می گویند: خیلی خوب پس دیگر یا حسین نگویید.
مانور دوباره آغاز می‌شود. سبزها این‌بار «یا علی» می‌گویند. باز هم مانور کات می‌خورد. می‌گویند: مگر نگفتیم «یا حسین» نگویید؟
سبزها می‌گویند: خوب این که «یاعلی» است.
می‌گویند: خوب از «یا علی» شروع می‌کنید می‌رسید به «یا حسین» دیگر. این را هم نگویید.

مانور ادامه پیدا می‌کند. کسانی که نقش جنبش سبز را داشتند دیدند که دوستانشان به سرعت به سمت آنها می‌آیند. گفتند: چه بگوییم؟ چه نگوییم؟ یکی از آنها داد زد: نترسی نترسین ما همه با هم هستیم.
مانور باز هم کات داده شد که این چه شعاری است که شما می‌دهید؟
یکی از سبزها گفت: ای بابا. خوب ما داریم نقش سبزها را بازی می‌کنیم دیگر. سبزها را هم که ببینید از همین شعارها می‌دهند. لال که نیستند. خوب باید طبیعی باشد که شما عصبانی شوید و بیایید به ما تذکر بدهید دیگر.

می گویند: خیلی خوب اما دیگر این شعار را ندهید.
قرار شد راهپیمایی سکوت برگزار کنند. دو گروه به سمت هم حرکت کردند. گروه غیرسبز رفت سراغ سبزها و اخم‌هایشان را در هم کردن و گفتند: شما اینجا چه می‌خواهید؟
یکی از سبزها گفت: آقا انگار یادت نیست‌ها. داریم مانور می‌دهیم دیگر.
غیرسبز گفت: مانور می‌دهید؟ بیجا می‌کنید. مجوز گرفته‌اید که حالا بلبل زبانی هم می‌کنید؟
یکی از سبزها گفت: آقا بیایید با هم گفتگو کنیم. بهتر نیست؟
غیرسبزها هم گفتند: چرا خیلی بهتر است. یکی از غیرسبزها ناگهان گفت: نه بابا. چی چی بهتر است؟ مثل اینکه می‌خواهیم مانور بدهیم و یک سری اصول را تمرین کنیم‌ها.
یکی دیگر گفت: خوب مانور مانور است دیگر. مانور گفتگو که بهتر است.
باز هم کات دادند و گفتند: شماها انگار لباس سبز پوشیده‌اید یک چیزی‌تان شده‌است‌ها.

یکی از سبزها گفت: آخ، آره ولله. نمی‌دانی با رنگ سبز دنیا چقدر قشنگ می‌شود!
- اصلا نمی‌خواهد بروید خانه‌هاتان.
یکی از سبزها گفت: نه بابا. کجا برویم خانه. مانور است‌ها.
خلاصه اینکه می‌بینند مانور دارد الکی الکی جدی می‌شود، می‌گویند: آقا گفتیم مانور تمام است بروید خانه‌هاتان. برای شما سبزها اصلا مانور و غیرمانور ندارد، کلا سرتق هستید.
...و برای درس عبرت سایر دوستان مانور یکی از آنها بازداشت شده است.
نتیجه‌ی این مانور این شد که از این پس علاوه بر مجوز کلی مانور، کسانی که نقش سبز را بازی می‌کنند باید یک مجوز جداگانه هم اخذ کنند و شعارها و نحوه‌ی فعالیتشان را اعلام کنند!

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/2009/11/post_124.php