آی طنز > محمدعلی مومنی > خدا 24 ساعته با آنهاست!

خدا 24 ساعته با آنهاست!

محمدعلی مومنی | ۴ آبان ۱۳۸۸

همسایه‌ی سمت راستی ما یک سبک ویژه‌ای برای خودش اختراع کرده است که در دنیا نظیر ندارد و هرگز کسی هم نمی‌تواند روی دست آنها بلند شود. این روش خارق‌العاده «استدلال سیال» نام دارد. این روش از هزاران انرژی هسته‌ای و ... که «حق مسلم ماست» هم قدرتش بیشترش است و هیچکس مقابل آن توان ایستادگی ندارد و همگی مجبور می‌شوند سر خودشان را بکوبند به دیوار. البته برعکس انرژی هسته‌ای این روش «حق مسلم ماست» نیست و تنها حق مسلم عده‌ای محدود است. انرژی هسته‌ای با تمام ادعایش زیر شاخه‌ی این روش بدیع است. این روش در مجادله‌ی آنها با خانواده‌‌ی ما بسیار به کار گرفته می‌شود و باعث می‌شود همیشه آنها بسیار بسیار پیروز باشند و صدای عروسی از آنها متصاعد شود.
مثلا وقتی در بحث‌ها ما با چنته‌ی پر وارد می‌شویم می‌گویند: سفسطه، وقتی خودشان دلیل می‌‌آورند، می‌شود سند حقانیت.
وقتی ما حرفی نداریم یعنی: کم آورده‌ایم، آنها حرفی ندارند یعنی: مظلومیت!

وقتی عده‌ای دور ما جمع می‌شوند، می‌گویند: فهم اکثرهم لایعقلون. خودشان هم می‌شوند مظلوم و تاکید بر آنکه حقیقت همیشه غریب بوده است و هزار جور مشابهت تاریخی هم با سریچ اضافه می‌کنند.
وقتی عده‌‌ای دور آنها جمع می‌شوند، می‌گویند: آگاهی عمومی، بیداری وجدان عمومی و رویگردانی مردم از باطل.
برای این یکی البته مشابهت تاریخی جور نمی‌کنند و می‌گویند برای اولین بار در تاریخ اتفاق افتاده.

یک وقت‌هایی اندکی مجادله به جاهای باریک می‌رسد و طرفین به نوازش هم مشغول می شوند. وقتی آنها می‌زنند می‌شود: دست خدا با آنهاست! و خدا ما را خوار نموده است.
اگر کاری نکنیم یعنی سوسول هستیم و ماست هستیم و شیر برنج و دانشجو! وقتی دفاع می‌کنیم، می‌گویند: مدعیان آرامش چهره‌ی واقعی‌شان را رو کردند. خاک بر سرشان!

اگر ما شروع به گفتگو با مردم کنیم داریم غوغاسالاری می‌کنیم، و کسانی زیر پای ما نشسته‌اند و داریم نرم‌بازی و سوسول‌بازی از خودمان در می‌آوریم و گفتگوشوندگان پشیزی ارزش ندارند و خدا ارزشش از همه‌ی اینها بیشتر است و طبق روال خدا همیشه طرفدار آنهاست.
اگر آنها با مردم وارد گفتگو شوند، روح حق‌خواهی و حق‌طلبی همسایه‌ها زنده شده است و البته خدا همچنان با این عزیزان است و خدا + همسایه‌ها = ما دیگر برویم گم بشویم.

اگر موقع مجادله ما عصبانی شویم یعنی ما تروریست و خشونت‌طلب هستیم که ادعای آرامش می‌کنیم. اگر آنها عصبانی شوند، مظهر غیرتمندی و عزت‌طلبی است و خاک بر سر ما که عصبانی نشده‌ایم و خودمان را لو داده‌ایم. اگر بی‌گناه بودیم عصبانی می‌شدیم!
اگر همان موقع عصبانی شویم باز هم خودمان را لو داده‌ایم که برای ردگم‌کنی عصبانی شده‌ایم.

گاهی کار به وساطت چهار تا بزرگتر می‌رسد. بزرگتر وقتی به نفع آنها رای می‌دهد، می‌شود پیروزی بزرگ و حقارت ما.
وقتی به نفع ما رای می‌دهند: باز هم می‌شود پیروزی آنها و حقارت ما.
هنوز هیچ یک از استدلالیون نتوانسته منطق استدلال این عزیزان را کشف کند که چگونه در همه‌ی صحنه‌ها پیروز هستند.

همین واسطه‌ی پیرمردی است که وقتی به نفع آنها رای می‌دهد می‌شود مظهر خرد و بزرگی، و خدا به وسیله‌ی او ما را تحقیر کرده است.
وقتی پیرمرد به نفع ما رای بدهد می‌شود پیر خرفت جاهل فریب‌خورده‌ و خدا به این وسیله دست ما را رو کرده و دسیسه‌های ما را نقش بر آب کرده است.

گفتیم حالا که پیر خرفت است برویم سراغ جوانی که اینها «استدلال سیال»‌شان کمی قرار بیابد.

جوان وقتی به نفع آنها رای می‌دهد می‌شود هلو، و خدا خواسته ما را تحقیر کند. (نمی‌دانم خدا به غیر ما کس دیگری را ندارد که تحقیر کند؟!)
وقتی جوان به نفع آنها رای می‌دهد می‌شود شفتالو و خدا طبق روال وظیفه‌‌اش را درباره‌ی ما انجام داده‌است!

طرف اگر باسواد باشد و به نفع ما رای بدهد می‌شود جوانکی که در دانشگاه معلوم نیست چه خزغبلاتی در مخش فرو کرده‌اند و این مایه‌ی ننگ ما حساب می شود. حالا اگر همان جوان به نفع آنها رای بدهد جوانی است که نور خدا به او تابیده و او وسیله‌ای بوده است از طرف خدا که حال ما را بگیرد و خداوند او را حفظ می‌کند.

یکبار به زیرکی جوان در حین تعریف و تمجید آنها ناگهان اعلام کرد که حق با آنها نیست و حق با ماست.
اعلام کردند که اینها نرم نرمک معلوم نیست چکار کرده‌اند و خدا او را ناگهان رها کرده است که برود به دَرَک و او لیاقت بودن نداشته است.

اگر فردی که در میانجی‌گری باسابقه‌ است به نفع ما رای بدهد که می‌گویند سابقه افراد مهم نیست و ملاک حال افراد است.
اگر به نفع آنها رای بدهد هزار جور مدرک می‌آورند که او از روز ازل حق‌طلب بوده و او چنان بوده و چنین بوده.
اگر ناگهان نظرش عوض شود، مدارک موجود جعلی محسوب می‌شود. اگر ناگهان باز نظرش را به نفع آنها برگرداند می‌گویند: غلط کرده است هر کس بگوید جعلی. تشکیک در این مدارک فرشتگاندهان او را گل بگیرند.

استدلالیون ابتدا تصمیم گرفتند بروند پنبه‌ی روش آنها را بزنند. گفتند: تحمل شنیدن صدای ما را نداشتند.
استدلالیون بی‌خیال شدند، گفتند: کم آوردند!
در هر دو حالت فوق خدا خواسته است ما را نحقیر کند!

نتیجه‌ی مشترک سایر مراحل مجادله‌ی ما این است که خدا بصورت مداوم در حال گرفتن حال ما می‌باشد و چشم دیدن ما را ندارد!

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.