داشتن شورايي انقلابي كه صلاحيت آن را داشته باشد كه در سطوح عالي و بهطور كاملا فرهنگي نسبت به نامگذاري روزها اقدام كند نعمت بزرگي است كه همچون بسياري از نعمتهاي بزرگ ديگر، به دلايل نامعلومي خداوند فقط آن را به ما ارزاني داشته است.
«شوراي عالي انقلاب فرهنگي»، يعني همين نعمت بزرگي كه ذكر خيرش رفت اخيرا پنج مناسبت ديگر را به تقويمها اضافه كرد تا خداي ناكرده از اين حيث هيچ كمبودي نداشته باشيم. خوشبختانه اين شورا همچنان به كار خود كه گويا يكي از مهمترين وظايفش يافتن مناسبتها و سالگردها براي ثبت در تقويمهاست، ادامه ميدهد و آنقدر در اين وظيفه دقيق شدهاست كه به زودي 365 روزي كه تقويمهاي شمسي دارند كم خواهد آمد و مجبور خواهيم شد براي جايابي ششصد، هفتصد مناسبتي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درج آنها در تقويم را ضروري تشخيص خواهد داد فكري بكنيم. البته این عدد ششصد هفتصد را به طور حداقلی گفتم؛ شما فکر می کنید وقتی قرار باشد "سالروز شهادت سید علی اندرزگو" به تقویم ملی راه پیدا کند، چند هزار نفر دیگر فقط از همین راسته پشت سر مرحوم اندرزگو صف کشیده باشند؟
جالب اينجاست كه اين نهاد انقلابي- فرهنگي فقط در مورد ثبت روزها و مناسبتهاي «ملي» وظيفه دارد (يا فكر ميكند وظيفه دارد) اما تابهحال بسياري از روزهايي را كه به مناسبتي خاص اعلام كرده و نام «روز ملي فلان» را به آنها داده به سالروز قمري هستند و براي یافتن اين روزهاي «ملي» بايد شمس و قمر را روي هم تطبيق داد! قبول ندارید؟ به من بگویید "روزملی دختران" که از ابداعات سال های اخیر این شوراست در سال آینده چه روزی است؟
همين نشان ميدهد كه به خاطر پيشبينيپذير نبودن روزها و مناسبتهاي ابداعي اين شوراي انقلابي و فرهنگي محترم كه هر روز بر توليد انبوه خود ميافزايد، پيشنهادهايي مثل تقسيم روزها و مناسبتهاي آنها به پيش از ظهر و بعد از ظهر نتيجهبخش نيست. چون اصولا معلوم نيست بسياري از مناسبتهاي ملي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي بخشنامه كرده است با كداميك از مناسبتهاي ملي تاق و جفت ميشود كه بعد بتوان مثلا پيشنهاد داد كه نيمي از فلان روز، روز ملي بهمان باشد و نيمه ديگرش روز ملي بيسار. آمديم نيمه اول روز يازدهم مرداد را «روز ملي مديريت و دكتري» لقب داديم اما دو سال بعد، بعد از ظهر همان روز «روز ملي عدالت و رفع تبعيض اداري» كه در تقويم قمري در حال گردش است با آن برابر افتاد. آیا ميشود نيمه اول يك روز با صدها مدير دولتي با مدرك دكتري جلسه گذاشت و به آنها لوح تقدير داد و بعد از ظهر همان روز آنها را براي ارائه مدارك كيلويي و تقلبي توبيخ كرد؟! از اين گذشته وقتي كه مناسبتها و روزهاي ملي از حد وقايع و اشخاص تاريخي مورد قبول قاطبه مردم به حد وقايع و اشخاص مورد علاقه اعضاي محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه ممكن است سال آينده نظرشان تغيير كند، ارتقا مييابد؛ چه لزومي دارد كه چنين مناسبتهايي هر سال تكرار و يادآوري شوند؟
از اين رو شايد بهتر باشد از اين شوراي محترم و فعال بخواهيم در ابتداي هر سال دفترچه رمزي به ما ارائه كند كه در آن بهطور دقيق و منسجم مناسبتهاي ملي هر روز را براي همان سال يادآور شده باشد. مثلا براي هر روز ما چيزي در حدود 5 تا 15 مناسبت داشته باشيم كه خوب باهم جفت و جور شده باشند اما لزومي نداشته باشد سال آينده شمسي يا قمري بعدي، همان مناسبتها را داشته باشيم بلكه بسته به نظر اعضاي شورا در سال بعد، بعضي از آنها قابل حذف باشند. اينطوري شانس جا گرفتن سايرين در فهرست ملي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بيشتر ميشود.
اين كار منافع بسيار زيادي دارد كه بعضي از آنها جانبي ولي بسيار مهم هستند. مثلا با انجام چنين كاري عملا دفترچه خاطرات و سررسيدهاي نامه كه طبق بخشنامههاي وزارت ارشاد و شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد مناسبتهاي رسمي در آنها درج شده باشد، چنان به خاطر فهرست كردن مناسبتها رسمي هر روز اشغال ميشود كه ديگر براي نوشتن خاطرات و وقايع روزانه در هيچ صفحهاي از آنها جايي نميماند و با حذف وقايعنگاريهاي غيررسمي اندك اندك تاريخ به همان صورتي درخواهد آمد كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي دوستش دارد: تاريخ تقويم رسمي!