محسن اشتیاقی |
۷ مهر ۱۳۸۸
شاید غول دوست داشتنی ادبیات ایران، زنده یاد «احمد شاملو» نیز بر طرح تفکیک و سالمسازی این دو به معنای عام از یکدیگر تأکید داشت. او «موسیقی» را درون پیکر «شعر» میخواست و نه آویزان به آن! و از همین رهگذر، «شعر سپید» را بنیان گذاشت تا پیوندی درونی بین شعر و موسیقی ایجاد کند که از بادِ یاران نیابد گزند! باشد تا شنوندگان یکصدا بگویند: پیوندشان مبارک!
محمود فرجامی |
۶ مهر ۱۳۸۸
در هنگام سخنرانی، به جای آنکه گمان کنید برای مشتی گوسفند دارید سخنرانی میکنید به این فکر کنید که ممکن است حاضران انسان باشند و از فهم و شعور متوسط انسانی برخوردار باشند... وقتی سخنرانی تان تمام شد، صرفا به کف زدن و بهبه گفتن هیاتی که از کشورتان به همراه خودتان آورده اید توجه نکنید، به انبوه صندلیهای خالی و معدود جماعتی که دارند می خندند و تفریح میکنند هم توجه کنید...
کاکه تیغون |
۵ مهر ۱۳۸۸
گفتی که پشت صداقت دلتنگ یک فیلم خوبی؛ در جستجویش برآیم در خواب یک سینمایی/ آلبوم عکس شرافت پر گشته از هرکثافت؛ از ماهواره گرفته تصویرهای فضایی / از دور سیمای آدم آمد به چنگش دمادم؛شاید نفهمیده بوده اعجاز آدم ربایی...
آتبین محبتی |
۲ مهر ۱۳۸۸
آریاییها از کجا به فلات ایران وارد شدند؟
الف- از مناطق سیبری روسیه
ب- از مناطق مسلمان نشین چین
ج- از بهشت هبوط کردند
د- از ازل در گرمسار ساکن بودهاند.
-کدام گزینه از مشایخ برجسته تاریخ اسلام میباشد؟
الف- شیخ سبز
ب- شیخ آلبالویی
ج- شیخ زرد چمنی
د- شیخ طوسی
محمود فرجامی |
۴ مهر ۱۳۸۸
از آنجایی که در سایهی ارتقای فرهنگی و علمی دانشگاهها در چند دههی اخیر معانی برخی از اصطلاحات قدیمی تغییر کرده و همچنین اصطلاحات جدیدی هم در حوزهی دانشگاه (با حوزه و دانشگاه اشتباه نشود که اشتباه بزرگیست!) به وجود آمده؛ فرهنگ اصطلاحات دانشگاهی نوینی نوشتهام که امید است به درد دانشجویان و به ویژه دانشجویان تازه وارد بخورد.
محمد جاوید |
۲۸ شهریور ۱۳۸۸
کرزای بشین بر سرجایت محکم
از این خس و خاشاک نخور هرگزغم
با همت و لطف بازجویان عزیز
یک روزه شود این خس و خاشاک آدم
مهمان سایت |
۳۱ شهریور ۱۳۸۸
احمد شریفی زمیدانی - درود سلام بر ملت ونزوئلا، لبنان، فلسطین، زیمباوه، زنگبار، گینه بیسائو و ترینیداد و توباگو و غیره!(ملت ایران جزو همان و غیره میباشد!) ببینید من دو تا نامه به این آقای اوباما نوشتم ایشان جواب ندادند. در آن نامه من به عنوان یک دانشگاهی و به عنوان یک نخبه این مملکت سوالاتی را مطرح کردم ولی ایشان جواب ندادند. این یعنی جوانان ما میفهمند!
اوباما: من اجازه میخواهم در مورد ماجرای آن هالهی نور صحبت کنم!
محمود فرجامی |
۳۱ شهریور ۱۳۸۸
مردي که تمام عمر خود را در پي دانشاندوزي بود در بستر مرگ افتاده بود. يکي از دوستانش به ديدن او رفت. دوست آن مرد از آن ملاقات چنين روايت ميکند که: وقتي به بالين آن دانشمند محتضر رفتم او که از شدت ضعف و بيماري ريغش چيغ شده بود* چشمانش را اندکي گشود. سپس تبسمي نمود و گفت: «آه...
مهمان سایت |
۳۱ شهریور ۱۳۸۸
رضا رفیع - خیلی از پدیده های پیشرفتهی تکنولوژیک، به خصوص در زمینهی علوم ارتباطات حسنه که در نهایت منجر به ازدحام کوچهی خوشبخت و کم شدن فاصله های غرق ابهام میشود، کانّه تیغ دو دم میمانند و چاقوی دو سر که قاعدتاً نباید دستهی خودش را ببرد؛ اما به هر حال گاهی بستگی به دسته بندیهای موجود نیز دارد. با این ابزار و آلات تکنولوژیک، هم میشود کار خلاف و خفن کرد، و هم...
مصطفی محمودیان |
۲۹ شهریور ۱۳۸۸
در این جا ما به صورت صد در صد علمی ثابت می کنیم هلوکاست افسانه است و کورههای آدم سوزی موجود هم کوره آدم سوزی نیستند. برای اثبات اینکه این کورههای آدم سوزی کوره آدم سوزی نیستند دو راه بیشتر وجود ندارد یا باید ثابت کنیم اینها کوره نیستند یا اینکه آنهایی که در این کورهها سوزانده شدند آدم نبودهاند. با توجه به اینکه شکل و شمایل...
محمد جاوید |
۲۷ شهریور ۱۳۸۸
آن كه با مهماني و جهد زياد؛ دست وپا فرمود رأي اعتماد/ خوب ميداند كه رأي آن وكيل؛ بوده در واقع به مرغ و مارمالاد/آن هتل را بعد از آن هروقت ديد؛ يادش آيد از لزوم اتحاد/ اتحاد مرغ و ماهي و كباب؛ داد او را يك شبه زور زياد...
محمدعلی مومنی |
۲۶ شهریور ۱۳۸۸
راهپیمایی برخلاف نماز با کفش انجام میشود. شعار «...آزاد باید گردد» در این راهپیمایی برای «مکان» کاربرد دارد.(البته نه هر مکانی!) و برای اشخاص استفاده نمیشود. قدس یک مکان است که آزاد باید گردد؛ «زندانی سیاسی» مکان حساب نمیشود! گاز اشکآور از مبطلات روزه میباشد. انواع خوردنیها نیز روزه را باطل میکند؛ به جز خوردن کتک و فحش که روزهی طرف مقابل را باطل میکند...
محمدعلی مومنی |
۲۴ شهریور ۱۳۸۸
ترکیه گفت: حالا چرا قاطی میکنید؟ شما که کروبی را نمیخواهید، خوب بدهیدش به کسی که میخواهد. مثلا به ما. اصلا شما بیایید اسباب و اثاثیهای را که نیاز ندارید و جلو دست و پایتان را گرفته، لیست کنید؛ ما همین فردا یک کامیون میفرستیم همه را بار بزنند و بیاورند اینجا. هم شما از شرشان راحت میشوید، هم اینکه ما کلا نیاز داریم. آقا بیا ببین قونیه چه خبر است!
محمود فرجامی |
۲۴ شهریور ۱۳۸۸
«اينترنت» نام مخفف يكي از مخوفترين سرويسهاي جاسوسي، ضدجاسوسي، خرابكاري و ضد خرابكاري دنياست كه بهمنظور خرابكاري و ايجاد دردسر و اخلال در امنيت ملي ما اختراع يا كشف شده است. اين نام مخفف نام كامل اين ارگان مخوف تحت عنوان «ارگان يا نهاد تفنگداران رودار و نامرد ترانكسشوال» (ا.ی.ن.ت.ر.ن.ت.) است كه زيانبارترين سرويس اطلاعاتي و نظامي دنياست. از ماموريت...
کاکه تیغون |
۲۲ شهریور ۱۳۸۸
هک می شویم آخرش از صفحۀ خدا؛ وبلاگ عمر میرود آن سوی قصه ها/ بیچاره چاره، یکسره آواره میشود؛ در میزند به مقصد سرگشته در هوا/ قصدش که احتجاج کند یک کمی شدید؛ هاها! هلوهلو!چه چه؟ پس پس، چرا چرا؟...
محمود فرجامی |
۱۹ شهریور ۱۳۸۸
ذبیحخان، آرتیست اول فیلم «مرد نیرودار» که خبردار شده جبار سینک طی یک دسیسه با افرادش آب پشت سدها را دزدیده و تامین آب و برق آبی آن منطقه را با مشکل مواجه کرده، در حالی که مسلسلی هفتاد منی در دست دارد با جیپش به بالای سد میرسد. سکوت مرگباری منطقه را فراگرفته و باد مرموزی میوزد.
محمد جاوید |
۱۹ شهریور ۱۳۸۸
تو را بارديگر بغل مي كنم؛ به در خواست هايت عمل مي كنم/ وبسيار هم افتخاريده ام؛ كه يك بار ديگر تورا ديده ام/ تو گويي كه با هم پسر خاله ايم؛ وهردو گرفتار يك هاله ايم/ از اين رو شدم عاشق و واله ات؛ كه هستي به فكر من و خاله ات/ تو كه دائماً خانۀ خالهاي؛ تو كه مثل من عاشق هالهاي...
محمود فرجامی |
۱۶ شهریور ۱۳۸۸
از اینکه دوباره به خانهی بخت رفتهای خوشحال شدم. به محض اینکه فهمیدم آقای بهبهانی پدر راه ایران شده به خودم لازم دیدم این نامه را بنویسم. هر چه نباشد من و شما خواهریم و هر چند که وقتی جواد آقای خیابانی توی تلویزیون اعلام کرد که آقای علیآبادی پدر ورزش ایران شده است به رویت خودت نیاوردی و یک تلفن هم برای تبریک نزدی ولی من از آن خواهرهای کینهای نیستم.
محمد جاوید |
۱۵ شهریور ۱۳۸۸
باید هلویی را به هر کشور فرستاد، باید مدیرانی زگل بهتر فرستاد/ نصف وزیران باید آن جا ماده باشند، البته باید سر به زیر و ساده باشند/ ده پُست باید داد دست هر وزیری، از منشی دولت گرفته تا دبیری/ میثاق باید بست با کل وزیران، هرکس به فرمانت نشد گوشش بپیچان
مهمان سایت |
۱۵ شهریور ۱۳۸۸
مصطفی مشایخی: پسرم گفت همین فروردین، خستهام از چت و ایمیلیدن/ آخر ارسال اساماس تاکی، شدهام عاشق و میخواهم زن/ غضبش کردم و گفتم زود است، کار و باری تو نداری جانم/ گفت با خنده که امیدم هست، به وجوهات تو و مامانم
کاکه تیغون |
۱۴ شهریور ۱۳۸۸
به ریش خویش ببند ای فلک فکاهۀ پدرود؛ مبارک است به حامد، مبارک است به محمود/ میان کابل و تهران، اشاره های فراوان؛ که رأی رأی شما نیست، رأی رأی خدا بود/ کسی به کاسۀ رأی کسی اضافه نکرده؛ غریق، خودبه خود افتاده روی بستر این رود...
حمید خوشکردار |
۱۴ شهریور ۱۳۸۸
امت محترم و فریبخوردهی اینترنت؛ در چند روز گذشته اتفاقاتی افتاد که اینجانب را از پیشنهادهایی که در سایتهای ضالهی آی طنز نخطه نت و آی طنز نخطه کام داده بودم پشیمان و نادم ساخت و باعث شد من از چنین پیشنهادهای شرمآوری به پیشگاه شما خوانندگان فریب خوردهی این دو سایت عذرخواهی کنم که مهمترین آنها تصادف یکدستگاه اتومبیل با اتومبیل اینجانب بود...
محمود فرجامی |
۱۲ شهریور ۱۳۸۸
ایرجمیرزا برای من چیزی بیشتر از یک شاعر است. دلیلش هم ساده است. از سن 7 سالگی تا 18 سالگی در محلهای زندگی کردم که نامش «ایرج میرزا» بود. البته نام رسمیاش را بولوار سیدرضی گذاشته بودند اما آن میرزا زورش بیشتر بود و هر بار سید را از میدان بدر میکرد. البته نه به طور رسمی که دولت و...
مصطفی محمودیان |
۱۱ شهریور ۱۳۸۸
شمع را چلچراغ میبینم؛ وصل را چون فراق میبینم/ آنچه زاهد برای زهد کند؛ مایه ارتزاق میبینم/ گرچه در شهر مهرورزانند؛ دست هر یک چماق میبینم/ گرچه سایتها را همه بستند؛ من خبرهای داغ میبینم/ نخبگان را چو من همینگرم؛ همه را باجناق میبینم...
مهمان سایت |
۱۱ شهریور ۱۳۸۸
داستانی از عبدالقادر بلوچ - پسرم یکهو گفت: پدر این یارو از جاهای عوضی میره. پسرم که میفهمید انگلیسی حرف زدن برایم سخته گفت: من بهش میگم که داره تقلب میکنه و ما بهش پول نمیدیم و به پلیس زنگ میزنیم. راننده پرسید: مشکلی هست آقا؟... تاکسی از جاهای بسیار خلوت و پر پیچ و خم به سرعت جلو میرفت. برایم شکی نمانده بود که کلاهبرداری حرفهای بود.
مهمان سایت |
۱۱ شهریور ۱۳۸۸
دیروز وقتی حاج حسین گفت که سعید هم از تو جایی که هست وبلاگ نوشته هم خوشحال شدم هم دلگیر.خوشحال به این خاطر که دیدم سعید که بیرون از اینجا حال و روز چندان خوبی نداشت حالا روفرم اومده و رو به بهبوده و حتی دست به قلم برده.دلگیر از اینکه چرا برادرا یه فرصت به من نمی دن تا حرف هام رو بزنم.
محمدعلی مومنی |
۱۰ شهریور ۱۳۸۸
اما در این خانه کودک 5 سالهای هم بود که دیگر صد پله نخبهتر از آن یکی بود. هر روز به صدها نفر مشاوره میداد. هر چه پدر و مادرش میگفتند تو که سواد نداری. میگفت: شما چکار دارید؟ من مشاورهام را میدهم. او روزی مشاور یکی از مقامات عالیرتبه شد و قرار شد هر روز چند صفحه نقاشی یا نوشتههایی را برای مشورت ارائه کند.
محمود فرجامی |
۱۰ شهریور ۱۳۸۸
در اینجا گفتند که رییسجمهور دارای اندیشه فرهنگی لیبرال است ...50 درصد جامعه ما زنان ما هستند... آیا بعد از 30 سال کار سیاسی ما باید زبانمان را باز کنیم و هرچه میخواهیم بگوییم؟...اگر یک ریال تخلف از دولت نهم داشتند به آسمانها میکوبیدند، اما نیست... من باکودک 5 ساله هم که نامه نوشته بود گفتوگو کردم...
مهمان سایت |
۱۰ شهریور ۱۳۸۸
حسن غلامی فرد: قضيه از آنجايي شروع شد كه چند شب قبل بدون هماهنگي قبلي با واحدِ تجزيه كننده حدود پنجاه شصت نفر را به صورتِ يواشكي در قبرستان "ايزابل آلنده بَرين" دفن نمودند و ما نيز بنا به دستور مستقيم ملكه سريعا براي تجزيه به محل اعزام شديم.من به عنوان مورچه سركارگر براي بازبيني محل واردِ اولين قبر شدم و ديدم...