بحث اثرات سو پارازیتها بر روی سلامتی انسان اخیرا بالا گرفته است. قاعدتا میدانید که منظور از «پارازیت» همان پارازیتهایی است که برای اختلال در دریافت شبکههای ماهوارهای فرستاده میشوند و احتمالا منظور از «انسان» هم ما هستیم! همین خودش میتواند خبر خوبی تلقی شود چون نشان میدهد سایر چیزهایی که اثرات بسیار نامطلوبی بر روی سلامتی انسان میگذارند چندیست که فروکش کردهاند (یا دست کم توی خیابان دیده نمیشوند) که بحث به اثرات پارازیتها بر روی سلامتی کشیده شده است.
در خصوص این پارازیتها و اثرات آنها نظرات گوناگونی وجود دارد که مثل همیشه از انکار کلی شروع شود و تا تایید ضمنی و ارائه گزارشها و نظرات کارشناسی گوناگون و متضاد در مود منشا آنها و اثراتشان بر روی سلامتی انسان پیش میرود. اما همچنان هیچ نهادی مسئولیت ارسال آنها را نمیپذیرد.
خوشبختانه خبرنگار ما توانسته است تا با یکی از آنتنهای ارسال این امواج گفتگوی صریح و سریعی انجام دهد که ذیلا عینا میآید:
لطفا خودتان را معرفی کنید.
داداش ما معروف و معرفی شدهایم. شوما خودتو معرفی کن.
من...
لازم نکرده. اصلا تو کی هستی که جلوی ما من من بکنی. برو سر اصل کلومت.
میخواستم درباره اثرات شما بر...
اونش دیگه به خودمون مربوطه. ببینم شوما با اثرات ما مشکلی داری؟
میگویند بر روی سلامتی انسان اثرات نامطلوبی ...
اولندش که هنوز چیزی ثابت نشده. دویمندش گیریم که داشته باشیم. زورمون زیاده اصلا حال کردیم حال همهتونو بگیریم. مشکلی هست؟
خب این که درست نیست.
چی؟ چی؟... چی گفتی؟... درست نیست؟!... زرت و پرت اضافی موقوف... به صد تا سیگنال بالاتره از تو هم نیومده واسه ما لیچار بگه که چی درسته چی غلط... برو رد کارت تا نزدم کورت کنم.
مگر شما کور هم میتوانید بکنید؟
هه... آقا رو! ما همین الانشم روزی ده تا اجاق کور میکنیم. فکر کردی ما رو با این مخارج کمرشیکن نشوندن اینجا که فقط نذاریم شماها فیلما و اخبار و ترانههای بدبد تماشا بکنین؟ نه داداش ما نونمونو حلال می کنیم. بیست سی برابر یه دکل مخابراتی خرجمونه، بیست سی برابر هم خدمت می کنیم. کنترل جمعیت فقط یکیشه!
ولی...
بیشین بینیم بابا... تو اصلا کی هستی بخوای واسه ما ولی بیاری.
آخه...
آخه بی آخه... حرفت بزن برو کنار بذار باد بیاد نسناس!
آخه شما که نمی گذارید من حرف بزنم.
پس چی؟ پارازیت همینه... اگه میخواستیم بذاریم شوما حرفتو بزنی دیگه چه پارازیتی؟ چه کشکی؟ چه پشمی؟... ولی چون دلم واست سوخته دیگه تو حرفت پارازیت نمیرفستم. بگو.
ببخشید شما چرا دلتان برای من سوخته؟
البت که این شکرخوریها که از ما سوال پرسیده بشه به کسی نیومده. ولی چون دلم واست سوخته بهت میگم که واسه این دلم برات سوخته که تا همین الانشم سردرد امشب و سرگیجه فردا و دل آشوبه یک هفتهای و مشکلات اجاقی بعدی رو افتادی!
منظور شما از مشکلات اجاقی را متوجه نمی شوم ولی سردرد و سرگیجه و مشکلات گوارشی را ما همیشه داریم.
خب پس معلومهسایر رفقا که جاهای مختلف تحت تیولشونه؛ وظیفهشونو خوب انجوم میدن. مشکلات اجاقی رو هم وقتی بچهات نشد یا یه دختر کاکل زری با هشت تا پا و دو تا شاخ روی گوشش واست به دنیا اومد می فهمی!
سوال من این هست که شما از کجا آمدهاید؟
برو جوجه بهت رو دادم پررو نشو... مجلس و وزارت بهداشتش با اون دبدبه و کبکبه شیش سال آزگاره که نتونستن از این جور استنطاقها از ما بکشن؛ اون وقت توی چالغوز از ما سوال میپرسی؟ بزنم کورت کنم؟
علیالظاهر پیش از شما دوستانتان زحمت کور کردن ما را کشیدهاند!
خف کن بابا... این جای دستت درد نکنهتونه که اینجا نشستیم کلونتری محلهتون رو میکنیم که یه وقت امواج نامحرم نیان تو خونه هاتون؟
ولی آخر به چه قیمتی؟
به هر قیمتی... قیمت میمت ما اصلا حالیمون نیست. اوستامون ما و بر و بچ رو نشونده گفته به هر قیمتی نمی ذارین موج نامحرم از گذرتون رد شه. حالیته؟
اوستای شما کی هست؟
به شوماها نیومده راجب اوستای ما چیزی بپرسین و بدونین. فقط بدونین که خیر و صلاحتون رو بهتر از خودتون میفهمه.
آیاواقعیت دارد که شما باعث سرطان...
بسه دیگه... اینقدر حرف زدی که نزدیک بود بهنود از زیر دستم رد شه... برو دیگه تا فرکانسم رو بیشتر نکردم که یه سرطان قد تیله تو مخت درست کنم.
از وقتی که در اختیار ما...
هرری!

