محمد قائد |
۹ آذر ۱۳۸۸
کشوری گمنام يا کمنام تبديل شد به مملکتی الکی پـُرنام که دنيا نگران است در آن بمب اتمی سر هم کنند. امروز همان مجلهبندها معترضند غربيها چرا ولکن نيستند، صبح تا شب دربارۀ جمهوری اسلامی ايران داستانسرايی میکنند و نمیگذارند ماستمان را بخوريم، و چرا عليه عربستان سعودی کسی حرفی نمیزند.
کاکه تیغون |
۹ آذر ۱۳۸۸
هر بزرگی به جهان تا به اوباما نرسد، نوبل صلح چه باشد که به آقا نرسد/ ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار است، به کس این جایزهها صاعقهآسا نرسد/ مردم افتاده و خاکی و زمینی هستند، توبه توبه، نشود کار به ناسا نرسد؟!/ راه بندان عجیب است اوباما چه کند، نوبل خنده که تا منزل بالا نرسد
مهمان سایت |
۸ آذر ۱۳۸۸
امیر میرزایی - تحلیل شما از رای مثبت روسیه و چین چیه؟ -البته این قطعنامه تحت فشار شدید لابی صهیونیست تصویب شد. -بله. ضبط شده این قسمتها را از قطعنامههای قبلی داریم و اول مصاحبه جدید خودمان قرار میدیم. شما قسمتهای جدید را بگو. -باشه! جدید اینکه: ما شک نداریم که در آرا دستکاری شده. آن هم توسط لابی صهیونیست.
-برای این ادعا سندی هم دارید؟ -ای آقا! شما حرف بدون سند از ما شنیدی؟! همش موجوده...
محمود فرجامی |
۸ آذر ۱۳۸۸
زاکانی: نمونه ديگر يك خانم رزميكار بود كه ميگفت به من تعرض شده است، ما نيز براي وي موارد تعرض را مطرح كرديم اما او همه مواردي را كه ما به آن اشاره كرده بوديم رد كرد. آیطنز: حالا حتما باید به تمام موارد تعرض اشاره میکردید؟! باور کنید این حسین رضازاده هم اگر شش تا مرد گنده برایش موارد تعرض را شرح بدهند غش میکند چه برسد به یک خانم؛ گیریم که رزمیکار هم باشد!
مصطفی محمودیان |
۴ آذر ۱۳۸۸
با گذشت چندین روز از ماجرای فوت دکتر پوراندرجانی پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک هنوز ماجرا در هاله ای از ابهام قرار دارد. البته هاله ابهام فی نفسه چیز بدی نیست و ما طی سالهای گذشته یاد گرفته ایم که هاله انواع متعددی دارد و اگر در جای درست خودش قرار گرفته باشد خیلی هم چیز خوبی است. اما ...
اسدالله امرایی |
۵ آذر ۱۳۸۸
ميروم توي وان، حوله را برميدارم، صورتم را با آن ميشويم، شانه را برميدارم، خودم را با آن خشك ميكنم، مسواك را برميدارم، سرم را با آن شانه ميزنم، ليف را برميدارم. دندانهايم را با آن مسواك ميكنم. به دستشويي ميروم، يك تكه چاي ميخورم و يك فنجان نان مينوشم...
محمدعلی مومنی |
۴ آذر ۱۳۸۸
اولی: مگر شما آهنگ «همراه شو عزیز» را نخواندهای؟ - بله بله. من خواندهام. خدا را شکر انگار دارد یادتان میآید.
رئیس: خوب دیگر. خودش است. محسن نامجو این آهنگ را خوانده. بگیردش - آقا اول من خواندم. سال 58 دومی: مگر شما قرآن را نخواندهای؟ - بله بله. خدا را شکر شما انگار بهتر آثار من را میشناسی؟ رئیس: خودش است. حالا دیگر قرآن میخوانی؟ هان؟...
محمد جاوید |
۲ آذر ۱۳۸۸
گرچه دکتر خویش را کـُشتانده بود، دشمن آن را یک جنایت خوانده بود/ گفته مشد که طرف آمار داشت، چون درون سینهاش اسرار داشت/ خواند دشمن دکتر بیچاره را، حامی زندانیان ناکجا/ من که میدانم که او بیکار بود، او کجا گنجینهی اسرار بود؟
کاکه تیغون |
۳۰ آبان ۱۳۸۸
سوگند بخور به هرچه دلبند، اسپند بکن بگو : بلابند!/ بحران عظیم اقتصادی ست، کم گشته در این زمانه سوگند/ فوراً بخورش که ساعتی بعد، پیدا نشود بجویی هرچند/ ما و تو در این میانه راضی، گور پدر و فلان قاضی!
محمد جاوید |
۲۹ آبان ۱۳۸۸
بار دوم که طرف شد کاندید، رأی شصتاد و سه درصد را چید/ دشمنان سبز شدند از پس و پیش، خس و خاشاک ز ری تا تجریش/ همگی وصل به خارج بودند، گویی از نسل خوارج بودند/ گرچه تکبیر جماعت تک بود، در مسلمانی آنها شک بود
مهمان سایت |
۲۸ آبان ۱۳۸۸
*نام ؟ - محمد رضا
*آيا شما با محمد رضا شاه پهلوي نسبتي داريد ؟ - بله . اسممان يكي است .
*پس شما سلطنت طلب هستي ؟ - نخير ولي بعضي سلطنت طلبها هم آهنگهاي منرا گوش ميكنند .
*خب اينجا را امضاء كن . - نميكنم .
*برادر آن تفنگت را از زمين بردار اين امضا نميكنه . - بفرمائيد اينم امضاء .
مصطفی محمودیان |
۲۶ آبان ۱۳۸۸
محمود احمدینژاد: الهم عجل لولیک الفرج... ایشان در حال حاضر مشغول مدیریت جهان هستند و... حسین شریعتمداری: ما میدونیم کی هستی؟ به کجاها وابسته هستی؟ پس گوشی را بگذار. هاشمی رفسنجانی: ایشان در حال حاضر مشغول مذاکرات پشت پرده هستند. پشت پرده هم به تلفن جواب نمیدهند...
دیدهبان طنز |
۲۶ آبان ۱۳۸۸
آیین گشایش چهارمین جشنوارهی طنز مکتوب 23 آبان در تهران برگزار شد. بیش از 80 طنزپرداز از سراسر کشور در حوزهی هنری گردهم هم آمدند تا با چهرهی صاحبان آثار برتر آشنا شوند.
ناصر فیض دبیر جشنواره میگوید: برگزاری نشستهای دفتر طنز در مراکز استانها سبب افزایش تعداد شرکتکنندگان شده است که بسیاری از آنها چهرههای تازهای هستند و البته تعداد شرکتکنندگان خانم نیز افزایش یافته است. البته اگر به سهمیهبندی شرکت در جشنوارهی طنز مکتوب ختم نشود.
محمود فرجامی |
۲۶ آبان ۱۳۸۸
صفحه را نگاه می کنی وسطش فوتبال است، گوشه بالا اینطرف آرم شبکه است، آنطرفش بیرق مواج روزشمار انتخابات (؟!) بعدیست، پایین اینطرف آرم برنامه است، آنطرف یک انیمشین ورجه وورجه میکند که مثلا توی آن ایمیل روابط عمومی سازمان نوشته شده است و سمت راست از بالا تا پایین نقشی زیباست مخلوط از کوبیسم و تذهیب که از قرمز به بنفش میرود و برمیگردد. آن وسط پایین که دیگر نگو...
محمدعلی مومنی |
۲۶ آبان ۱۳۸۸
در روزهایی که هوای هیجان به سرمان زده بود، روزهای پیش از 22 خرداد محمود دولت آبادی از پیریاش سخن به میان آورد...
رئیس حوزهی هنری هم در اختتامیهی جشنوارهی طنز مکتوب از جوانها گفت که بهتر است تا 40 سالگی سمت طنز نروند.
اگر به تبع «دلِ جوان» جان نیز جوان شود، پس ما به شناسنامه «زیر 40 سالگان» حق داریم باز هم در جشنوارهی طنز مکتوب شرکت کنیم و سیزیفوار از بیهیجانی جشنواره و خودمان راهمان را بکشیم و برویم؟
محمد جاوید |
۲۳ آبان ۱۳۸۸
همه (پی اچ دی) و اِند سوادند، خمار و نشئه و هشیار دانش/ کجا گیرند مدرکهای جعلی، رئیسان از همان انبار دانش؟/ هر آنکس را که میبینی اقلاً، زده یک بار او را مار دانش/ جهان پیوسته در کار خلاف است، ولی ما جملگی در کار دانش
کاکه تیغون |
۲۳ آبان ۱۳۸۸
به هیچ صورت نمی خواهیم بر آسترلیایی ها تعرض کنیم اما ناگزیر از گفتن این گپ هستیم که، چرا صدراعظم آسترلیا می تواند با یک سگ عکس یادگاری بگیرد در صورتی که ما بنده های خاکی این بار حاضر نیستیم حتی با این رییس جمهور خود هم عکس یادگاری بگیریم؟
محمدعلی مومنی |
۲۳ آبان ۱۳۸۸
مانور سبزها: 5 میلیون آدم میآیند. هر چه به آنها میگویند: بابا مانور که اینقدر جمعیت نباید بیاید. مانور است، مانور. آنها جواب میدهند: ما هم میدانیم مانور است. پس فکر میکنید برای چه پنج میلیون آمدیم! از فرق سر تا نوک پا را سبز میکنند. فروش لنز چشم در کشور بالا میرود...
مصطفی محمودیان |
۲۱ آبان ۱۳۸۸
در میان رجال سیاسی جهان همواره کسانی بودهاند که به دلیل ارزش ادبی گفتههایشان مشهورند. البته در میان سیاستمداران ایرانی هم چنین افرادی کم نبوده و نیستند که گفتههایشان گاه و بیگاه نقل محافل میشود، اما متاسفانه به خاطر محدودیتهای زبانی هیچگاه این شیرین سخنیها شهرت جهانی پیدا نکردهاند. در میان رجال سیاسی فعلی هم هستند کسانی که حرفهایشان اگر ارزش سیاسی هم نداشته باشد، قطعا ارزش ادبی یا شاید فلسفی دارد و حتی میشود گفت «شبیه نوعی شعر است و موجب انبساط خاطر میگردد.»
رویا صدر |
۲۱ آبان ۱۳۸۸
بررسی آماری خودفروختگان جنبش سبز اموی و ابن عربی و طلحه و زبیر و پوپر و هابرماس، در چند مرحله انجام گرفت. مرحلهی اول رسم و تهیه نقشه و نمودار با خطکش و خودکار و فتوشاپ بود که ریزتر و دقیق تر آن هم اگر بخواهید موجود است. مرحله دوم به صورت تمام اتوماتیک و کامپیوتری جمعبندی و اجرا گردید و مرحله سوم تعیین انحراف معیار و تصحیح شیپارد و نمودار میلهای و چماقی
فاضل ترکمن |
۲۰ آبان ۱۳۸۸
کارگردان خوب ایراندوست، حالتان خوب نیست انگاری!/ آنور آب، قرص و شربت هست؟، دکتر و نرس و هاسپیتال داری؟/ جای تو خالی است در کشور، کشوری که همیشه پر نور است/ کشوری که دو چشم دشمن او، مثل چشمان «رودکی» کور است!
کاکه تیغون |
۱۸ آبان ۱۳۸۸
جهان را سیستماتیک آفریدند، یکی را سخت آنتیک آفریدند/ یکی را نیز امروزی و تازه، یکی را هم کلاسیک آفریدند/ یکی آرام و بیآزار و عاجز، یکی را تند و ریتمیک آفریدند/ یکی را خنده بر لب کرده آپدیت، یکی را هم تراژیک آفریدند
اسدالله امرایی |
۱۹ آبان ۱۳۸۸
سام شپارد/ اسدالله امرایی: به تکه سیمانی روی پیشخان آشپزخانه خیره میشوم. یک طرفش صاف و تخت است و رنگی - فیروزهای تند و بنفش با یک نوار باریک زرد که آن را به دو قسمت تقسيم کرده. به نظرم، رنگ اسپری است، شاید هم تکهای از شعار دیوارنوشتهای باشد. آن طرفش شکسته و زبر است و مصالح آن پیداست؛ سنگهای کوچک صاف که انگار از اعماق جنگلها آورده بودند.
محمود فرجامی |
۱۸ آبان ۱۳۸۸
حکایت ما و دکتر کردان مصداق همان ضرب المثل شده است که «من پوستین را رها میکنم پوستین مرا راها نمیکند».
چند وقت پیش خبر رسید که ایشان به خاطر معالجه بیماری سختی که به آن مبتلا شده است به لندن رفته است و پیشنهاد شد حالا که ایشان اوضاع جسمانی مناسبی ندارد ما هم دست از سر ایشان برداریم. ما هم دست از سر ایشان برداشتیم. اما ایشان گویا دست بردار نیست...
محمد جاوید |
۱۶ آبان ۱۳۸۸
گرکه بر صفاریان آید فرود، فحشها باشد سزای لنگه کفش/ شیخ اصلاحات چون گردد هدف، از برای پاشنههای لنگه کفش/ صد ماشاالله و هزاران آفرین، میشود اجر و جزای لنگه کفش/ بر سر آن کس که با ما جور نیست، میخورد درد و بلای لنگه کفش
فاضل ترکمن |
۱۵ آبان ۱۳۸۸
تا هست خوراک زیر میزی، دورید شما هم از مریضی/ لاغر نه! شما همیشه چاقید!، آری، به خدا نمیشه! چاقید!/ ویلای قشنگ و باغ دارید، هرجا بشود اتاق دارید:/ در مشهد و ساری و ری و قم، گور پدر تمام مردم!
مهمان سایت |
۱۴ آبان ۱۳۸۸
خلیل جوادی-
سران کشورا که جمعن اونجا، از آسیا گرفته تا اروپا/ کُلّهم اجمعین بخوان یا نخوان، با «تُوپولُف» همّه رو بفرس بیان/ بگو که سالم برسن به این سر، یا اگه مُردن فبها، چه بهتر/ میخوایم از اینا اعتراف بگیریم، ما توی اینجور کارا بینظیریم/ فریب انگلیسیا رو خوردیم، دنیارو دست کافرا سپردیم/ یکیش «حسین باراک اوباما»ی بد، این آدم سیاهروی مرتد
محمود فرجامی |
۱۲ آبان ۱۳۸۸
يك زماني اصلاحطلب بودن مورد اقبال قرار گرفت، بلافاصله اين جنس در قالب تشكلهاي ريز و درشت اصلاحطلب و در انواع طيفها از سوي اين نخبهها كه مظنه بازار دستشان بود در تيراژ انبوه به بازار عرضه شد كه هر چند كيفيت لازم را نداشت اما بهخاطر ارزان بودن آن، به راحتي توسط همگان قابل دسترس بود. به همين ترتيب چند وقت بعد كه اصولگرايي سكه رايج بازار شد...
محمدعلی مومنی |
۱۲ آبان ۱۳۸۸
برای شرکت در راهپیمایی سیزده آبان از حمل هرگونه سلاح سرد شامل کفش، گوجه و تخم مرغ و نیز سلاح گرم شامل گوجه پخته، تخم مرغ آبپز و کفش بوداده خودداری کنید. در واقع پوشیدن کفش در این راهپیمایی به سبب مسائل امنیتی ممنوع است.
محمدعلی مومنی |
۱۰ آبان ۱۳۸۸
اگر یادتان باشد هفتهی پیش در مانوری یک جوان سبزپوش بازداشت شد. همان بهتر هم که بازداشت شد. چون قصد داشته در مانور اغتشاش ایجاد کند. حالا مانور است که باشد. اصلا مانور و غیر مانور نداریم که. گزارشی از جلسهی هماهنگی و آغاز مانور نشان میدهد حقش بوده که بازداشت بشود. به این گزارش دقت و خودتان قضاوت کنید
محمد جاوید |
۱۰ آبان ۱۳۸۸
با طرح تحول شدم از غم آزاد، یارانه برو خدا به همراهت باد/ حالا باید به داد یاران برسیم، لبنان و عراق و طفلکی دولت چاد