آی طنز > محسن اشتیاقی > فیتیله‌پیچ کردن مقامات موسیقی

فیتیله‌پیچ کردن مقامات موسیقی

محسن اشتیاقی | ۷ مهر ۱۳۸۸

پیوند ناگسستنی بین «ادبیات» و «موسیقی» بر اهل نظر پوشیده نیست. عجیب اینکه هرکدام از این دو، در نهایت خود هم باشند، در اثر نشست و برخاست با دیگری حال و هوای تازه‌تری یافته و کامل‌تر و بالنده‌تر می‌شوند. بی‌خود نگفته‌اند اگر گفته‌اند که: «کمال همنشین در من اثر کرد».

دیرگاهی است که این مقوله مورد عنایت اندیشمندان و ادیبان قرار گرفته است، برخی از اکابر قوم نیز در این باب، سنگ تمام گذاشته و تا فیهاخالدون موضوع را درآورده‌اند. کتاب گران‌سنگ و ارزش‌مند «موسیقی شعر» اثر جاویدان استاد «دکتر شفیعی کدکنی» شاهدی بر راستی این گفتار است. کاری درخور و شایسته‌ی چندباره خوانی.
شاید غول دوست داشتنی ادبیات ایران، زنده یاد «احمد شاملو» نیز بر طرح تفکیک و سالم‌سازی این دو به معنای عام از یکدیگر تأکید داشت. او «موسیقی» را درون پیکر «شعر» می‌خواست و نه آویزان به آن! و از همین رهگذر، «شعر سپید» را بنیان گذاشت تا پیوندی درونی بین شعر و موسیقی ایجاد کند که از بادِ یاران نیابد گزند! باشد تا شنوندگان یک‌صدا بگویند: پیوندشان مبارک!
علی‌رغم این مجاهدت‌های بعضا شبانه‌روزی، متاسفانه هنوز گره‌های بسیاری از این داستان ناگشوده مانده است. به نظر می‌رسد که پیشینیان و معاصرین در این حوزه نیز سلیقه‌ای عمل کرده‌اند. آنها غالبا دامنه‌ی کند و کاو خود را محدود کرده و به برخی از گونه‌های این دو هنر خاطرخواه یکدیگر توجه و از بقیه نقاط برجسته‌ی نام‌بردگان چشم‌پوشی کرده‌اند. غافل از اینکه باید با حفظ ارزش‌ها، اصول و موازین، ابتدا براندازی کامل و غیر نرمی(!)، از این دو هیکل داشته باشند و در ادامه از تمام ظرفیت‌ها، ظرائف و برجستگی‌های در دسترس نام‌بردگان، استفاده‌ی شرعی و شعری کافی ببرند. در این حوزه، آنچه بیشتر نمود داشته، پیوند دائمی موسیقی سنتی با شعر کلاسیک (خصوصا از نوع غزل، مثنوی، رباعی و دوبیتی) بوده است. گویی سایر گونه‌های موسیقی و سایر قالب‌های شعری، داخل آدم نبوده‌اند.

الحمدلله به‌مرور زمان و با راه افتادن جریان تبادلات و تهاجمات فرهنگی بین اقوام و کشورها، کوره راهی برای آشنایی انواع دیگر موسیقی با سایر گونه‌های ادبیات گشوده شد و در برخی موارد، با تلاش بی‌وقفه‌ی علاقه‌مندان سینه‌چاک، این آشنایی به مراسم نامزدی و پیوند موقت شرعی شعر و موسیقی انجامید.

در روزگار ما خیلی چیزها عوض (/عوضی) شده‌اند. جوانان دیگر حوصله‌ی انتظارهای طولانی را ندارند و مثل پیشینیان خود به هیچ تنابنده‌ای التماس نمی‌کنند که خبری به(/از) یارشان برساند. دیگر محال است در جایی بشنوید که: «کفتر کاکل به‌سر ... های های... این خبر از من ببر ... وای! وای! ... بگو به یارم : ...» و الخ!
اما محتمل است که در گوشه و کنار با صدای امیدوارانه‌ای بشنوید که: «بسه، بسه، بسه انتظار! ... عشق تو خیلی برام مقدسه... انتظار - عزیز من!- دیگه بسه!»

لذا هم‌چنان که تکنولوژی و ایمیل، جای کبوتران کاکل به‌سر نامه بر را گرفت و باعث شد که فرایند ارسال و دریافت نامه، از چند ماه و چند روز به کسری از ثانیه بدل شود، در مورد برقراری پیوند بین ادبیات و موسیقی نیز، همین اتفاق افتاده است. امروزه کمتر کسی حوصله‌ی در صف ایستادن و سماق مکیدن را دارد. اینکه یک تیم موزیسین مدت‌ها انرژی، وقت و هزینه را صرف ساخت و تنظیم موسیقی نماید و هی گوشه‌های مختلفش را صاف‌کاری کند، یا شاعری برای تولد و تولید شعر و ترانه‌ی مورد نظر، هی رو به قبله بخوابد یا عمود بر آن بنشیند و زور بزند و فسفر بسوزاند، اصلا و ابدا توی کت و کول نسل جوان نمی‌رود. بی‌خود نبوده که مصرف بالا می‌رفته است! متاسفانه برخی نااهلان، به هیچ‌وجه من الوجوه، اهمیتی برای «اصلاح الگوی مصرف» قائل نیستند و هرجا که از اصلاح و اصلاحات سخن می‌رود، فی‌الفور فلنگ را بسته و از آنجا در می‌روند! جا دارد برادران ارزشی، در این راستاها، فرهنگ سازی نمایند.

به نظر صائب اینجانب، باید برای رشد و اعتلای این فرهنگ و تسربع در انجام این پیوند مبارک، محققین دست به قلم، دست بردارند و گریبان گذشتگان و درگذشتگان را ول کنند و تمام هم و غم خود را روی افزایش سرعت و کارایی این قضیه بگذارند.
جای خوشوقتی است که بسیاری از جوانان مستعد و جویای نام، به ندای «هل من ناصر ینصرنی» ما لبیک گفته، این مهم را دست گرفته‌اند و سه شیفته روی آن کار می‌کنند. برخی از آنها با کار گروهی توانسته‌اند زمان تهیه و تنظیم یک آلبوم موسیقی را از یک سال به یک هفته و بعضا یک روز کاهش دهند. دور هم جمع می‌شوند و (برخی‌شان) «بسم الله» و یا «علی الله»ی می‌گویند و یا علی به امید تو! «بزن بریم به سرعت برق و باد!» ...

به چشم برهم‌ زدنی، آلبوم ساخته، هزینه‌های آن (از جیب پدر و مادر) پرداخته و به (زیر زمین) بازار انداخته می‌شود. ایکی ثانیه در سایت‌ها و وبالیگ(!) بارگذاری و منتشر و از سوی خیل مشتاقان، باربرداری(!) و دانلود می‌شود.
زبان حال یک ترانه معلوم الحال در هنگام باربرداری: «اگر بار گران بودیم، رفتیم که رفتیم!»
منتها از آنجا که برخی از هنرمندان عجول و هولکی ما، عقبه‌ی آکادمیک چندانی ندارند، بعید نیست ناگهان سر از تُرکستان (و سایر ممالکی که به «ستان» ختم به خیر می‌شود)، در بیاورند، کما اینکه دیده شده است عده‌ای از آنها به محض اینکه سری بین سرها در می‌آورند، کلیپی سر هم می‌کنند، می‌زنند به چاک جعده(!)، سر از ماچین و پاچین در می‌آورند. برخی نیز در محضر خواهر محجبه‌ی مکرمه: بانو «مریم حیدر زاده» و دیگر برادران صداشناس و خداشناس مثل برادر صاحب‌دل و صاحب‌ریش معروف: جناب آقای «حسن ستار» و ...، تست خوانندگی می‌دهند!

در حالی که به تعبیری: «و عنهم غافلون»، چرا که فقط اوست که «ستار العیوب» است. آگاهان معتقدند که برادر «ستار»، در اغلب موارد می‌زند تو برجک ایشان و (با پوزش از خواهر حیدر زاده) ذوق‌شان را کور می‌کند.
فلذاست که برخی از هنرمندان متعهد و متأهل (منجمله نگارنده) احساس خطر می‌فرمایند. در این مواقع احساسات غنی‌شده، با فعال‌سازی ساسات هنرمندان، باعث می‌شود که بطور خودجوش، جوش بیاورند و بزنند زیر ترموستات و پروستات و ...، وارد معرکه شوند و کاری کنند کارستان. منتها از آنجا که معمولا در برخی بلاد «هنرمند» قدر نمی‌بیند و لابد بر صدر نمی‌نشیند، پس غالبا کاره‌ای هم نیست که بتواند کاری بکند. البته راه نقد و نظر باز است. می‌تواند بگوید، بنویسد و پیشنهاد بدهد. بر دیگران نیز فرض است که آنها را به هیچ جایشان حساب نکنند!

در همین راستاست که نگارنده پیشنهاد اکید می‌کند: اساتید دانشکده‌های ادبیات و موسیقی، با تعریف پروژه‌های تحقیقاتی و پایان نامه‌های اسطقس‌دار در مقاطع فوق لیسانس و دکتری، دانشجویان نخبه‌ی خود را به کمک این پیشتازان بفرستند و رسالت خود را در مهندسی فرهنگی و کاهش هزینه‌های تهیه و انتشار آلبوم‌های موسیقی و به طریق اولی در اصلاح الگوی مصرف، به انجام رسانند.

برخی از عناوین حوزه‌های تحقیقاتی پیشنهادی ما عبارتند از:
- راه‌های سرودن اشعار یا تکست‌های (Text) آلبوم در چند دقیقه
- کاربرد مثل‌ها و فحش‌های مؤدبانه و غیر آن در متون مورد استفاده در ترانه‌های اعتراض‌آمیز
- روش‌های گرفتن مجوز برای محصولات بندهای قبلی از شورای شعر و ترانه با یک/چند تلفن
- جستاری در فیتیله پیچ کردن مقامات موسیقی
- روش‌های پرده‌دری، پرده‌برداری و پرده‌گذاری در دستگاه‌های موسیقی، ادبیات و سایر جاها
- روش‌های تبدیل «حسنی نگو، یه دسته گل» به رپ و پروراندن نسل رپرها در سنین مختلف
- کنکاش در میزان تأثیر و تاأثر «بوی جوی مولیان» رودکی و بوی جوی سایر خیابان‌های منتهی به آن مثل خیابان آزادی و خس و خاشاک داخل آنها با تصنیف‌های انتخاباتی مانند: «وطن ای جان و تنم، وطنم... وطنم»

در زمینه‌های بیان شده و هم‌چنین سایر موارد مشابه، نگارنده حاضر است بدون هیچ چشم‌داشتی (ولو نقدی و جنسی) با کمال حیف و میل به عنوان استاد راهنما، دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری را راهنمایی کند.
دانشجویان علاقمند تمامی دانشگاه‌های دولتی، آزاد و مازاد و غیره (به استثنای دانشگاه معلوم الحال زنجان!) می‌توانند به اینجانب مراجعه کنند. خیال‌شان تخت باشد که با دست پر مراجعت خواهند کرد.
سایر اساتیدی که می‌توان از ایشان بعنوان: استاد راهنما، استاد مشاور، استاد مدعو، استاد پروازی، استاد ذخیره، داور و ... عبارتند از:

• دکتر افشین یدالهی
• دکتر شاهکار بینش پژوه
• دکتر سیاوش قمیشی
• دکتر سیامک بهرام پرور
• دکتر محمد رضا ترکی
• دکتر محمد اصفهانی
• دکتر یغما جندقی
• دکتر یغما گلرویی
• دکتر ابن محمود
• دکتر ساسی مانکن

البته باز شایع شده است که مدارک دکترای برخی از اساتید مسلم فوق، مورد تشکیک مشتی خس و خاشاک و عده‌ای حسود و تنگ‌نظر واقع شده است. غافلند از اینکه این کاغذپاره‌ها برای ما هیچ ارزشی ندارد. مهم این است که نام‌بردگان در زمینه تخصصی خویش، مورد اعتماد ما بوده و اینکاره‌اند! من هم در عوض، شکیات این شکات را با شدت 10 ریشتر محکوم ‌مي‌کنم!
امیدوارم که خداوند این افراد کثیرالشک را در اسرع وقت مورد فضل و عنایت خود قرار دهد و به راه راست هدایت‌شان کند. آمین!

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.