دوباره خنده به لبهایت، تنیده هالهی حیرانی
تو خنده میکنی اما خود دلیل ِ خنده نمیدانی
هزار چشم تلسکوپی ز بعد حادثه میچیند
در آسمان نگاه تو ستارههای پریشانی
غرنگ ِ هی هی خاموشی، رفیق ِ عهد ِ فراموشی
کسی سکوت نمیفهمد در اعتیاد سخنرانی
ترانههای سفر کرده، همیشه باز نمیآید
چقدر فاصله میافتد میان ِ حیرت و ویرانی
به روی چهرهی خاموشت، سکوت رقص ِ الفبا شد
خبرنگار ِ نهان دارد یکی، گزارش ِ پنهانی
امان از این لب ِ پرخنده: کنایههای خیالاتی
همیشه باد به لبهایت برای بیمهی سگ جانی
اکتوبر 2009