چار حرفي قشنگ و نازنين
اي كليد هر معما در زمين
روز و شب از تو حمايت كرده ايم
چون به تو بدجور عادت كرده ايم
هيچ كاري بي وجودت كار نيست
با تو بودن هيچ عيب و عار نيست
روز ما كي شب شود بي نام تو؟
قوه ميگيريم از الهام تو
فيل ها كرديم با نامت هوا
در نيامد از كسي حتي صدا!
هرچه مي گوييم باور مي كنند!
دسته گل ها بار خاور مي كنند
وعده ها داديم بسيارو قشنگ
تازه آن هم وعده هاي رنگ رنگ
چيز هاي گنـُده مـُنده ساختيم
صد قلمبه هركجا انداختيم
هركجا هم قافيه را باختيم
چند جمله از تو را پرداختيم
دروجود ما نهادينه شدي
روي پيشاني ما پينه شدي
گر كه بر تو بيشتر همت كنيم
ما جهان را هم مديريت كنيم
ما شديم الگوي كشورها ي دور
تا شود چشم حسودان كور ِ كور
در زمين چون هركجا گل كاشتيم
در فضا هم گام ها برداشتيم
تا كه در قعر فضا هم گل زنيم
يا در ِ كل فضا را شُل زنيم
با توكشور بهر ما كشك است و دوغ
جان ما قربان نامت اي «دروغ»
گفت با « جاويد » رندي اين چنين
جاي خود بنشين مديريت ببين

