ارمغان زمان فشمی: شما یک کارگردان ایرانی هستید که می خواهید با رعایت قوانین فرهنگی کشورتان، فیلمی برای اکران داخلی بسازید. مطابق سناریو شما مجبور می شوید یک صحنه عمیق عاطفی را در فیلمتان بگنجانید. در این صحنه قرار است دو عزیز از جنس مخالف که در داستان فیلم، محرم یکدیگر هستند در لحظه ای خاص به هم برسند، مثلا آزاده ای بعد از سال ها اسارت به خانه برگردد و مادرش را ببیند، یا پدری بعد از سال ها دختر گمشده اش را پیدا کند.
شما می دانید که کاراکترهای زن ومرد فیلم مجازند توی گوش هم سیلی بزنند و همدیگر را هل بدهند و کتک کاری کنند اما نمی توانند به بهانه این که می خواهند به بینندگان بفهمانند همدیگر را دوست دارند رو به روی دوربین کارهای بی ناموسی انجام بدهند. پس چگونه می خواهید صحنه ای تا حد امکان طبیعی، از برخورد عاطفی آنها ایجاد کنید؟
در اینجا روش هایی برای حل این مشکل به شما پیشنهاد می شود:
* می توانید قبل از برخورد این دونفر، شیء خاصی را به یکی از آنها اضافه کنید مثلا کوله پشتی به دستش بدهید یا چادر نماز سرش کنید تا طرف مقابل بتواند به جای او آن شیء را در آغوش بکشد یا ببوسد.
* از آنجا که وقتی کسی مثلا بعد از بیست سال مادرش را می بیند بعید است به بوسیدن چادرش اکتفا کند شما می توانید او یا مادرش را در لحظه برخورد، به بهانه هیجان زدگی بیش از حد به حالت غش درآورده و این صحنه را به زمانی که یک نفر با پاشیدن آب به صورت فرد مغشوش(!) قصد به هوش آوردنش را دارد وصل کنید.
* می توانید به سناریو یک ماجرای فرعی بیفزایید تا طی آن دو شخصیت مورد نظر از یکدیگر طوری رنجیده باشند که در اولین لحظه برخورد، در قبال آن دلخوری یکیشان بزند توی گوش آن یکی و بعد اشک بریزد و فضا را تلطیف کند و یادش بیفتد که چقدر طرف را دوست داشته. این طوری می تواند چادر نماز یا کوله پشتی او را ببوسد و باورپذیر هم باشد.
* می توانید این ماجرای فرعی را طوری ترتیب بدهید که یکی از شخصیت هایتان دچار یک جور مشکل روحی روانی خاص شده و در برابر مسایل، واکنش معکوس نشان بدهد. یعنی وقتی از دست کسی عصبانی است او را در آغوش بگیرد و وقتی کسی را دوست دارد از او رو بر گرداند. می بینید که این بیماری به خوبی می تواند مشکل صحنه عاطفی فیلم شما را حل کند.
* یک شگرد معناگرا و زیبای دیگر که می توانید به آن متوسل شوید حرکت به موقع دوربین به سمت هرچیز غیر از دو شخصیت مورد نظر شماست. یعنی دوربین شخصیت ها را درست تا لحظه به هم رسیدنشان تعقیب می کند و بعد ناگهان به سوی آسمان یا زمین یا گلدان های شمعدانی لب حوض یا قطره اشکی که از چشم یکی از شاهدان ماجرا فرو چکیده، تغییر جهت می دهد. این طوری بیننده می تواند تخیل خود را به کار گرفته و از احساس توهین شدگی به شعور خود بکاهد.
* اصولا شما توانایی این را هم دارید که از فیلمنامه نویس بخواهید ماجرا را از اول با دو شخصیت همجنس - مثلا پدر و پسر به جای مادر و پسر - بنویسد تا در صحنه های مختلف فیلم چنین مشکلاتی پیش نیاید.
--------------
بازنشر از وبلاگ نویسنده



سلام و درودي فراوان
زيبا بود و نمكين
يك راه را فراموش كرديد و آن هم اين بود كه ميتوانيد در اين صحنههاي بي ناموسي از بدلكار استفاده كنيم و دوربين از زاويهاي فيلم برداري كند كه بدلكار پشتش به آن باشد و بديهي است كه بدلكار همجنس با شخصيت دوم است،اصولا دور و زمانه عوض شده و امروزه شاهد افزايش همجنسگرايي هستيم!
اگر براي اين حركت بيناموسانه بدلكار گير نياورديم بهترين جايگزين ، عروسك است. اين ها تجربهي سالها سينماگري استها،قدرش را بدانيد،اصلا پيشنهاد ميكنم به اتفاق يه كتاب به نام سينما و اصول بيناموسي با هم بچاپيم؟!
ميتونيم يه برنامهي تلويزيوني هم به نام "سينما ماوراء2" بسازيم! شايدم بتونيم يه موسسه فرهنگي هنري بزنيم اسمشو بزاريم سيناموس بر وزن بيناموس،يك واژهي تركيبي از سينما و ناموس كه اشاره به بي ناموس هم دارد؛هان چطوره؟هم معنا داره هم با مسماست!
اصلا بهتره بريم يه فيلم سينمايي توليد كنيم با نام بيناموسها بعد اگر مثل اخراجيها مورد استقبال قرار گرفت 2 و 3 شم ميسازيم.
اگر بتونيم مجوز بگيريم و يه سينما هم بزنيم بد نيستا! سينما "ناموس"
سر درشم مينويسيم از ورود افراد بيناموس جدا شرمساريم!
شايدم پا داد يه موسسه خدماتي زديم، مثلا آژانس،البته فك كنم تاكسي بيسيم بهتر باشهها،ميتونيم با تاكسي بيسيم بانوان رقابت كنيم، ما ميشيم تاكسي بيسيم بيناموسان! خوشبختانه هم كه اين روزا بيناموس كم پيدا نميشه،به نظر ميرسه همون يه ماهه اول به سود برسيم و نونمون روغني و سفرمون نفتي بشه.
اصلا چطوره پيشنهاد بديم يه وزارت خونه بزنن؟! وزارت ناموس و امور مربوطه، خيلي عالي ميشهها، پيشنهاد بجايي هم هست،چرا كه وقتي پاي ناموس مياد وسط و 3-2 تا زن قراره وزير بشن، چرا وزارت ناموس نداشته باشيم،مگه ما بيناموسيم خداي نكرده؟!
[کمبود شکککلکک]
['گل]
به عقيق هم سلام برسون.من همكلاسي دوران دانشگاهش هستم آدرس ايميل من رو هم بهش بده.