محمود فرجامی |
۹ آبان ۱۳۸۸
شوراي عالي انقلاب فرهنگي اخيرا پنج مناسبت ديگر را به تقويمها اضافه كرد تا خداي ناكرده از اين حيث هيچ كمبودي نداشته باشيم. خوشبختانه اين شورا همچنان به كار خود كه گويا يكي از مهمترين وظايفش يافتن مناسبتها و سالگردها براي ثبت در تقويمهاست، ادامه ميدهد و آنقدر در اين وظيفه دقيق شدهاست كه به زودي 365 روزي كه تقويمهاي شمسي دارند كم خواهد آمد و مجبور خواهيم شد...
مهمان سایت |
۵ آبان ۱۳۸۸
رضا رفیع - هرکسی یک جور پارازیت را ول میکند، جور یا ناجور، پارازیت را ول میکند/ اهل پارازیت را معذور میدار ای عزیز!، طبق «المأمور، المعذور»پارازیت را ول میکند/ ماهواره هرکه بیند، چون ببیند داخلش، هست لخت و عور، پارازیت را ول میکند/ یک نفر از اهل بخیه گفت: پارازیت چیست؟، گفتمش بدجور پارازیت را ول میکند
کاکه تیغون |
۵ آبان ۱۳۸۸
یک روز میرسد که مرا آب میبرد، و آنهم که آبهای کناراب میبرد/ تا دور ِ دور تا لب دریای گنگ، نه!، تا قعر ِقعر ِ گندهی گنداب میبرد/ بعداً که بوی بد به مشام فلک رسید، دستی به غار بینی مهتاب میبرد/ آبم نبرد، حاجت حرف اضافه نیست، شیخالرییس، حضرت ارباب میبرد/ با جیغ و شور و هلهله، گویی برای عیش، عکس پشک به خانهی سنجاب میبرد
محمدعلی مومنی |
۴ آبان ۱۳۸۸
همسایهی سمت راستی ما یک سبک ویژهای برای خودش اختراع کرده است به نام «استدلال سیال» که در دنیا نظیر ندارد. این روش از هزاران انرژی هستهای و ... که «حق مسلم ماست» هم قدرتش بیشترش است و هیچکس مقابل آن توان ایستادگی ندارد و همگی مجبور میشوند سر خودشان را بکوبند به دیوار. البته برعکس انرژی هستهای این روش «حق مسلم ماست» نیست و تنها حق مسلم عدهای محدود است. با این روش همیشه آنها بسیار بسیار پیروز هستند و صدای عروسی از آنها متصاعد میشود...
نسیم عرب امیری |
۶ آبان ۱۳۸۸
«این که خفتست در این خاک منم»، شاعری بیصفت و بد دهنم/ جملههایم همه تند و عصبی است، شعرهایم همگی بیادبی است/ بعد من شعر «پدر سوخته» شد، دهن اهل هنر دوخته شد/ هزلیاتی که ز سعدی برجاست، همگی حاصل کجذوقی ماست
محمد جاوید |
۳ آبان ۱۳۸۸
عموی بنده قدری دم کلفت است، هُلم داده به دربار ریاست/ به لطف بند «پ» وَ مهرهی مار، شدم ده پشت سرشار ریاست/ رییساندند من را طفلکیها، ندارم هیچ اصرار ریاست/ فک و فامیل از بالا به پایین، نمکگیرند و پروار ریاست
مهمان سایت |
۳ آبان ۱۳۸۸
معصومه پاکروان - مامان به من یا تو و یا آن شیشه شک کرد، یک پردهی توری برای شیشه آورد/ آمد و میخی بردل دیوار کوبید، یک دفعه بابای تو را آن سو ولی دید/ بابای تو زل زد به مامانم دقیقا، مامان خوشش آمد زبابای تو حتما/ چون مادرم با شیطنت آرام خندید، بابای توهم حالتش بدجور گردید/ چون مادر از آن ماجرا دلشاد گردید، هم شیشه و هم زل زدن آزاد گردید/ ناگه تمام ماجرا پیچید در هم، مامان من شد عاشق آن شیشه کم کم...
آتبین محبتی |
۳ آبان ۱۳۸۸
خجالت نمیکشند این اراجیف را به خورد ملت میدهند؟! تو را به خدا خودتان قضاوت کنید. پارتی و علیالخصوص پارتی مختلط در ایران بیشتر است یا در 1+5؟! اصلا مگر مجال میدهند که پارتی-اعم از مختلط و غیر مختلط- برگزار شود؟ ضمنا در ایران اصلا بازیای تحت عنوان «پارتیبازی» وجود خارجی ندارد. دختران خالهبازی و پسران تیلهبازی میکنند و لاغیر. حال این به اصطلاح پارتیبازی چه صیغه و متعهای است؟ والله نمیدانم!
محمود فرجامی |
۲ آبان ۱۳۸۸
آقا... آقای محترم... برادر... خسته نباشید... به خدا من گدا نیستم آقا... این که بغلمه استاد کوچیکمه... صد تا هم استاد و مدرس بیچاره تو دانشگاه الان چشم انتظارن... چند ماهه بیکارم... اینا موندن همینجور بی سر و سامون... یه آقایی کن توی جیبت دست کن یه سیصد میلیارد به این برادر کوچیکت قرض بده...
مهمان سایت |
۲۹ مهر ۱۳۸۸
سیدمحمد موسوی موید - خواهم که تو را ای بت عیار ببوسم، دور از نظر و دیدهی اغیار ببوسم/ تا نفت رسد بر سر این سفره خالی، باید بروم صورت حفار ببوسم/ هر چند که آزاد شده دیش و ریسیور، سی دی شدهی شرکت پیکسار ببوسم/ با این همه بوسی که شمردیم برایت، فرصت نشود روی تو دلدار ببوسم
کاکه تیغون |
۲۸ مهر ۱۳۸۸
دوباره خنده به لبهایت، تنیده هالهی حیرانی
تو خنده میکنی اما خود دلیل ِ خنده نمیدانی
غرنگ ِ هی هی خاموشی، رفیق ِ عهد ِ فراموشی
کسی سکوت نمیفهمد در اعتیاد سخنرانی
امان از این لب ِ پرخنده: کنایههای خیالاتی
همیشه باد به لبهایت برای بیمهی سگ جانی
محمدعلی مومنی |
۲۷ مهر ۱۳۸۸
«یک خانم بسیار مهربان در نهایت لطف و عطوفت همشر خوبشان را در جا کشتهاست. مادر شوهر برای عفو دو شرط گذاشته است که پوز هر چه آدم روشنفکر را در جا زده است.
اول اینکه با پسر دیگرش ازدواج کند و دوم اینکه نگذارد بچههایش وقتی بزرگ شدند به مدرسه بروند!» خدا شانس بدهد. حالا اگر ما بودیم، نه تنها از شوهر جدید خبری نبود، بلکه بچههایمان هم باید در آن وضعیت مدرسه هم میرفتند!
محمد جاوید |
۲۴ مهر ۱۳۸۸
من ندانم ارتباط رنگ سبز و چوب تر
«باشد اندر پرده بازیهای پنهان»، ای هوار
لیک بعد از خوردن چوب تر و آب خنک
«این سر شوریده باز آید به سامان»، ای هوار
عدهای کهریزکند ودستهای هم در اوین
دایماً یکسان نباشد نوع زندان ای هوار
محمدعلی مومنی |
۲۰ مهر ۱۳۸۸
عبدالله نوری در بازدید سنگدلانه از حجاریان باز هم او را به فساد تشویق کرده و گفته است: سعید همچنان باید فکر بکند و ما منتظر افکار او هستیم. خاتمی خود در روزهای اول به بازداشتگاه حجاریان حمله برده و ضمن انجام گفتگو او را تحت شکنجهی شدید قرار داده است. صدای ضجههای حجاریان از خانهی او شنیده میشد که التماس میکرد نزن، نزن. از این حرفها با من نزن.
مهمان سایت |
۲۰ مهر ۱۳۸۸
حسن غلامعلیفرد - ما از بیخ با انتخاب اوباما برای دریافت جایزهی صلح نوبل مخالفیم. به نظرم باید جایزه را میدادند به این عزیزان دل: 1-محمد البرادعی 2-هوگو چاوز 3-منصور ارضی 4-غلامحسین الهام 5-جواد لاریجانی 6-غزت ضرغامی 7-بازجوی ابطحی 8-رحیم مشائی 9-استقلال و پرپولیس 10-مسعود دهنمکی 11-صادق محصولی 12-کامران دانشجو 13-حسین شریعتمداری. حالا چرا این عزیزان؟ عرض میکنم...
کاکه تیغون |
۱۹ مهر ۱۳۸۸
یک شبی خشمید برخود داروین، زد شپوی خویش راسا ً برزمین/ گفت «او مای گاد» کشفم پشم شد، رفته رفته راه دوزخ لشم شد/ در گمان بودم چه کشفی کردهام، لااقل ترکاندهام صد دانه بم/ اینکه پشت آدم از بوزینه است، معذرت میخواهم ای آدمپرست/ چیست؟ ای بابای آدم! این دوپا، واقعا ً میباشد از جنس شما؟
محمود فرجامی |
۱۹ مهر ۱۳۸۸
منظور از «پارازیت» همان پارازیتهایی است که برای اختلال در دریافت شبکههای ماهوارهای فرستاده میشوند و احتمالا منظور از «انسان» هم ما هستیم! همین خودش میتواند خبر خوبی تلقی شود چون نشان میدهد سایر چیزهایی که اثرات بسیار نامطلوبی بر روی سلامتی انسان میگذارند چندیست که فروکش کردهاند. با یکی از آنتنهای ارسال این امواج گفتگوی صریح و سریعی انجام شده که میخوانید.
محمد جاوید |
۱۴ مهر ۱۳۸۸
گرگم به هوا بازی هر روز کنم با او، یک روز شود گرگ و یک روز کمین باشم/ وبلاگ طرف را من، هر روز نمایم آپ، چه(تووی اوین) باشم چه کشور چین باشم/ هرچند گرفتارم اما به خدا با او، در داخل سلولش هر روز قرین یاشم
مصطفی محمودیان |
۱۶ مهر ۱۳۸۸
با توجه به اینکه طرح انتقال سازمان ملل از نیویورک هنوز همینطور بلاتکلیف در کمیسیونهای مجلس سرگردان می باشد و با توجه به اینکه صندلیهای سازمان ملل کلا یک سری عیب و ایراداتی دارد که باعث می شود حضار در زمان سخنرانی نماینده ایران از روی صندلی بلند شده و سالن را ترک کنند و با توجه به اینکه ...
محمود فرجامی |
۱۴ مهر ۱۳۸۸
حالا که قرار است بر روی صادرات غیرنفتی متمرکز شویم بعضی از اکازیونهای انسانی کشورمان را که قطعا در دنیا بینظیر هستند با قیمت مناسبی حراج کنیم. در زیر بعضی از اجناس مورد نظر با شرح مختصری از خصوصیات و قیمت پایه ارائه شدهاند که البته برای جلوگیری از لو رفتن اطلاعات محرمانه اقتصادی، به جای نام کالاهای مذکور حروف لاتین گذاشته شده است
مهمان سایت |
۱۴ مهر ۱۳۸۸
حامد حبیبی - مسوول ادارهی مبارزه با برگزاری اختتامیهی جوایز ادبی غیردولتی اعلام کرد: با برگزاری مراسم ادبی تحت پوشش مراسم ختنه سوران به شدت برخورد خواهد کرد. ی از کشف یک محموله شیرینی دانمارکی خبر داد که قرار بود پس از ورود از مرز ترکیه در یک مسابقه ی ادبی پخش شود.
مهمان سایت |
۱۲ مهر ۱۳۸۸
چند روز پیش بازجوی محمدعلی ابطحی وبلاگ او را به روز کرد. بعضیها در اصالت این نوشته شک کردند. مطابق ایمیلی که خود شخص بازجو برای آیطنز فرستاده، متن اصلی به همراه بخشهای محذوف آن با امضای ایشان واصل شده است که برای تکدیر افکار عمومی منتشر میشود... او امروز مهمان سایت است و متن او برای نخستین بار در «آی طنز» منتشر میشود.
مهمان سایت |
۱۲ مهر ۱۳۸۸
موسیو گلابی - توی ورزشگاه داد میزنند یاحسین و یک چیزی هم در ادامهاش میگویند که نمیشود شنید. یکدفعه صدایشان قطع میشود. آدم نمیتواند بفهمد ملت فهیم و بهترین تماشاگران دنیا چه میگویند! از پدرم میپرسم. اخم میکند و میگوید بچه این حرفها به تو نیامده. یکجوری قیافهاش را ناراحت میکند انگار تقصیر من است که استقلال نمیتواند ببرد. خب به جای این کارها برود تیمش را قوی کند!
محمود فرجامی |
۱۱ مهر ۱۳۸۸
نظر به اینکه پس از سالها سرانجام تصویر سازهای موسیقی در تلویزیون ایران نمایش داده شدند مجلس جشن و سروری در میان سازها برپا شد. سازها به دعوت آقای تار دور هم جمع شدند تا از بانیان این امر خیر تشکر کنند اما ...
محمد جاوید |
۹ مهر ۱۳۸۸
عبدالله نصیری، رئیس روابط عمومی سازمان حج و زیارت اعلام کرد: «تنها راه برای دختران دانشجویی که میخواهند به حج عمره بروند این است که ازدواج كنند»ِ